تقریبا دو ماه از روز به اصطلاح «تصویب» که ایران به طور رسمی روند بازگشت از غنی سازی و مقاوم سازی برنامه اتمی خود را به عنوان بخشی از توافق با دولت های جهان برای محدودسازی امکان تولید تسلیحات اتمی آغاز کرد، می گذرد. بعضی این توافق را نشانه ای از تمایل ایران برای معتدل ساختن سیاست های خود و پیوستن به جامعه جهانی برآورد کرده اند.

با این وجود،‌ علیرغم همه سروصداهایی که در طول تابستان در باره عواقب توافق ایران برپا شد، توجه زیادی به دیگر سیاست های ایران بذل نشد. خلاصه، با تمرکز توجه جهانی به خطر قریب الوقوع افراطی های بنیانگرای دولت اسلامی، عملکرد دولت ایران در ماه های اخیر دلیلی بر این است که سیاست های ایران تغییر نکرده است – حمایت از سیاست های واپسگرا که به شدت با ارزش های بنیادین ما و تقریبا تمام دیگر کشورهای عضو خانواده سازمان ملل تناقض دارد.

تبلیغات اسرائیلی ستیز ایران به زبان های فارسی، انگلیسی، و عبری.

در هفته های گذشته، کسانی پیشنهاد کرده اند که واشنگتن «سیاست های منعطف به ایران خود را از اسرائیل جدا کند». علیرغم گفتار مهیج بعضی از حامیان رژیم، این مساله، به اسرائیل مربوط نمی شود. به جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود، رژیمی که سیاست های دیکتاتوری خود را در خانه ادامه می دهد و در آنسوی مرزها سیاست هایی را اعمال می کند که با اساس ارزش های بنیادین کشور ما در تضاد است.

تشدید نقض حقوق بشر

دو سال پس از ریاست جمهوری حسن روحانی، رئیس جمهور «اصلاح طلب»، جمهوری اسلامی همچنان از پیشروان نقض حقوق بشر در جهان است. اگر تغییری ایجاد شده، تنها در تشدید این روند بوده است.

فعالان و سازمان های دیدبان از سپتامبر به این سو گزارش می دهند که هجوم قاطعی از سوی سپاه پاسداران به ده ها فعال اجتماعی، هنرمند، کاریکاتوریست، و روزنامه نگار صورت گرفته است. از میان، طبق گزارش خبرگزاری فارس، به دستگیری ۱۷۰ نفر از «مدیران شبکه های اجتماعی تلفنی» در قزوین می توان اشاره کرد و نیز به دستگیری مدیران گروه های اپلیکشن پیام رسان به اتهام «ترویج محتوای غیراخلاقی.»

اگر متعلق به جامعه دگرباش جنسی باشید، ایران یکی از خطرناک ترین کشورها برای زندگی است. در ماه اکتبر، سپاه پاسداران ۱۷ نفر را در یک پارتی دستگیر کردند و ابراز داشتند که ایشان «شبکه ای از همجنسگرایان و شیطان پرستان بوده اند.»

اگر چه منتقدان به داعش برای تعقیب و بازداشت اقلیت های مذهبی اعتراض می کنند، تبعیض مذهبی در ایران بسیار گسترده است – از جمله منع عبادت و دستگیری های متعدد. در ماه نوامبر، طبق گزارش های رسیده، بیش از ده نفر مسیحی در ورامین به «جرم» شرکت در مراسم مذهبی یکشنبه دستگیر شده اند.

خبرگزاری جهانی بهایی گزارش داد که ۲۹ بهایی ایرانی بدون هیچ دلیل خاصی در سه شهر ایران دستگیر شده اند. دیکتاتوری شیعه به ویژه با مسلمانان سنی خصومت دارد. بسیاری از ناظران حقوق بشر پرونده شهرام احمدی، زندانی عقیدتی سنی که تنها به دلیل شیوه عبادتش محکوم به اعدام شده است را با دقت دنبال می کنند.

در میان دستگیری های معطوف به مذهب، کمیته حقوق بشر شورای عالی سازمان ملل در ماه نوامبر قطعنامه ای صادر کرد که ایران را به خاطر «شمار زیاد اعدام ها و شدت روند اعدام در کشور محکوم کرد.»

اگر چه داعش به خاطر اعدام های بیرویه و ظالمانه مورد اعتراض است، ایران اعدام را به طور منظم به عنوان ابزار سرکوب مخالفان و دشمنان خود در مغایرت با اصول پذیرفته جهانی به کار می برد. از جمله اعدام های گسترده «بدون اطلاع به خانواده یا وکیل زندانی». به گزارش عفو بین الملل «روند افزایشی اعدام ها در ایران» ‌در ۲۰۱۵ احتمال دارد تا آخر این سال به ۱۰۰۰ نفر برسد.

