دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نهایتا پس از ماهها اولتیماتوم برای اصلاح توافق هسته ای ایران – موسوم به برجام – خروج کشورش از این معاهده را قطعی کرد. آقای ترامپ از دوران تبلیغات انتخاباتی خود به شدت با برجام مشکل داشت و بارها دولت باراک اوباما را بابت این توافق شماتت کرد.

ترامپ در کمپین انتخاباتی خود برجام را «بدترین معامله تاریخ آمریکا» نامید و این معاهده را «هولوکاست هسته ای» توصیف کرد. او حتی مدعی شده بود که کره شمالی – که به جنگ افزار هسته ای دست یافته است – زیر نفوذ جمهوری اسلامی ایران است.

ترامپ بالاخره تهدید خود را عملی کرد و با خارج کردن آمریکا از برجام نشان داد بر سر اجرای وعده های خود با کسی تعارف ندارد. چنانکه در همین سخنرانی گفت:‌ «ایالات متحده دیگر تهدیدات پوشالی نخواهد کرد. وقتی من وعده بدهم، به آن عمل خواهم کرد». و ابایی ندارد از اینکه گروه های حامی مماشات با ایران و – بالاتر از آن – کشورهای بزرگ اروپایی او را بابت این عمل شجاعانه، شماتت کنند.

ترامپ و تیم او سخت پیگیر آن هستند که همانطور که کره شمالی را کم کم به مقتضیات نظم بین الملل پایبند می سازند، جمهوری اسلامی ایران را نیز رام کنند و بر تفکرات خطرناک آخرالزمانی رهبر جمهوری اسلامی و حامیان او، افسار بزنند. در ادامه سخنان ترامپ در سخنرانی پیرامون خروج آمریکا از برجام را مرور خواهیم کرد.

او در ابتدای سخنرانی خود گفت: «رژیم ایران بزرگترین کشور حامی تروریسم است. این کشور موشک‌های خطرناک را صادر می‌کند، آتش جنگ را در سرتاسر خاورمیانه شعله‌ور می‌سازد، و از تروریست‌های نیابتی و ‌ستیزه‌جویان، از جمله حزب الله، حماس، طالبان، و القاعده پشتیبانی می‌کند. ایران و نیروهای نیابتی آن طی سال‌های گذشته سفارتخانه‌ها و تاسیاست نظامی ایالات متحده را منفجر کرده‌اند، ‌صدها تن از نیروهای نظامی ایالات متحده را به قتل رسانده‌اند، و شهروندان آمریکایی را ربوده‌اند، زندانی کرده‌اند، و شکنجه داده‌اند. رژیم ایران هزینهٔ‌ سلطهٔ ترس و وحشت طولانی‌مدت خود را از طریق غارت و چپاول ثروت مردمش تامین کرده است.»

می توان به صراحت و با قاطعیت گفت جمله جمله این پاراگراف صحیح است اگر نگاهی به تاریخ تروریسم جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن همچون حزب الله بیاندازیم؛ حمله تروریستی به تفنگداران دریایی آمریکا در سال ۱۹۸۳ در بیروت که منجر به مرگ نزدیک به ۲۴۱ افسر و سرباز نیروی دریایی آمریکا و بیش از ۵۰ نیروی نظامی فرانسوی شد از جمله مصادیقی بر این جمله رئیس جمهور آمریکاست که ایران و نیروهای نیابتی آن «صدها تن از نیروهای نظامی ایالت متحده را به قتل رسانده اند». کشته شدن ۵۰۰ آمریکایی در عراق بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ در عراق از جمله دیگر مصادیق این سخن است. کشتاری که ایران به کمک نیروهای تندروی شیعی در عراق آن را انجام داد. همچنین می‌توان به راحتی از زندانیان آمریکایی یا آمریکایی – ایرانی نام برد که ایران آن‌ها را عملاً می ربود و عین یک گروگانگیری دولتی، تنها با گرفتن باج سبیل از دولت آمریکا آن‌ها را آزاد می کرد.

