اکنون زمان استیصال دانلد ترامپ رسیده است.

دسته‌های عظیم رأی‌دهندگان‌ آمریکایی را از خود رانده‌ است – قهرمانان جنگ، مهاجران، مسلمانان، معلولین جسمی، زنان و …

از هر طرف به در و دیوار می‌زند: رقیب انتخاباتی‌اش اعتیاد دارد. انتخابات مهندسی شده است.

بخش بزرگی از حزب وی، اخیرا، به خطری که وی در بر دارد آگاه شده‌اند.

در پس همه‌پرسی‌ها – نه خیلی پس پشت – چیزی برای از دست دادن ندارد. همانطور که خودش گفته، زنجیر پاره کرده است.

و اکنون، بایست پرسید، به شیوه‌ی خودش که هر چه از دهن‌اش می‌آید می‌گوید، نیز، به طور ضمنی، همدست همان باعث و بانی همه‌ی عدم مدیریت‌های صحیح و فساد آمریکا، یعنی یهودیان است؟

در سخنرانی تلخ و بااکراه خویش در پام‌بیچ روز پنجشنبه، او نام ما را به زبان نیاورد. و شاید نیازی نبود که به زبان بیاورد.

موضوع بر سر توده‌ای از مدارک و اسناد ویکی‌لیکس بود که به رابطه‌ی راحت هیلاری کلینتون با وال استریت اشاره داشت. هدف سخنرانی تند ترامپ، رقیب منفور دموکرات وی بود. اما به گوش من، و البته نه تنها من، انعکاس نگران‌کننده‌ای رسید از تئوری توطئه‌ی «ساختار قدرت جهانی» و «بانک‌های بین‌المللی» که با کلینتون در یک جناح برای تخریب آمریکا فعال‌اند. انعکاسی‌ نگران‌کننده‌، و دغدغه‌هایی که به خاطر پیامی که حامیان وی دریافت کردند، در پی می‌آید.

برخی از عبارات وی:
«یک ساختار جهانی منبع تصمیم‌های اقتصادی است که طبقه‌ی کارگر ما را به خاک سیاه نشانده است، و ثروت کشور ما را بالا کشیده‌اند و به جیب چند کمپانی عظیم و چند شخصیت سیاسی ریخته‌اند.»

«نگاه کنید ببینید این نهادهای فاسد چه به روز شهرهای ما نظیر دیترویت آورده‌اند؛ یا فلینت، و میشیگان؛ و روستاهای پنسیلوانیا، اوهایو، کارولینای شمالی و سراسر کشور. نگاه کنید ببینید چه خبر است. تمام این شهرها را غارت کرده‌اند و ثروت این شهرها را به جیب زده‌اند، و مشاغل را کشور ما خارج کرده‌اند به شکلی که اشتغال دیگر به داخل کشور برگردانده نخواهد شد، مگر این که من انتخاب بشوم.»

«موتور کلینتون در میانه‌ی این ساختار قدرت قرار گرفته است. در اسناد ویکی‌لیکس با چشم خودمان می‌بینیم، که هیلاری کلینتون مخفیانه با بانک‌های جهانی ملاقات می‌کند تا توطئه‌ی ویرانی حاکمیت ایالات متحده را بریزند تا قدرت‌های مالی جهانی و دوستان نزدیک خودش و حامیان مالی خودش را ثروتمندتر کنند. واقعیت دارد».

آیا توهم است که اگر تصور کنیم که سیاه‌ترین نیروهای هشتاد سال نیز همین عبارات را به زبان می‌آوردند؟ آیا توهم است اگر مانند شماری بسیار، انعکاس همان حرف‌های آلمان ۱۹۳۰ آلمان را از زبان ترامپ بشنویم هنگامی که از ساختار غیراخلاقی جهانی که ثروت، سیاست، رسانه را در کنترل خود گرفته و مخفیانه تلاش در نابودی میهن می‌کند؟

بخشی از خانواده‌ی وی و بدون شک شمار زیادی از دوستان وی یهودی‌اند. وی خود را به عنوان حامی و ستایشگر قوی اسرائيل می‌نمایاند، و شمار زیادی از حامیان وی که خود نیز حامی اسرائیل‌اند، از او پشتیبانی می‌کنند.

البته وی از این مقایسه ابراز تعجب خواهد کرد و خواهد گفت این‌ها توهم است و اعتبار ندارد.

همانطور که ستاره‌های شش‌پر توهم بودند و واقعیت نداشتند، و شعار «اولویت با آمریکا است»، و شعار «دست راست‌ات را بالا بیاور…»