اخبار را نگاه می کنم. دقایقی پیش خبرها دوباره از پرتاب دوباره بالنهای آتشین از سوی غزه است و تصاویر زمینهای کشاورزی آتش گرفته اسراییل.

چند روزی بود آرام گرفته بود و اخبار از جنس دیگری می زد.

آخرین فیلم گفتگوی بنیامین نتانیاهو با ملت ایران در آمادگی کمک و حمایت اسراییل در زمینه آبیاری و کشاورزی به ملت ایران چند روزی بود که رسانه های بین المللی و حتی داخل اسراییل را مفتون خود ساخته بود و بدنبالش هم موج شگفتی فارسی زبانان در شبکه های اجتماعی و رسانه ها که پیرامونش با شدت پژواک داشت.

سایت حمایت و آموزش وعده داده شده را که نگاه می اندازی آن را بیشتر به یک غرفه نمایشگاه تکنولوژی پیشرفته و ماشین آلات کشاورزی و پروژه های آن می یابی و اگر شانسش را داشتی و بچه پیش از انقلاب بودی حتما تو را به یاد غرفه های اسراییل در نمایشگاه های بین المللی تهران پیش از انقلاب انداخته است. این بار پس از تقریبا چهل سال نه در تهران و بلکه مجازی با امکاناتی و پیشرفتهای بس حیرت انگیز. تازه هیچ حرفی از کشاورزی دریایی اش به میان نیاورده.

درحال و هر کدام از آن فیلمهای کوتاه می شد افتخار و غرور اسراییل را هم بو کشید. علیرغم جوان بودنش و وسعت جغرافیایی بسیار کم و نبود منابع و ذخایر زمینی توانسته به ابرقدرتی جهانی در تکنولوژی، صنعت، کشاورزی و آبیاری تبدیل شود.

جالب اینجاست چند روز پیش هنگامیکه در یکی از کلاسها از سپاه ترویج آبادانی و بهداشت پیش از انقلاب می گفتم تردید داشتم خرمن کوب همان کمباین است یا نه. بچه شهری از تهران هستم. این چیزها را نمی شناسم و بویی هم نبرده ام. ناگهان صدای دانشجویان دختر و پسر اسراییلی از هر طرف بود که توضیح در زمینه کشاورزی و دستگاه های مختلف آن می دادند و می پرسیدند آیا منظورم این است یا آن و یا آن دیگری. هرکدامشان بی اغراق بر روی زمینهای کشاورزی کیبوتص و یا مشاو منزلشان روزی زمینهای کشاورزی کار کرده اند و هنوز هم. چند وقت دیگر هم همینها کارشناس خاورمیانه خواهند شد.

هفته گذشته در برنامه خبری نقشه آتش سوزی و میزان خسارت وارده بر آن را اعلام می کردند. آتش سوزی چند وقت اخیر در جنوب کشور را می گویم. همان صحراهای برهوت را که اسراییلیها به سرزمینهای کشاورزی تبدیلشان کرده اند.

نتیجه آتش سوزی ها را بدون هیچ توفیق نظامی از سوی حماس توصیف می کنند. 600 بادبادک آتشین به طرف اسراییل پرتاب کردند که 400 تای آن توسط ارتش اسراییل نابود شد اما 200 بادبادک آتشین در زمینهای اسراییل فرود آمد و براساس ارزیابی های هفته گذشته 900 تا 1000 هکتار زمین کشاورزی اسراییل را به خاکستر تبدیل کرده است . آنکس که نمی تواند این معیار را تجسم کند فقط کافی است وسعت دو سنترال پارک شهر نیویورک و یا وسعت 22 دیسنی لند را در ذهنش ترسیم سازد. این زمینهای کشاورزی قرار است هزاران هزار نفر را تغذیه کنند. طبیعت و وحش مناطق طبیعی به کنار.