تبلیغات یهودستیز و صیونیزم ستیز

از ۱۹۷۹ تا کنون تئوری های توطئه یهودستیز از ابزارهای اصلی رسانه ای ایران بوده اند. مقام های رسمی به طور دائم تهدیدهای صریح علیه دولت یهود صادر می کنند. و اگرچه این شیوه آنقدر رایج است که به گزارش نمی ارزد، می بایست اشاره کرد که نکات تازه ای به احکام نفرت اضافه شده است.

تنها چند روز پس از هجوم پاریس، خبرگزاری فارس گزارشی منتشر کرد با عنوان «بمب گذاری پاریس – باز هم اثر انگشت صهیونیست ها یافت شد» و شماری از اتهامات بی اساس از جمله «پس از هجوم تروریست ها به پاریس، یک بار دیگر مشخص شد که یهودیان فرانسه از وقوع این حادثه از پیش با خبر بوده اند. دقیقا همانطور که در ۱۱ سپتامبر ۱۴ سال پیش، یهودیانی که در برج های دوقلو شاغل بودند آن روز بخصوص سر کار حاضر نشدند» را در این مقاله وارد کرد. و ادامه می دهد که «مقامات صهیونیستی می خواستند با این تهاجم به مقاصدی خاص دست یابند» اما هیچ مدرکی برای این افتراهای یهودستیز به دست نمی دهد.

در کمپین خود علیه دولت یهود، ایران به طور دائم از گفتمان جنگ طلبانه استفاده می کند. با این که ادعا ابلهانه است، ایران اسرائيل را متهم به ایجاد داعش می کند. حتی تکرار این قصه پردازی ها، سخت است اما کنایه ای که در ماجرا وجود دارد این است که ایران بیش از هر کشوری در جهان در شرایط حادی که داعش ایجاد کرده و توجه عمومی به آن معطوف شده، سود برده است.

تروریسم

مدارک مبنی بر حمایت دولتی ایران از تروریسم موجود است. در حالی که توجه جهانی به گروه های تروریستی سنی نظیر «القائده» و «بوکو حرام» متمرکز است، ایران گروه های تروریست به همان اندازه خطرناک نظیر حزب الله و حماس و حوثی های یمن پشتیبانی مالی و اجرایی می کند. تنها چند هفته پیش از این، مقامات کنیا خبر دستگیری دو مرد محلی که «ارتباطاتی با ایران» داشته و قصد حمله به هدف غربی در این کشور داشتند، را منتشر کردند.

آمریکاستیزی

در طول تابستان، بسیاری از ناظران شگفت زده به احتمال رفع بی اعتمادی متقابل میان آمریکا و ایران طی یک توافق دیپلماتیک، معطوف شدند. با این حال، و با وجود این توافق، رهبری ایران همچنان به تکرار عباراتی نظیر «شیطان بزرگ» می پردازد بی آنکه نگران مجازات یا حتی رسوانی ناشی از این رفتار باشد. آیت الله علی خامنه ای آمریکا را بی هیچ مدرکی متهم کرد که در پی «نفوذ در ایران» به وسیله پول و سکس است.
ایران همچنان به بازداشت آمریکاییان بدون هیچ اساس و بهانه حقوقی ادامه می دهد. از جمله این افراد خبرنگار واشنگتن پست، جیسون رضائیان است که به گزارش رسانه های ایرانی، اخیرا برای مدت نامحدودی به زندان محکوم شد. اما رضائیان تنها نیست. پنج آمریکایی دیگر نیز، از جمله سیامک نمازی، تاجر مستقر در دوبی که شهروند آمریکا و ایران است، ماه گذشته به جرمی نامعلوم در ایران دستگیر و بازداشت شد.

هنوز تا «روز اجرا» چند ماه مانده است. روزی که قرار است آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کند آیا ایران به شرایطی که در توافق هسته ای بیان شده عمل کرده است یا نه، و بنا بر آن، آیا تحریم ها لغو خواهند شد یا خیر. و سپس توجه جهانی دوباره به ایران متمرکز خواهد شد. تا آن زمان بازار معاملات تجاری در ایران در گرفته است و تحلیلگران منتظر یک دوره جدید در روابط ایران و غرب هستند.

همزمان که جامعه جهانی مترصد نقض احتمالی شرایط توافق هسته ای از سوی ایران است، اگر قرار است عادی سازی روابط با ایران در نظر گرفته شود، می بایست به نقض شدید حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی ایران در کشور خود، و دست درازی های این دولت در خارج از مرزها نیز توجه کافی بذل شود.