شکاف‌ دلشوره‌آوری که میان یهودیان جهان و اسرائیل بر سر عقب‌گرد بنیامین نتانیاهو نخست وزیر از عهد خود در ایجاد نمازخانه‌ی مختلط در مقدس‌ترین مکان یهودیان، دیوار ندبه، و استقلال محاکم تغییر دین، چیزی بزرگ‌تر از یک اختلاف ساده‌ی دیگر بر سر تعریف یهودیت است. پیش، و بیش از هر چیز، درباره‌ی معنای صیونیسم و آینده‌ی آن است، و به این خاطر در ریشه‌ای‌ترین تجارب یهودیت امروز تأثیر می‌گذارد.

صیونیسم ملی‌گرا که امروز از سوی دولت نتانیاهو عرضه می‌شود ریشه‌های عمیق «مسیحایی» دارد. از صیونیسم میهن‌پرستانه (که هنوز مورد قبول بسیاری از اسرائيلی‌ها، و مورد پیروی یهودیان دیگر جاهاست) که در سنن جهان‌وطنی و یهودی تعبیه شده و در اعلامیه‌ی استقلال اسرائیل مندرج است، به شکلی چشم‌گیری دور شده است. ترک عناصر آزادی‌خواهانه‌ی جریان اصلی سنتی صیونیسم تنها به سود کسانی است مشروعیت صیونیسم را به کل زیر سؤال می‌برند.

ملی‌گرایی، به گفته‌ی تیموتی اسنایدر در جزوه‌ی مستحکم تازه‌اش در باره‌ی سلطه: بیست درس از قرن بیستم (نیویورک: تیم داگان بکوکز ۲۰۱۷)، به روشنی از میهن‌پرستی فاصله گرفته است. «یک ملی‌گرا ما را تشویق می‌کند که بدترین ویژگی‌های خود نمایان کنیم، و سپس ما را تشویق می‌کند و می‌گوید از همه بهتر ما هستیم». ملی‌گراها از قدرت، موفقیت، شکست و نفرت تغذیه می‌کنند؛ به دلیل نسبی‌گرایی، با چالش‌های جهان واقعی کنار نمی‌آیند، و دیدگاه‌های ارزش‌محوری که مایل‌اند به دست بیاورند، به آنها انگیزه نمی‌بخشد. در چند دهه‌ی گذشته، رهبران اسرائيلی تمایلات ملی‌گرایانه‌ را دامن زده‌اند، و تعریف تازه‌ای برای صیونیسم تراشیده‌اند به تدریج اصول روشنفکری یهودی سنت‌های اخلاقی را ریشه‌کن می‌کند.

ملی‌گرایی صیونیست معاصر – با تمام شور مسیحایی آن – با دیدگاهی تنگ، قومی‌محور، و دین‌محور از جهان همخوانی یافته و دنیا را به دشمن (موجود و بالقوه) و دوست تقسیم می‌کند. ملی‌گراها که همیشه در حالت دفاعی هستند، اساس موجودیت اسرائیل را در یک کلمه خلاصه کرده‌اند: بقا. چنین انگیزه‌ای نه تنها به روشنی ریشه‌ی احکام امنیتی و تداوم حکومت بر سرنوشت میلیون‌ها فلسطینی را معین می‌کند، مسیر دموکراسی را هم معین می‌کند. انتقاد و اعتراض را خیانت جلوه می‌دهد و منتقدان و معترضان را تعقیب می‌کند، بی‌اعتبار می‌کند، و پیوسته مورد آزار قرار می‌دهد.

در چنین جهان‌بینی، تنوع، به ذات خود، مایه‌ی تخریب اتحاد است که جای همبستگی اجتماعی نشسته که در گذشته عامل اتصال‌دهنده‌ بود و زمینه‌ساز اتحاد. در اینجا، اما، چنگ افکندن به راست‌کیشی دینی ستون تحکیم بنیادهای قدرت و استبداد رأی بوده است. چنین تمایلاتی را هیچ چیز بیشتر از اضطرار حاکم بر مساله‌ی نماز مختلط و تغییر دین آشکار نمی‌کند.

