در حالی که سی و هشت سال است که مقامات جمهوری اسلامی خشم و نفرت خود از دولت اسرائیل را علنا بازگو می کنند و در سیاست های جاری کشور نیز این اعتقادِ منحصر به آیت الله ها را می گنجانند، حال شاهد این هستیم که در این راستا قدمی بزرگتر برداشته و مدعی بر این شده اند که نخواهند گذاشت تا جهان شاهد تحقق یکپارچگی کشور اسرائیل و رسیدن به صلحی شود که سالهاست بهای سنگینی برای بدست آوردنش پرداخته و می پردازد.

و این در حالیست که با وقاحتِ تمام اعلام می کنند که «بهبود روابط فلسطینیان و اسرائیل محقق نخواهد شد و جمهوری اسلامی همچنان به حمایت از فلسطینیان برای عدم صلح با اسرائیل، ادامه خواهد داد».

چنانچه دستیار ویژه رئیس مجلس ایران در امور بین الملل در واکنش به اعلام آمادگی صلح مشروط حماس با دولت اسرائیل، بر استمرار حمایت رژیم ایران از فلسطینیان تاکید داشته و بهبود این روابط را ناممکن خوانده و حتا مدعی شده است که «حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین خواب راحت را از چشم اسرائیل ربوده اند».

و البته مقامات ایران به این اندک ادعا نیز بسنده نکرده و در ادامه ابراز خشم و نفرتشان که اکنون آشکارتر و وقیحانه تر از پیش نیز شده است، طی صدور بیانیه ای توسط ستاد کل نیروهای مسلح ایران، اعلام کرده اند: «طرح صلح و دوستی با دشمن اول جهان اسلام که تکرار و بازخوانی اتحاد شوم و ننگین ارتجاع عرب با اسرائیل غاصب است، محقق نخواهد شد و تحقق رویای اسرائیل بزرگ را هیچگاه نخواهند دید».

اما نکته جالب توجه در تمامی اینگونه گفته های نژادپرستانه ی سران جمهوری اسلامی این است که ظواهر امر نشانگر عملکردی مغایر از سوی آنان می باشد. چنانچه اگر دولت ایران می توانست به گفته خود خواب راحت را از چشم اسرائیل برباید، خود اینچنین خواب زده در تکاپوی تجهیز نظامی، فرهنگی و ایدئولوژیک برای مبارزه با دولت اسرائیل نمی بود که روزی موشکی برای حمله به این کشور تعبیه کند و سالانه مبالغی نجومی برای تقویت گروه های تروریستی مخالف با اسرائیل بپردازد و حتا از مردم کشور اش هم خیالی آسوده نداشته باشد و به واسطه رسانه های دولتی خود، هر روزه با انتشار اکاذیب دست به تخریب وجهه اسرائیل در میان مردم بزند.

که اگر توانی بنابر ادعای خود داشت، سی هشت سال آشفتگی و فرسایش اعصاب را تاب نمی آورد و یک مرتبه این کابوس را چنان حکومت پادشاهی سابق ایران که بزرگترین عامل آشفتگی هایش بود، برای همیشه به اتمام می رسانید و به قول خود جهان را از وجود “غاصبین” پاک می کرد تا از همان زمان، تحقق رویای اسرائیل بزرگ را ناممکن کند…! و نه آنکه سی و هشت سال سرمایه های کشور را به جیبِ گروه های تروریستیِ مخالف با اسرائیل روانه کرده و مرگ بر اسرائیل گویان خود را مضحکه جهانیان نماید.

جمهوری اسلامی اگر قدرتی برای از بین بردن اسرائیل داشت، با نفوذ در گروه های تروریستی چون حزب الله لبنان و حماس، تلاش نمی کرد تا مردم فلسطین را به جان مردم اسرائیل بیاندازد تا بسان مَثلِ “تفرقه انداز و حکومت کن”، خود کناری بنشیند تا شاید روزی نابودی دولت و مردمی را ببینید که چون با مذاق ایدئولوژی های اسلامی اش، مغایر است و چنان دولت ها و مردمان دیگر که با منابع مالی ایران اقدام به خریدشان می کند، قدرتی برای خرید تفکرات آنها ندارد، به دشمنی دیرینه خود ادامه دهد. که البته مغایر با بخش دوم مَثلِ محبوبشان، حکومتی هم نصیبش نگردد.

