در زمان جنگ هشت ساله ایران و عراق، یکی از اقداماتی که توسط ارگانهای نظامی ایران به جهت پیروزی در جنگ مقابل صدام حسین انجام گرفت، حمله هوایی ارتش ایران با نام “عملیات شمشیر سوزان” به نیروگاه اتمی “اوسیراک” که در ۱۸ کیلومتری جنوب غربی کشور عراق قرار داشت، بود. که این عملیات در تاریخ ۸ مهر ماه ۱۳۵۹ برابر با ۳۰ سپتامبر ۱۹۸۰ توسط جنگنده های اف- ۴ ایران با هدف انهدام نیروگاه اتمی اوسیراک صورت پذیرفت که با نفوذ به عمق خاک عراق تاسیسات اتمی اوسیراک را که در شرف تکمیل و دریافت سوخت بود با هدف بازداشتن این کشور از رسیدن به قدرت اتمی، بمباران کرده اما موفق به انهدام کامل آن نشدند. اتفاقی که نه تنها نتوانست جلوی دسترسی این کشور در دست یافتن به قدرت اتمی را بگیرد، که بالعکس باعث شد تا صدام حسین به خشم بیشتری رسیده و با احیای آن درصدد حمله ای برآید که ایران را با خاک یکسان کند. عملیاتی که بدون در نظر گرفتن عواقب آن و در دست نداشتن قدرت کافی نظامی برای مقابله با آن انجام گرفت که می توانست تبعات بسیار سنگینی برای مردم ایران به ارمغان آورد.

چرا که پس از انجام عملیات نیروی هوایی ایران، دولت عراق نیروگاه اتمی خود را بازسازی کرده و با توان امنیتی بالاتری درصدد حمله به ایران برآمد. اما در آن هنگام نیروی هوایی اسرائیل با هدف حمایت از خاک ایران و مردمانش وارد عمل شد و طی عملیاتی هوایی با نام “اپرا” نیروگاه اتمی اوسیراک را به طور کامل منهدم نموده و کشور ایران را از حتمی ترین فاجعه نجات داد. این عملیات یکی از تاثیرگذارترین و سرنوشت سازترین عملیاتها در جهت کاهش زمان جنگ ایران و عراق بود که در ۱۷ خرداد ماه سال ۱۳۶۰ مصادف با ۷ ژوئن ۱۹۸۱ توسط ۸ فروند جنگنده اف- ۱۶ متعلق به نیروی هوایی ارتش اسرائیل صورت گرفت و موفق به انهدام تاسیسات اتمی مذکور گردید که طی آن نه تنها جان میلیون ‌ها ایرانی را نجات داد، که به عنوان یکی‌ از موفق‌ ترین عملیات‌ های جنگی هوایی در سطح جهانی‌ مطرح شد. به طوری که بعد از تصرف عراق به وسیله ارتش آمریکا، فرماندهان این ارتش به هوشمندی و منحصر به فرد بودن این عملیات اشاره کردند.

و این در حالیست که اگر عملیات اپرا به وسیله اسرائیل انجام نمی شد، صدام حسین ایران را با خاک یکسان می کرد و از آنجا که عراق آماده تولید ۱۶۵ پوند بمب اتمی بود که برای نابود کردن کل نیروی نظامی ایران کفایت می کرد، می توان اسرائیل را بزرگترین منجی تاریخ معاصر ایران نام نهاد. به این جهت که اگر دولت اسرائیل به کمک ارتش ایران نیامده بود، همان سرزمینی که امروزه شیوخ در آن بر مسند قدرت نشسته و “مرگ بر اسرائیل گویان” به دشمنی با این کشور می پردازند نیز تحت سلطه صدام حسین قرار می گرفت و دیگر از ایران ویرانه ای بیش باقی نمی ماند. چرا که اوسیراک یکی‌ از مهم ‌ترین مکان‌ هایی‌ بود که حکومت صدام حسین به شدت از آن محافظت میکرد و آن را سدی نفوذ ناپذیر می ‌‌دانست و حتا اعلام کرده بود که عراق اولین کشور عربی‌ خواهد بود که می تواند از بمب اتمی علیه دشمنان استفاده کند.

