اسکرانتون، پنسیلوانیا (آژانس تلگراف یهود) – پس از هشت سال تلاش، بالاخره یک مادر اسرائيلی به نام «ادینا پورات»، در اوایل این ماه حکم یهودی طلاق خود را دریافت کرد، یا گرفت، و مساله «آگونوت» – زنانی که به عقد ازدواج خود زنجیر شده اند و قادر به برونرفت نیستند زیرا شوهرانشان از طلاق خودداری می کنند – دوباره سرتیتر اخبار شد.

پرونده پورات، به لطف تلاش سازمان های مردمی قطعنامه آگونوت (طلاق)، و سازمان «اورا»، که برای تحت فشار قرار دادن شوهران متمرد دست به نمایش و اقدامات علنی در انظار عمومی می زند، نتیجه ای موفقیت آمیز، اگرچه با تاخیر، داشت. سازمان «اورا» هم اکنون روی پرونده ۷۰ زن دیگر، که بیشترشان در ایالات متحده و اسرائیل ساکن اند، کار می کند.

در سال های اخیر، کارشناسان چندین راهکار خلاقانه حقوقی برای حل این پرونده ها پیشنهاد کرده اند، و مجادله های داغ در خصوص مسائل حقوقی مذهبی، سیاست های حاکم و اجتماعی راه انداخته اند. تا به امروز، اما، هیچ کدام به طور گسترده ای پذیرفته نشده است.

شاید فوتبال تخصصی بتواند توضیحی در چرایی این مساله به دست بدهد.

این بازی یکی از پرتماشاچی ترین بازی های عرصه ورزش آمریکا باقی مانده است، اگر چه تاثیرات محتوم و ناتوانی آور این بازی بر همگان ثابت شده است. روشنفکران عرصه عمومی و کارشناسان پزشکی هر دو مشروعیت این بازی به عنوان وسیله تفریح عمومی را زیر سوال برده اند، اما نگرانی ایشان بر رتبه های تلویزیونی تاثیری نداشته است. زیرا آسیبی که فوتبال به همراه دارد، از خصوصیات ذاتی آن است، نه یک اشکال گذرا. مشکل نیست که قابل حل باشد، بلکه زاویه ای حساس از جذابیت این بازی است.

میلیاردر آمریکائی «دونالد ترامپ» در یکی از راهپیمایی های کمپین خود در ۱۰ ژانویه، هنگامی که از زیادی «بی خاصیت» شدن فوتبال،‌ و در نتیجه کاهش جذابیت آن شکایت کرد، به این جنبه از این بازی تاکید کرد. این نامزد ریاست جمهوری جمهوریخواهان به طور ويژه از ضربه های زشت بیرحم (غیرقانونی) دست به یقه، حین یکی از بازی های میان «سینسیناتی بنگالز» و «پیتزبورگ استیلرز» که حتی گزارشگر تلویزیون را نیز به سکوت فرو برد، اشاره داشت.

ترامپ که صاحب یک تیم فوتبال در لیگ غیرفعال فوتبال ایالات متحده است، گفت «ضعیف شده است، و می دانید چی؟ روی ان اف ال هم تاثیرش را خواهد گذاشت. »

فیلسوف اسرائیلی موشه هالبرتال، در کتاب خود، در فداکاری، توضیح مختصری در چرایی این وضعیت می دهد. او می گوید چون هدف های والا نیاز به فداکاری دارند، ما عادت کرده ایم تصور کنیم که فداکاری به خودی خود می تواند هدف را توجیه کند و یا حتی آن را مقدس بنمایاند.

او در این کتاب نوشت «به همین خاطر است که سربازان شجاع، که منافع خود را به کناری می اندازند و خود را به خطر می اندازند به توهمی اخلاقی دچار می شوند که فرار از آن دشوار است».

