تلگرام یهود – سال‌های سال خاص‌ترین جایی که به ذهن می‌رسد، کار می‌کردم. یک بیت‌ میدراش (آموزشکده) در اورشلیم، به نام میمیزراخ شمش، بیت مدراش اقدام اجتماعی، که بر اساس سنت‌های یهودیان سرزمین‌های عربی ایجاد شده است.

در میمیزراخ شمش، ما متون یهودی درس می‌دادیم با تأکید بر متون خاخامی سفاردی و میزراخی، به عنوان ابزاری برای روشنگری و تحول اجتماعی. کاری که ما کردیم تربیت رهبران اجتماعی، آموزشگران، و کنشگران جامعه‌ی اسرائیلی از این منظر بود که مددکاران خوب می‌بایست اقدام به عمل را یاد بگیرند. برای ده سال، من مدیریت دپارتمان جوانان میمیزراخ شمش را به عهده داشتم.

در اواخر کار من در بیت‌ میدراش، به متن زیبایی برخوردم که هدف من از کارم را به شکلی موجز بیان کرده بود. خاخام حئیم یوسف دیوید آزولی (متولد حبرون، فعال در آفریقای شمالی و ایتالیا در فاصله‌ی ۱۷۲۷-۱۸۰۶) به ما می‌گوید که «هر که در اسرائيل بود سهم خود را در سینا گرفت و هر کس می‌بایست تلاش کند با بکارگیری تورات، روشنی را به سهم خود وارد، و هیچ کس به جز خود او از عهده‌ی این نمی‌آید».

همه‌ی ما مسؤولیت داریم جای خود را در تورات بیابیم. به عنوان یک آموزشگر یهودی، من علاقمندم همه‌ی یهودیان در بخشی از تورات احساس تعلق کنند، و بدانند که جامعه بدون صدای آنان چیزی کم دارد.

در میمیزراخ شمش، من در میانه‌ی یک امر مهم قرار داشتم، و به جامعه‌ی اسرائيل اهمیت صدای اجتماعی، فرهنگی، مکتوب، و مذهبی یهودیان سفاردی و میزراخی در جامعه‌ی اسرائیل را نشان می‌دادم. ما نه تنها متونی را درس می‌دادیم که بسیاری به گوش‌شان نخورده بود، بلکه حتی منشوری را عرضه می‌کردیم که از طریق آن زندگی یهودی و اسرائیلی را تماشا کنند: زندگی که در آن به شاخه‌ها و فرقه‌های مذاهب و ادیان نیازی نیست و همه تعلق دارند و بزرگداشت سنت‌ها با مسؤولیت ایجاد تغییر دست در دست هم دارند.

در ۲۰۱۵ با خانواده‌ام به ایالات متحده برگشتم، و اگرچه دیگر جزو میمیزراخ شمش نبودم، روحیه و پیام آن همچنان با من ماند. با نگاهی به جامعه‌ی تازه‌ی خود، گاه به خود می‌گویم: چگونه می‌توانم در اینجا تغییری ایجاد کنم، به تنهایی، و در این محیط؟ با دیدن و خواندن بی‌عدالتی‌ها می‌خواهم فریاد بکشم. و همزمان، ناچارم برای اداره‌ی خانواده‌ام تلاش کنم، به کودکانم بیاموزم چگونه انسان‌های شایسته‌ای باشند، و نیز چگونه خود را با زندگی آمریکایی تطبیق دهند.

معمولا در حوالی جشن «حنوکا» در میمیزراخ شمش، به بررسی اختلاف نظر میان دو تن از خاخام‌های بزرگ باستانی می‌پرداختیم، هیلل و شامای. آنها بر سر افروختن شمع‌های منوره اختلاف نظر داشتند. سرای شامای نظرش این بود این می‌بایست هشت شمع در شب اول روشن کنیم، و سپس هر شب یکی کم کنیم. هیلل باور داشت که می‌بایست یک شمع در شب اول روشن کنیم و سپس هر شب یکی بیفزاییم تا شب آخر.

مثل همیشه، سنت‌ها به جای شامای با هیلل همراه شدند.

من در مناظره‌ی دو خاخام محبوب‌ام استعاره‌ای از امکان تغییر در اوقات دشوار می‌یابم. و خوانش من از رویکرد خاخام هیلل به من کمک کرد که دوباره به یکی وبسایت تازه‌ی حنوکای سفاردی علاقه نشان دهم.

شروعی با نور رخشان و گرم – شبیه به آتش – با منوره‌ی سراسر روشن که آموزه‌ی شامای بود، به یاد ما می‌آورد که گاه وقتی با بی عدالتی و رنج مواجه می‌شویم، نیاز به اقدام جسورانه و ابعاد عظیم داریم.

این شاید به آن معنا باشد که نزدیک چشمه‌ی آبی خیمه بزنی که اگر آتش شعله‌ور شد، امکان خاموش کردن آن را داشته باشی، مثل زمانی که کلامی نژادپرستانه شنیده‌ای، و یا از کلاس‌ درس به همراه همکلاسی‌ها، ناامید و خیانت‌دیده از نتایج انتخابات بیرون می‌روی. مانند «آتش» شامای، اقدام تو باید قوی باشد و اساسی، و وجدان مردم را در مورد مساله‌ی اجتماعی حاضر تکان دهد.

اما نور افزایشی هیلل به آرامی گسترش می‌یابد، و اندک اندک زیبایی و قدرت آن پا می‌گیرد. این گونه تغییر اجتماعی شاید مانند داوطلب شدن به کار در خانه‌های امن کارتون‌خواب‌ها، روشنگری در مورد مسائل اجتماعی و آموزش مردم در خصوص حقوق ایشان باشد.

در طول زمان اما، نتیجه‌ی این کار مانند نور درخشان شامای در شب اول، بزرگ می‌شود، اما نه از همان قدم اول. این یکی، نتیجه‌ی زمان و پیگیری است، و هر قدم کوچک در نهایت به روشنایی برای همگان بدل می‌شود.

در این روزها که حوالی جشن «حنوکا» است، خاخام هیلل به من کمک کرد که راه خود را برای روشن کردن چراغی که امیدوارم شمع اول بسیاری شمع‌های بعد از این باشد، پیدا کنم. من راهنمایی تنظیم کردم حنوکای سفاردی، برای آموزشگران یهودی که شامل منابع، برنامه‌های درسی، داستان‌ها و دستورالعمل‌هایی برای آموزگاران است تا بتوانند متون و سنت‌های یهودیان سفاردی و میزراخی را به مدارس، کنیساها و سازمان‌های جامعه‌های یهودی انگلیسی زبان ببرند.

همچنان که در میمیزراخ شمش آموختم، همیشه جوابی به سوالی در متون یهودی ما یافت می‌شود. در بحث هیلل در خصوص روشن کردن شمع‌ها، من انگیزه‌ای یافتم برای روشن کردن چراغی کوچک، سفاردی حنوکا. امیدم این است که همچنان که آموزشگران یهودی به دانش‌آموزان کمک می‌کنند بخش خود از تورات که در سینا دریافت کرده‌اند را روشن کنند، این چراغ نیز درخشان‌تر شود و برنامه‌های آموزشی ما، کلاس‌های درس ما، و جامعه‌‌ی را به هم بیشتر پیوند بزند.