ترامپ در ادامه سخنان خود و در انتقاد از برجام گفت: «این توافق در ازای اعمال محدودیت‌های بسیار ضعیف بر فعالیت‌ هسته‌ای این رژیم و نیز بدون اعمال هرگونه محدودیت بر دیگر رفتارهای شرارت‌آمیز آن – از جمله فعالیت تبهکارانهٔ این رژیم در سوریه، یمن، و نقاط دیگر در سراسر جهان – تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده اعمال‌شده بر ایران را تعلیق کرد.»

درواقع نکته برجسته این بند از سخنرانی در آن است که رئیس جمهور آمریکا به درستی رفتار هسته ای جمهوری اسلامی را به رفتار منطقه ای این رژیم پیوند می‌دهد و اصلاً آن‌ها را جدای از هم نمی داند. نکته‌ای که مذاکره کنندگان دولت باراک اوباما و نیز دولت های اروپایی سعی می‌کردند به آن دقت نکنند. آن‌ها در حالی سعی می‌کردند که بین رفتار هسته ای جمهوری اسلامی با رفتار منطقه ای رژیم ایران در سوریه و یمن تفکیک ایجاد کنند که پیدا نبود این تفکیک بر اساس چه منطقی می‌خواست صورت بپذیرد؟! ایران می‌خواست و می‌خواهد به توانایی دستیابی به تولید سلاح هسته ای دست یابد تا بتواند نفوذ تروریستی و تخریبگر خود را در منطقه تثبیت کند.

بر این اساس است که ترامپ چنین نگاه و رهیافتی را یک «ماجرای خیالی عظیم» می‌نامد که خام اندیشانه بر این باور بود که «یک رژیم خونریز» فقط به دنبال «برنامه صلح آمیز انرژی هسته ای» است. این سخنان ترامپ را در پرتو رفتار منطقه ای ایران می‌توان درک کرد. رژیم ایران در یکی از فاجعه بارترین کشتارهای چند دهه اخیر مشارکت فعال و بلکه اصلی داشت و با کمک رسانی به بشار اسد، خون ده‌ها هزار کودک سوری و صدها شهروند سوری را به پای ایران نیز نوشت. کشتاری که رژیم ایران بی شرمانه آن را «جنگ با تروریست ها» می‌نامد و با افتخار از آن یاد می‌کند و حتی برای آن فیلم و سریال سفارشی نیز تدارک می بیند.

فراتر از مساله سوریه، تهدیدهای فرماندهان سپاه پاسداران شاهدی دیگر بر این سخن ترامپ است که مذاکره کنندگان دولت اوباما علی‌رغم توانایی این توافق را «بدون اعمال هرگونه محدودیت بر دیگر رفتارهای شرارت آمیز» رژیم ایران به انجام رساندند. سالار آبنوش – معاون هماهنگ کننده قرارگاه خاتم الانبیا – پیش از این به صراحت گفته بود: «همه دنیا یقین بدانند سپاه پاسداران به زودی در آمریکا و اروپا هم شکل می‌گیرد» و «علی فدوی» – فرمانده نیروی دریایی سپاه – گفته بود: «نابودی نیروی دریایی آمریکا یکی از اهداف ایران است. طبیعی ست که ما می خواهیم ناوهای آمریکا را غرق کنیم.»

اینجاست که سخنرانی ترامپ به اینجا می‌رسد که این توافق را برای شهروندان آمریکایی «شرم آور» می‌خواند و می گوید: «درست در زمانی که ایالات متحده از حداکثر اهرم فشار برخوردار بود، این توافق فاجعه‌بار به این رژیم – که یک رژیم به شدت تروریستی است – بیلیون ها دلار بسیار– که بخشی از آن در واقع به صورت پول نقد بود – پرداخت کرد. این برای من، به عنوان یک شهروند ایالات متحده، و نیز برای همهٔ شهروندان این کشور بسیار شرم‌آور است». او در ادامه گفت: «حقیقت آن است که این یک توافق وحشتناک و یک‌طرفه بود که هرگز نباید منعقد می‌شد. این توافق آرامش به بار نیاورد، صلح به همراه نداشت و هرگز هم نخواهد داشت.»