و نکته ی جالب تر اینکه، در راستای تمامی این حمایت ها و دم تکانی ها برای دشمنِ دشمن اش، نه تنها قدردانی از آنها نمی بیند که البته ضایع هم می شود. چنانکه در پی درگیریهای فلسطینیان و دولت اسرائیل، وقتی رژیم ایران برای حماس کیسه های خون ارسال داشت، فلسطینی ها آن را پس فرستاده و اعلام کردند که «نمی خواهند خون شیعه در رگ های مسلمانان اهل تسنن جاری شود».
همان فلسطینیانی که جمهوری اسلامی اینگونه سنگ آنها را به سینه می زند و میلیارد میلیارد از دارایی های کشور را صرف حمایت از آنها می کند که در مقابل حتا برایش پشیزی هم ارزش قائل نیستند.

که البته این امر را خود نظام نیز به خوبی می داند ولی صِرف منافعش برای حفظ قدرت خود در منطقه و مخصوصا توسط دستاویزی به نام “اسلام” به این رویه ادامه داده و روز به روز خون به رگهای چنین تروریست هایی تزریق می کند تا به زعم تفکرات خود در یک جبهه و با یک هدف و با در نظر گرفتن یک دشمن فرضی که به گمانشنان “اسرائیل” است، بجنگند و به گفته خود “حق را بر باطل پیروز گردانند”. حقی که مشخص نیست از کجا آورده شده و مدعیانش بر اساس چه معیاری طلبکار آن هستند.

این رژیمِ آخوندی که همچنان به یاری کسانی می پردازد که حتا حاضر اند بمیرند اما خونِ شیعه ی اینها در رگهایشان نرود، اگر می توانست اندکی قدرت اسرائیل را تضعیف کند، بدون شک هرآنچه از دستش برمی آمد انجام میداد تا به واسطه ی توطئه هایش به قدرتی که می خواهد برسد. دسیسه هایی چون سنگ اندازی مقابل حماس برای عدم ایجاد صلح میان دولت یهود و مسلمانان فلسطین، پُر کردن خزانه های تروریست ها که خود بزرگترین حامی و حتا منبع آن در جهان است و نمایش های نظامی مضحکِ تحریک آمیز در منطقه که البته نیک می داند دست و پا زدنی بیش برای ارضای ناخوشی هایش نیستند. و نیک تر به این مهم واقف است که نه اسرائیل سوریه است و نه یهودیان ساده انگارانی که گمان کنند این رژیمِ تروریست، بتواند صلح را در کشورشان به ارمغان بیاورد.

دولتی که خود مروجِ تروریسم و افراطی گری است و از ناخوشی حال رجالش، حتا نمی تواند مردم خود را نیز در آرامش ببیند چه رسد به دیدن آسودگی مردمانی دیگر… حتا فلسطینیان.

و بالاخره جمهوری اسلامی اگر توانی برای از بین بردن اسرائیل داشت، با اقدام به ایجاد تفرقه در میان کشورهای منطقه، آرزو نمی کرد که سلاح های خریداری شده توسط کشور های عربی از آمریکا، روزی علیه اسرائیل بکار گرفته شود که بدین جهت مشاور عالی علی خامنه ای را برای اعلامِ این رویای بزرگِ خود، نزد اصحاب رسانه بفرستد تا اعلام کند: «ما امیدوار هستیم سلاح هایی که به کشورهای عربی فروخته می شود، مانند سلاح هایی که در زمان شاه به ایران فروخته شد، روزی دست ملت های عربی منطقه بیافتد و علیه آمریکایی ها و اسرائیل بکار گرفته شود».

که چنین برخوردی نه تنها از جنسِ ایدئولوژی ها و عکس العمل های سیاسیِ یک نظام دور است، بلکه نشانگر عدم دانش آن دولت در امور نظامی و سیاسی و حتا ضعف وی در مقابلِ قدرتی است که تنها می تواند آرزوی نابودی اش به هر طریق ممکن را داشته باشد و نه توان رویارویی مستقیم با آن را… و گواهی دیگر بر ضعفِ سیستمی که خواهان از بین رفتن قدرتی بزرگ است اما توانی برای مبارزه نداشته و تنها می تواند با ادعا و آرزو مرهمی بر عقده های سرکوب شده خود و نفرت دیرینه اش از اسرائیل که سالهاست عزرائیلِ جان اش شده است، بگذارد.