چاقوزنی های دنباله دار جاری از سوی نوجوانان فلسطینی علیه شهروندان اسرائیلی غیرقابل تحمل است. قتل غیرنظامیان با سلاح سرد نشانه ای از مقاومت به شمار نمی آید، نشانه بزدلی است. همانطور که چپگراها خشونت غیرموجه اسرائیلی ها علیه فلسطینی ها را محکوم می کنند، میانه روهای فلسطینی می بایست این حمله ها را محکوم کنند.

اما به باور من، فاجعه از شمار قتل ها و عمق خشونت فرا می رود. هدف چاقوزنی و ترور این انتفاضه تازه شاید راه حل «دو کشور برای دو ملت» باشد.

مدت طولانی مردم اسرائیل باور داشتند (مستند) که فلسطینی ها موافق راه حل «دو کشور برای دو ملت» نیستند، اما این تنها راه ممکن برای حفظ اسرائیل به عنوان وطن دموکراتیک مردم یهود بود. برای این که تمام واقعیات موجود اشاره به این است که زمان با ما همراه نیست: هر چه بیشتر این اختلاف را ادامه بدهیم، راه حل «دو کشور برای دو ملت» بیشتر و بیشتر غیرممکن جلوه خواهد کرد. در نتیجه، راه حل تک-دولتی هرچه بیشتر از سوی مقامات رسمی جامعه جهانی تایید خواهد شد.

اگرچه من خود موافق راه حل «دو کشور برای دو ملت» هستم، اما بیرونی هایی که به نتیجه منطقی عدم حمایت از راه حل «دو کشور برای دو ملت» برسند را سرزنش نمی کنم؛ به گفته انیشتن، دیوانگی یعنی عمل مشابه را تکرار کنی و توقع پیامد متفاوت داشته باشی. شاید تحول در تحلیل جامعه جهانی از این کشکمش به سرعت اتفاق نیفتد، اما تا 10 یا 15 سال آینده اتفاق خواهد افتاد.

با وجود این، سناریوی دیگر، و قریب الوقوع تری از بازپس گیری حمایت جهانی از راه حل «دو کشور برای دو ملت» در مقابل ماست. این سناریوی دیگر این است که تشکیلات خودگردان فلسطینی رسما راه حل تک-دولتی را تایید کند. در 2012، من با صائب اراکات، مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطینی ملاقات کردم. حرفی زد که تا به امروز من را نگران می کند: “حماس تشکیلات فلسطینی را تصاحب نخواهد کرد. تشکیلات فلسطینی نسل تازه ای از فلسطینیان سکولار و غرب زده تصاحب خواهد کرد.” این نسل تازه با ارزش های اسلامی ترغیب نمی شود، از حماس، داعش، و دیگر گروه های اسلامیست حمایت نمی کند.

اما فلسطینیان متعلق به این نسل تازه از رهبری تشکیلات فلسطینی که در 20 سال گذشته همیشه قول حل اختلاف از طریق مذاکره را داده است نیز حمایت نمی کنند. بر این اساس، آنها تشکیلات فلسطینی را یک بدنه فاسد که دیگر نماینده آرمان های ایشان نیست، می دانند. حتی بدتر، آنها اسرائیل را همراه خود نمی دانند و مخالف مذاکرات و عادی سازی روابط با اسرائیل اند. آنها می دانند که زمان همراه آن هاست.

من با برخی از این مردم صحبت کرده ام. باهوش و بااستعداد و تحصیل کرده اند و پسزمینه ای بسیار گسترده و جهانی دارند. به خشونت تمایل ندارند. برعکس، پیام آنها بر اساس حقوق بشر و دموکراسی است. آنها هوادار “هر نفر یک رای” اند. طرفدار راه حل تک-دولتی اند. اما هم آنها و هم ما می دانیم که راه حل تک-دولتی یعنی پایان کار اسرائیل به عنوان وطن مردم یهود.

برای همین است که موج خشونت های اخیر بیش از هر آن چیزی که پیش از این اتفاق افتاده است ترسناک است و ممکن است شروعی بر پایان راه حل «دو کشور برای دو ملت» باشد. البته اسرائیلی ها نیز در این وضعیت تقصیر دارند. دولت ما در 6 سال گذشته تمام نیروی سیاسی خود را صرف مشروعیت زدایی از میانه روهای فلسطین نظیر ابوماذن نموده و در هر آتش بس، حماس را به عنوان طرف مذاکره انتخاب کرده است.

زمانی که این نسل تازه فلسطینی به قدرت برسد، چیزی برای مذاکره باقی نخواهد بود. نه همکاری های امنیتی و نه راه حل «دو کشور برای دو ملت». در آن روز ما دیگر هر چقدر هم امتیاز بدهیم، همپایی برای مذاکره نخواهیم داشت. آن روز، نیز، پایان اسرائیل خواهد بود.