کارشناس طبیعت اسراییل دکتر بوئز شخم (Boaz Shekhem)، اکولوگ و کارشناس مراکز وحش و طبیعت از دانشگاه اورشلیم فراخوانده می شود تا در برنامه تلویزیونی میزان خسارت به طبیعت و زمینهای کشاورزی را تشریح کند.

می گوید زمینهای کشاورزی را که سوختند می شود ارزیابی کرد و میزان خسارت را تخمین زد اما خسارتی را که غزه ای ها به طبیعت وارد ساختند غیر قابل تخمین است. قیمت را گزاف و غیر قابل تخمین می داند. می گوید در هر هکتار طبیعت جنوب اسراییل هزاران درخت و گیاه توسط اسراییل رویانده شده بودند و در نتیجه هم حیوانات و وحشی که در این طبیعت می زیستند تقریبا همه سوخته اند و ناچیز تعداد موجود زنده اگر توانسته باشند جان سالم زنده به در برده باشند.

می گوید شاید درختانی باشند که بتوانند دوباره از نو رشد کنند اما ذره ذره گیاهان و درختان و خاک آنجا و حتی سنگها و صخره های طبیعت جنوب اسراییل توان پایداری آتش سوزی را ندارند. نام می برد و در شگفت می مانی از دانه دانه نام سنگها و صخره ها که توضیح می دهد و خزنده گان که نتوانسته اند بخزند و باقی بمانند.

اکولوگ اسراییلی با ظاهری است بس ساده و آدم زمین است – مثل تمام اسراییلیها – و مسلط به حوزه پژوهش خود و فروتن، آرام میزان خسارت وحشی گری را تشریح می کند. می گوید در این منطقه درختانی می زیستند که اسراییلیها در طی سالها از اقصی نقاط جهان از جمله آفریقا به اسراییل آورده بودند و در این منطقه بیابانی اسراییل پرورش دادند.

مجری برنامه می پرسد چقدر طول خواهد کشید تا این طبیعت دوباره به حال پیشین خود بازگردد. کارشناس می گوید چند دهه، حتی تا چهل و پنجاه سال. با این وسعت آتش سوزی چند دهه می خواهد تا آنچه را که کاشته بودیم دوباره بازسازی کنیم. طبیعت این منطقه عادت به آتش سوزی ندارد.

دلت به درد می آید. سالهاست که آشنایی با این حدیث تلخ آن هم از نزدیک. ویرانگر آن طرف مرز فقط کشته می خواهد و شمار بالای قربانی. همین. فقط نابود کند. نه هرگز درایت دیپلوماسی از خود نشان داده و نه میز مذاکره و حل بحران. فقط مرگ می خواهد و ویرانی. حالا به هر قیمتی برای دو طرف.

سوریه

پرفسور اران یاشیو (Eran Yashiv ) پژوهشگر اقتصاد خاورمیانه از دانشگاه تل آویو در برنامه میزگردی شرکت می کند. از او پرسیده می شود جنگ تقریبا تمام شده حالا چه باقی مانده؟ اقتصاد سوریه تا کجا صدمه دیده؟ برآورد این خسارت چقدر خواهد بود؟

پرفسور یاشیو بلادرنگ پاسخ می دهد فاجعه ای است غیر قابل توصیف.

می گوید در تمام سالهای پژوهشش به چنین ارقامی از خسارت برخورد نکرده و مثال می آورد. پس از جنگ جهانی اول آمریکا برای بازسازی اروپا و تخمین رقم این بازسازی وارد میدان می شود و به ارزیابی می پردازد. با احتساب آلمان داغان شده و بازسازی کل اروپا، بازسازی را صد و ده میلیارد دلار برآورد کردند.

دو سال پیش صندوق جهانی بازسازی سوریه را 200 میلیارد دلار تخمین زد. حال این رقم مربوط به ویرانی دو سال پیش سوریه بود و نه وضعیت کنونی این منطقه. آنچه باید اکنون سرمایه گذارده شود بسیار بیشتر خواهد بود. دو برابر اروپای بعد از جنگ جهانی اول آن هم تازه اگر بتوانند سوریه را به موقعیت پیش از جنگ بازگردانند.

