حدود پنج ماه تا برگزاری دوره اول دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی زمان باقی ست و این در حالی ست که در شرایط فعلی نه اصلاح‌ طلبان و نه اصولگرایان معتدل برنامه مشخصی برای انتخابات ندارند و جریان‌های تندرو و افراطی نیز با برنامه‌ ریزی منسجم‌ تری می‌خواهند در انتخابات مجلس آتی شرکت کنند.

انتخابات مجلس دهم اسفند ماه امسال برگزار خواهد شد. آن هم در شرایطی که ایران بالاخره بعد از یک دهه از سایه سنگین پرونده هسته ای و تحریم ها خارج شده و به قولی رییس جمهور به یکی از وعده های خود عمل کرده و به سمت وعده های دیگرش که غالبن به انجام نرسیدند حرکت میکند و همچنان وعده ی برگزاری انتخاباتی سالم را میدهد…!

در فضای انتخاباتی حاضر، اصلاح طلبان بعد از تجربه انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ عزمشان را برای شرکت در انتخابات مجلس دهم جزم کرده اند، بر همین اساس حزب کارگزاران نیز اولین گردهمایی حزبی خود را برگزار کرده و با تجارب دوره های قبلی انتخابات ترجیح می دهند همچنان با چراغ خاموش حرکت کنند و استراتژی آنها هنوز مشخص نیست. از سوی دیگر اردوگاه اصولگرایی هم که همچنان به دنبال وحدت درون جناحی است، ظاهرا در انتظار کشف استراتژی اصلاح طلبان است تا تاکتیک های خود را بر آن اساس طراحی کند.

ولی مسئله اینجاست که آیا هر یک از این گروه ها به واقع درصدد ارتقای سطح فرهنگ، اقتصاد و اجتماع هستند یا با دادن وعده هایی دروغین به مردم سعی بر آن دارند تا برنده ی بازی باشند و به اهداف خود که چپاول ملت است برسند؟ گو اینکه تنها تکنیک هایشان متفاوت است و راه هایشان مختلف، و اینکه آیا دولت سعی بر آن دارد تا با نمایش رقابت میان احزاب نمایشی راه بیندازد تا مردم را به هیجان واداشته و پای صندوق های رای بکشاند؟ البته اگر حافظه ی کوتاه مدت تاریخی مان را کنار بگذاریم خواهیم دید که این سناریو، مانند سناریوهای پیشین که از زمان انقلاب و روی کار آمدن خمینی نوشته شد، کماکان ادامه دارد و به نظر میرسد که ما تنها ملعبه ای برای بازی های سیاسی دولت هستیم تا بقایش تضمین باشد.

این انتخابات در حالی برگزار میشود که فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور به شدت با مشکل رو به روست، کشمکش های دولت بر سر مسئله ی اتمی با سازمانها و دول دیگر، در حالی که روزی توافقی را میپذیرد و روزی دیگر عملی متناقض با تعهدش انجام میدهد از یک سو، مذاکرات برای لغو تحریم های اقتصادی و سیاسی و تاثیر سوء آن به واسطه ی فشار دولت بر مردم از سوی دیگر، حمایت دولت از گروه های تروریستی و تندروی اسلامی و دخلات در جنگهای منطقه که منجر به بروز اختلافات بیشتر و شدیدتر و کشتارهای بیشتر میشود و در این میان بیشترین آسیب به مردم ایران میرسد و نیز نقض بی حد حقوق مردم از جمله اعدام های مکرر و بی منطق و سرکوب مردم برای سکوت در برابر دولت و اعمال فشارهای اقتصادی و ممنوعیت های فرهنگی، اجتماعی و سلب آزادی بیان از مردم شرایطی را به وجود آورده که این دوره از انتخابات طبعن می بایستی با عدم حمایت مردم مواجه شود.

گو اینکه به نظر نمیرسد حضور مردم در انتخابات چندان اهمیتی داشته باشد و بیشتر شبیه نمایشی فرمالیته است تا به جهان نشان دهند که حکومتی مردم سالار در ایران برقرار است، که اگر به انتخابات دوره های پیشین نگاهی بیندازیم متوجه این مهم خواهیم بود… چرا که اگر انتخاب نمایندگان مجلس، رئیس جمهور و هر ارگان دیگری بر مبنای تصمیم و رای مردم بود، قطعن تا کنون کشوری با اینهمه مشکلات نداشتیم و شاهد چنین جنایات بی رحمانه ای که در هیچ کجای جهان نمی توان نظیرش را یافت نمی بودیم.

حال اگر مروری بر عملکرد دولت کنونی بیاندازیم آمار جرایم، بزهکاری، اختلاس های میلیاردی، فقر، فحشا، اعدام، اوضاع اقتصادی نابه سامان و نقض آشکار حقوق بشر، به طوری که تمام جهان را متعجب و نگران کرده، ارقام نجومی در اختیارمان قرار میدهد که بر اساس آن به این پرسش میرسیم که دولتی که طی چند سال اخیر تا این اندازه نمره ی منفی داشته است، آیا می تواند توسط مجلسی که انتخاب میکند شرایط را حتا کمی تغییر دهد؟