هیچ زمانی مناسب بحران نیست. اما زمانبندی بحران فعلی پناهندگی، درست پیش عید سال نو (راش هاشانا) شاید حتی به فال نیک گرفته شود.

درست همانطور که ضرورت یک حسابرسی روحی شخصی به عهده ما گذاشته شده، به همان اندازه اهمیت دارد که به یک حسابرسی ملی نیز دست بزنیم. وقتی فردی سعی می کند خود را ارزیابی کند و ببیند کجا ایستاده است می بایست به یاد بیاورد که همان کسی که ده سال پیش بوده نیست، یا حتی کسی که یک سال پیش از این بوده. ما متحرک و پویاییم. اگر شانس آورده باشیم پیشروی کرده ایم و متحول شده ایم، و اگر نه، دست کم تغییر کرده ایم. اگر بهتر از آنی که ده سال پیش بودیم باشیم، آنچه در آن زمان چالش به شمار می آمده دیگر چالش به نظر نمی آید. به همین گونه، اگر می خواهیم همچنان بهبود پیدا کنیم و ارتقای روحی بیابیم، می بایست در جستجوی الش های تازه و مناسب تر باشیم.

از همان ابتدا، اسرائیل نمونه بارز ارائه کمک های استراتژیک به کشورهای نیازمند بود. از سیستم آبیاری قطره ای به کشورهای در حال توسعه، تا پذیرش پناهنده های ویتنامی، تا ایجاد کمک های فوری برای قربانیان فجایع بوسنی، هایتی، و نپال، شمار زیادی شاهد نگرانی و توجه دولت اسرائیل نسبت به دیگران بوده اند.

برای یک کشور کوچک نظیر کشور ما تاریخچه فعالیت های به خودی خود گویا است. همانگونه که نخست وزیر روز یکشنبه اظهار داشت، به عنوان یک کشور کوچک، آنچه از دست ما بر می آید همینقدر است. مشکل این است که این تعریف، برای امروز اسرائیل تعریف گویا نیست. درست است که وسعت جغرافیایی ما اندک است و جمعیت ما عظیم نیست. با وجود این دو عامل که چندان بی اهمیت نیستند، اسرائیل بدل به یکی از کشورهای پیشرو جهان شده است. اگر به نیروی نظامی نگاه کنیم، برای مثال، به گفته گلوبال فایرپاور (جی اف پی) اسرائیل در جهان یازدهمین مرتبه را داراست. دقت کنید که در همین لیست، ایران مرتبه در بیست و سوم است.

مهم تر از این اما، گزارش بانک جهانی ۲۰۱۴ اسرائیل را از منظر درآمد سرانه در مرتبه بیست و چهارم به شمار آورد. یعنی دو مرتبه پیش از ژاپن و سه مرتبه پیش تر از ایتالیا. اسپانیا که قرار دارد ۱۵هزار پناهنده را بپذیرد، در مرتبه ای پایین تر از این قرار دارد. و اگر چه درست است که اسپانیا شش برابر اسرائیل جمعیت دارد، اگر قرار بود ما به همان دست و دلبازی اسپانیا عمل کنیم، می توانستیم ۲۵۰۰ پناهنده را بپذیریم. شمار عظیمی نیست. اگر ما از قدرت و امکانات خودمان و توانایی برای اقدام های بیشتر بی خبر هستیم، جهان به آن آگاه است.

بیایید خیال کنیم عامل های واقعی استراتژیک یا آرایه-جمعیتی/اجتماعی وجود دارند که مانع ما از پذیرش پناهنده در این شرایط بحرانی می شوند. باز هم توجیهی برای این که ما به مسوولیت خود عمل نمی کنیم، نیست. در آخرین گزارش او ای سی دی در باره گسترش کمک های رسمی (او دی آ) اسرائیل .07 از تولید ناخالص ملی خود را داده است. اسپانیا که نمونه بارز به شما نمی آید، دو برابر این مقدار را پرداخته است. از نظر من، این موارد مایه شرمساری اند. حتی اگر اسرائیل یک کشور معمولی بود، باز هم چنین عملکردی مایه شرمساری بود. حالا که ما از ابتدا با نیت کمک به دیگران آغاز کرده ایم، شرم آوری این رهکرد بیشتر نمایان می شود.

درست است که اسرائیل چالش های خاص خود را در زمینه های اجتماعی، نظامی، و غیره دارد. اما برای ما چندان دشوار نیست که به وظیفه خود در برابر نیازمندان جهان عمل کنی. و اگر چه ما در کشور خود نیز نیازمندان زیادی داریم، سطح نیازمندی در جهان سوم بسیار بالاتر است – صدها میلیون نفر با روزی ۱ دلار و بیست و پنج سنت زندگی می کنند. و از آنجایی که ما می توانیم، می بایست کاری برای کاهش رنج در جهان بکنیم. همانطور که در دیگر جاها نیز گفته ام، از منظر تورات، این تنها راه راست است. و از منظر انسانیت نیز این تنها راه درست است.

من باور ندارم که سطح پایین کمک رسمی توسعه اسرائیل از روی خودخواهی باشد و مطمئنن از روی بدخواهی نیست. به نظر می آید ریشه اش ماندن در گذشته باشد. ما زمانی یک کشور در حال توسعه بودیم. هر یک شیکل یا یک لیره می بایست خرج تقویت دفاعی ما می شد. این ادعا که ما منابع کافی برای کمک به جهان را نداریم در ۱۹۴۹ و یا در ۱۹۶۳ یک نظر واقع بینانه بود. حتی در ۱۹۷۵ نیز این نظر درست بود تا میانه های ۱۹۸۰. اما امروز دیگر این ادعا درست نیست. با فرا رسیدن سال نو جامعه یهودی می بایست با این مساله برخوردی عمیق بکند.