بنیامین نتانیاهو به پشتیبانی همراهان خود (که گاه رقبای وی هستند) در احزاب اائتلاف و در حزب خود، هر گاه احساس می‌کند پایه‌های قدرت‌اش سست شده، به شدت به تمایلات ملی‌گرایانه دامن می‌زند. و وقتی چنین می‌کند، نه تنها شمار زیادی از شهروندان اسرائيل بلکه اکثریت یهودیان جهان را نیز، که حتی پیش از تأسیس کشور اسرائيل شیفته‌ی دموکراسی بودند را از خود می‌راند. یهودیان اصلاح‌طلب، محافظه‌کار، ساختارزدا، لیبرال، و سکولار عمیقا باور دارند ارزش‌های لیبرال بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت یهودی ایشان است. آنها، در گذشته، خود را به اسرائيل متعلق دانستند زیرا صادقانه باور داشتند که اسرائيل نماد دیدگاهی آزادیخواه و دموکراتیک است و تا زمانی که چنین شیوه‌ای در پیش دارد، این تعلق به قوت خود باقی است.

اینها میهن‌پرستان امروز صیونیسم هستند. می‌خواهند اسرائيل به ایده‌ال‌های خود پابند باشد و تا در توان دارد بهترین باشد. به گفته‌ی اسنایدر «یک میهن‌پرست می‌بایست دغدغه‌ی جهان واقع را داشته باشد، یعنی تنها جایی که در آن می‌توان به کشور خود عشق ورزید و محافظت‌اش کرد. یک میهن‌پرست به ارزش‌های جهانی باور دارد و به استانداردهایی که میهن خود را با آن می‌سنجد و همیشه برای آن آرزوهای بهترین دارد و همیشه امیدوار است که میهن‌ وی موفق‌تر از پیش باشد».

آزادی مذهب و آزادی از مذهب، از حقوق بنیادین مدنی در کشورهای دموکراتیک‌اند. این آزادی‌ها بخشی از حقوق فردی‌اند، مانند آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی مخالفت، و ستون پایه‌ی اجتماعات موفق دموکراتیک به شمار می‌روند. این آزادی‌های بنیادین، همراه با باوری عمیق به برابری، عدالت و رواداری در خصوص دیگران در طول سالیان به یهودیان فرصت گسترش و رشد داده است (درست همانطور که غیبت این اصول باعث بروز وحشت‌های ناگفتنی در زندگی یهودیان و دیگر اقلیت‌ها شده است). این اصول به اسرائيل فرصت داده‌اند که علیرغم ناهمگونی شدید، در تاریخی کوتاه، به دستاوردهایی عظیم و غیرقابل باور برسد.

اما اگر اجازه داده شود که این ارزش‌های بنیادین از میان بروند، و از سوی چهره‌های در قدرت مورد بی‌اعتنایی قرار گیرند، تاریخچه‌ی چشمگیر کشور دوامی نخواهد داشت. میهن‌پرستی صیونیستی در خطر است. یهودیان ایالات متحد، کانادا، بریتانیا، استرالیا، و بخش اعظم اروپا در شرایطی ناسازگار زندگی می‌کنند که آنها را بارها و بارها بر سر دوراهی انتخاب میان ارزش‌های خود، و اسرائيل که از این هنجارها عدول می‌کند، قرار می‌دهد. یهودیان جوان‌تر، که خاطره‌ای از هولوکاست ندارند، به سختی با ملی‌گرایی صیونیسم دولتی اسرائيل همدلی می‌کنند و این جدایی روز به روز بیشتر می‌شود.

آنها، به طور مشخص، مدام در معرض صدایی هستند که صیونیسم امروز را با تعاریف استعماری می‌نامد. بر اثر سالیان سال حکمرانی اسرائیل بر فلسطینیان خلاف میل ایشان، به احساسات ضد‌ صیونی دامن زده شده است. تدوام اشغال، همانگونه که بسیاری از مهین‌پرستان صیونیست می‌گویند، در ذات خود در تقابل با دموکراسی است. در تقابل با ارزش‌های آزادیخواهانه است و به راستی موجودیت اسرائيل به خطر انداخته است. اما بسیاری از یهودیان خارج از کشور، به خصوص هنگامی که می‌بینند یهودیت ایشان از سوی مقامات اسرائیلی زیر سوال می‌رود و تحقیر می‌شود، دیگر انگیزه‌ای ندارند که در راه بهبود وطن دوم خود دست به مبارزه بزنند.

خوشبختانه، هنوز بسیاری برای اسرائیلی که رؤیای بنیان‌گزاران آن بوده است، ارزش قائل‌اند و همچنان در کنار اسرائیل باقی مانده‌اند. آنها، به همراه میهن‌پرستان صیونیست درون کشور، قاطعانه می‌کوشند رویای یک اسرائيل نجیب که با تمامی شهروندان خود برخوردی برابر دارد را زنده نگه دارند و این ارزش را بدل به واقعیت کنند. برای همین است که می‌خواهند تکثرطلبی مذهبی در این کشور پا بگیرد.

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://blogs.timesofisrael.com/ultra-nationalism-is-no-zionist-ideal/