این سخن دونالد ترامپ که این توافق صلح به همراه نداشت به یقین برای یک وجدان منطقی، مدعای بدون تردیدی ست اگر صرفاً به یاد خود بیاوریم که تنها اندکی پس از بسته شدن توافق برجام، ایران سعی کرد روسیه را راضی کند که وارد جنگ سوریه شود تا کمک این کشور بتواند، به بشار اسد و جمهوری اسلامی بهتر و بیشتر برای سرکوب مخالفان اسد یاری برساند. ضمن اینکه برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز پس از امضای معاهده برجام دور جدید خود را چه در حوزه آزمایش و چه در حوزه تبلیغاتی آغاز کرد. برنامه موشکی که از حمایت سنگین جمهوری اسلامی برخوردار بود و روی آن مانور فراوانی داده می شد. موشک هایی که روی آن وعده نابودی اسرائیل به زبان عبری نقش بسته بود.

دونالد ترامپ در بندهای بعدی سخنرانی خود این مساله را بهتر و بیشتر باز می‌کند وقتی می گوید: «طی سال‌های پس از حصول به توافق بودجهٔ نظامی ایران نزدیک به ۴۰ درصد افزایش داشته است،‌ در حالی که اقتصاد این کشور در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. پس از تعلیق تحریم‌ها این رژیم دیکتاتوری از منابع مالی جدید برای ساخت موشک‌های دارای قابلیت‌های هسته‌ای،‌ حمایت از تروریسم، و ویرانگری در سرتاسر خاورمیانه و ورای آن استفاده کرده است». افزایش بودجه نظامی جمهوری اسلامی پس از امضای معاهده برجام را زمانی می‌توان دردناک دانست که بدانیم در این میان وضعیت اقتصادی و رفاه ایرانیان بدتر شده است. یعنی افزایش فروش نفت تنها به تأمین سلاح برای بسط تروریسم یاری رساند به جای آنکه به افزایش رفاه ایرانیان بیانجامد. در جولای ۲۰۱۷ بود که رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» – که نهادی زیر نظر آیت الله خامنه ای ست – صراحتاً گفت: «وضعیت فقر در کشور بسیار نامناسب است به گونه ای که ۱۲ میلیون تن، زیر خط فقر مطلق قرار دارند و ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن، زیر خط نسبی فقر بسر می برند.»

نکته برجسته دیگر سخنرانی ترامپ، به نکته‌ای که اشاره می‌کند که بارها مورد انتقاد منتقدان برجام گرفته است. یعنی بندهای موسوم به بندهای غروب. بندهایی که به ایران اجازه می‌دهد پس از یک وقفه ۱۰ ساله، فعالیت خود را از سر بگیرد و به تعبیر ترامپ «در آستانه گریز هسته ای» قرار بگیرد. از این روست که ترامپ این مدعا که «ایران برجام را نقض نکرده است» را محل اعتنا نمی‌داند وقتی می گوید: «این توافق به قدری بد مذاکره شده است که حتی اگر ایران به طول کامل هم آن را رعایت کند، باز هم این رژیم می‌تواند طی یک مدت بسیار کوتاه در آستانهٔ یک گریز‌ هسته‌ای قرار بگیرد. بندهای موسوم به غروب در این توافق کاملا غیرقابل قبول هستند. اگر من اجازهٔ ابقای این توافق را می‌دادم، خیلی زود شاهد یک رقابت بر سر دستیابی به ‌جنگ‌افزارهای‌ هسته‌ای در خاورمیانه می‌بودیم. در آن صورت همه می‌خواستند تا زمان دستیابی ایران به ‌جنگ‌افزارهای‌ هسته‌ای، آنها نیز ‌جنگ‌افزارهای‌شان را آماده کنند.»

نکته جالب دیگر در این بند از سخنان ترامپ، اشاره او به «رقابت بر سر دستیابی به جنگ افزارهای هسته ای» در صورت گریز هسته ای ایران بود، اگر به این نکته توجه کنیم که همین امروز عادل الجبیر، وزیرخارجه عربستان سعودی در گفتگو با سی‌ان‌ان گفت که اگر ایران به سراغ ساخت سلاح هسته‌ای برود عربستان هم در پی دستیابی به تسلیحات اتمی خواهد رفت.