می گوید روسیه و ایران سخت مشتاقند و در شتاب تا بلکه قراردادهای خاص و پر پیمانه ای به نام بازسازی سوریه را به چنگ آورند تا بلکه از این طریق حضور و دخالت های نظامی و منطقه ای خود در قالب اقتصاد سوریه را همچنان حفظ کنند.

اردن

در چند روز اخیر آرام گرفته ولی واضح است آرامش پیش از طوفان است و دوباره گر خواهد گرفت. هفته گذشته اردن شاهد تظاهرات صدها هزار نفر در شهرهای این کشور بود. اعتراضات عموما به قیمت بالای نان بود و آرد و بنزین و دیگر مواد غذایی و این اواخر هم بالا رفتن مالیات بر درآمد برای پرداخت وام اردن به صندوق جهانی. خشم و شعارها به ظاهر علیه تصمیمات دولت بودند اما در اصل پیکان آن سر شاه اردن را هدف قرار داده. جمعیتی خشمگین در خیابانها به چشم می خوردند که به ظاهر اعتراضاتشان به قیمت نان است و… اما پشت این تظاهرات دست فعال گروه های سیاسی دیده می شوند که با حساب هایی جدا از گرانی دارند جمعیت را می جنبانند و اگر نگاه کمی دقیق تر زوم گردد می توان گروههای سیاسی فلسطینی را در این جماعت خشمگین یافت که در کمین فرصت نشسته بوده اند تا بلوا و آشوب به نام گرانی به راه بیاندازند. جماعتی که بشدت مذهبی اسلامی است و فلسطینی و نه اردنی – سندیکاهای حرفه ای صنعتی غالبا فلسطینی هستند – و طرفدار حکومت و شاه اردن نیست که هیچ حتی بر علیه آن است و مثل بشکه باروتی آماده انفجار نشسته بوده و پیشتر هر از چند گاهی دودی از خود بلند می کرده.

پر واضح است در این قیل و مقال باید نگاه را به جمعیت اردن انداخت. جمعیتی هفت میلیونی که اغلب آن فلسطینی است و به این جمعیت هم دو میلیون دیگر اضافه کن که پناهنده سوری اند.

اگر کسی گوشهایش در ماه های گذشته باز می بود می شنید که پادشاه اردن ضجه و فریاد کمک به اقتصاد شکننده کشورش را برآورده و حتی دست به دامان اروپا ترکیه و دیگر کشورهای عربی منطقه شده بود که دیگر نمی تواند بار خرج و هزینه جمعیت دو میلیونی را به تنهایی بکشد و در حال فرو ریختن است. یا با بی اعتنایی روبرو شد و یا کمکها اندک بودند و یا کمک هایی که از سوی غیر هم پیمانان پیشنهاد می شدند احتمال خطری سوق الجیشی را برای موقعیت اردن محتمل می ساختند.

سئوال بر این است آیا پشت پرده این بلواهای خیابانهای اردن را باید فرصت طلبی گروه های فلسطینی با طرحی مخفی در جیبشان دانست که امروز به بهانه قیمتهای بالا و گرانی و در اصل مخالفت با پادشاهی اردن فرصت را غنیمت دانسته برنامه برای شورش ریخته اند؟

آیا باید شروع به این حدس و گمان پرداخت که گروهی و جریانی – بخوان جماعت فلسطینی اردن- با قصد براندازی سلطنت در اردن درصدد اند راه را باز کرده و این سرزمین را به غزه وصل سازند و در این بلبشویی منطقه کشور گشایی کنند و طرحی جدید در جغرافیای منطقه در اندازند؟
آیا بلوای جدید در راه است و جنگی دیگر؟ تخمین ویرانی هایش چقدر خواهد بود؟
.