به زبان دیگر، به این خاطر که سربازان در جبهه ها به این شدت فداکاری می کنند، ما چشممان را به روی ناهنجاری های اخلاقی جنگ می بندیم. به جای آن، به شجاعت جنگجویان توجه می کنیم. همچنین، به این خاطر که بازیکنان فوتبال در این حد فداکاری می کنند، هم در لحظه، و هم در مواجهه با جراحاتی که تا آخر عمر با آنها می ماند،‌ رفتار و اعمال آنها دارای ارزش و معنایی با شکوه تر می شود. در جهانی که بیشتر میزان تفریحات ما از پیش تعیین شده، و ساختگی است، همین حوادث واقعی فوتبال بخش بزرگی از جذابیت فوتبال را می سازد، و بازیکنانش قهرمانان با عظمت به شمار می آیند.

ساز و کار مشابهی در مواجهه با «آگونوت ارتدکس» موجود است. بسیاری از خاخام های معتبر به قساوت اخلاقی، و حتی به زن ستیزی متهم شده اند، زیرا تایید خود را به راه حل هایی که می توانسته زنان را از ازدواج های ناخواسته رها کند، اعطا نکرده اند. این اشتباه است. این خاخام ها در اغلب موارد بیشترین و واقعی ترین همدردی های شخصی را با مساله «اگونوت» دارند و در رهبری گروه هایی نظیر سازمان راه حل آگونوت فعال هستند. حتی به طور ناشناس «توافق پیش از ازدواج» را تایید کرده اند، که شکلی از توافق حقوقی پیش از ازدواج برای جلوگیری از آگونوت احتمالی آینده است.

اما خط قرمز بسیاری از ایشان، در همینجاست، و پرونده های موجود را به حال خود می گذارند. حتی زمانی که سال های عمرشان در ساختاری ناعادلانه علیه ایشان تلف می شود. در حقیقت، از خودگذشتگی آنها یک امر عمومی، و تاکید بر مشروعیت و غیرقابل برگشت بودن قوانین مذهبی مربوط به ازدواج و طلاق است. به خاطر همین فداکاری عظیم آنهاست که این قوانین اینگونه قدرت و تقدس یافته اند، و از آنها قهرمانانی ساخته است که جامعه از آنها درس می گیرد و به آنها اقتدا می کند. یک دادگاه مذهبی یهودی که حکم طلاق را صادر کند، در واقع پیامی می فرستد به این مضمون، که احکام شرع در نهایت چندان واجب الاجرا نیستند.

اگر رهبران ارتدکس مدرن و جوامعی که حقیقتا به قوانین یهودی اعتقاد دارند، می خواهند که حق طلاق فقط و فقط در دست شوهران متمرد بماند، فداکاری چند زن تغییرات حقوقی را توجیه نخواهد کرد، علیرغم فداکاری شدید آنها. در واقع، فداکاری آنها ممکن است، در یک طنز تلخ، زنجیرهای حقوقی را بر دست و پایشان محکم تر کند.

به زبان ساده، قوانین یهودی گاه مردم را می آزارد. و نظیر فوتبال، یک اشکال نیست، بلکه ذاتی این قوانین است. و همانطور که «ترامپ» به خوبی به آن آگاه است، ما نمی توانیم این ویژگی ذاتی را غیرقانونی اعلام کنیم و یا از میان برداریم بدون این که کل سیستم را زیر سوال برده باشیم.

هالبرتال، اما، تحلیل خود را با این هشدار به پایان می برد: «زمانی که اخلاقیات تبدیل به انگیزه می شود تا به نام هدفی بالاتر به آن دست یافته شود، همیشه دیگری است که هزینه می دهد». از نگاه هالبرتال، فداکاری های انحراف یافته به معنای بت پرستی است.

برای بسیاری از ما که به قوانین این مذهب اعتقاد داریم، راهی سخت در پیش است. باید اصول منزهی که می خواهیم حفظ کنیم را در نظر داشته باشیم، و نیز جان و تن کسانی که برای این اصول فدا می شوند و هزینه می دهند را نیز در نظر بگیریم.