آری ارتش اسرائیل با اطلاعات بسیار دقیقی‌ که از چگونگی‌ فعالیت‌های اتمی‌ عراق داشت توانست بدون هیچ گونه تلفاتی، جان میلیون ‌ها ایرانی را نجات دهد. اما این در حالیست که در تاریخ معاصر کمتر کسی‌ اسرائیل را به عنوان منجی ایرانیان می‌‌ شناسد. و البته گرچه اکثریت مردم ایران اطلاعاتی در خصوص حمایتی که دولت اسرائیل از ایرانیان کرده ندارند، اما تاریخ و شواهد و مدارک گواهی هستند بر صحت این رویداد که اگر دولت اسرائیل به کمک ایرانیان بر نمی خاست، دولت عراق یا ایران را با خاک یکسان کرده بود و یا بر مسند قدرت نشسته و سرزمین نیاکان ما در دستان بیگانگان به ویرانه ای بدل می گشت.
و درست است که نام بسیاری از خلبانان نیروی هوایی اسرائیل که در عملیات اپرا شرکت داشتند نیز تا سالها منتشر نشد، اما پس از گذشت دو دهه از انجام آن، نام برخی از خلبانان و طراحان آن اعلام شد که از آن‌ جمله می‌ توان به “ژنرال دان حالوتس خلبان ایرانی الاصل نیروی هوایی اسرائیل” و “ایلان رامون نخستین فضانورد اسرائیلی که در حادثه انفجار فضاپیمای کلمبیا کشته شد”، اشاره کرد.

و حال، پس از تمام فداکاری های انسانهایی که برای نجات کشورشان در جنگی شرکت کردند که تنها به خاطر عقده های یک رهبر دیکتاتور به نام خمینی شکل گرفت و پس از حمایتهایی که کشور اسرائیل در مقابل دشمنان از مردم ایران زمین نمود، سران جمهوری اسلامی که سالهاست مصرانه به چپاول ملت ایران می پردازند، اکنون به فلسطینی‌ هایی‌ پول و سلاح می‌‌ دهد که در طول ۸ سال جنگ ایران با عراق از سربازان ارتش عراق و فدائیان صدام حسین بشمار می ‌‌آمدند و سالهاست که دشمنان و غاصبان سرزمینی هستند که به اجداد همان اسرائیلی تعلق دارد که سران نظام آن را “بلاد کفر” خوانده و هر روزه در توهم توطئه ای از سوی آنانند. گو اینکه نیروهای هوایی ارتش همان بلاد کفری که آقایان می گویند، توانستند خاک ایران را از دست درازی اعراب دور نگاه دارند… و نه دعای آیت الله هایی که بر مسند نشسته و دخیل به عبای ولی فقیه توطئه بینشان بسته اند…!

و اگر چه امروزه در ایران صاحبان قدرت و مقامات نظام، سرمایه های ملت را خرج کینه توزی به واسطه تبلیغات ضد اسرائیلی میکنند و با آوردن ده ها آیه و حدیث و با سر دادن شعارهای “مرگ بر این و آن” سعی بر تخریب وجهه اسرائیل در انظار عمومی دارند و با حمایت از دشمنان این کشور قصد بر از میان برداشتن دولت اسرائیل از عرصه جهان داشته و با تهدیدهای هر روزه خود رویای نابودی اش را در سر می پرورانند که البته خیال خامی بیش نیست، اما ارتش اسرائیل با حمایت خود از مردم ایران ثابت کرد که رشادت به معنای شعار نبوده و شجاعت، خودکشی‌ و عملیات انتحاری نیست و بر حق بودن نه تنها نیازی به اثبات ندارد، که در عمل قابل رویت است. چرا که تاریخ با دروغ‌ ها و شعار‌های سران رژیم جمهوری اسلامی تغییری نمی کند و کمکی که دولت اسرائیل در سی و چهار سال پیش به مردم ایران زمین کرد نشانی بارز است از پیروزی حق بر باطل.