زدوخوردهای اخیر میان نیروهای سوری، ایرانی، و اسرائیلی نتیجه‌ی جنگ فرسایشی درازمدت ایران است که تهران از سوریه علیه اسرائیل آغاز کرده است.

استراتژی ایران بر اساس رویکرد «هزار ضربه» در عوض اقدام به یک حمله‌ی اساسی است. می‌خواهد طی یک روند تدریجی واقعیتی تازه بیافریند با رشته‌ای حوادث که در درازمدت روی خواهد داد.

برخورد نظامی که در ۱۰ فوریه در سوریه و شمال اسرائیل اتفاق افتاد یکی از نمونه‌های کارزار فرسایشی ایران است. هدف کلی ایران این است که مجموعه‌ی مرکبی از ایران، عراق، سوریه، و لبنان تحت کنترل خود ایجاد کند تا به این وسیله سلاح به حزب‌الله برساند، و سیاست اسرائیل در ممانعت از انتقال تسلیحات را به چالش بکشد.

ایرانی‌ها به دنبال ایجاد جبهه‌ای تازه از سوریه، در موازات حزب‌الله دست‌نشانده‌های ایشان در لبنان، علیه اسرائیل‌اند. برای همین است که نیروی دفاعی اسرائیل دو تشکل جنگی در فرماندهی شمال خود دارد، یکی برای لبنان، که تحت فرماندهی من بود، و دومی برای سوریه. در یک جنگ آتی، شانس زیادی هست که هر دو جبهه به طور فعال درگیر جنگ باشند.

فاتح تازه‌ای در سوریه ظاهر می‌شود

پس از هفت سال جنگ داخلی، یک فاتح مسلم در سوریه ظاهر می‌شود، روسیه و متحدان‌اش، که شامل ایران، رژیم اسد، و حزب‌الله است. این‌ها نیروهای خود را در سوریه با هم ترکیب کرده و دارند تشکیل یک کشور تازه می‌دهند.

همزمان، ایالات متحده در حال خروج از سوریه است. با این خروج، کوردها که از قطعی‌ترین نیروهای جنگ سوریه بودند، به تلخی به حال خود رها می‌شوند. در این واقعیت جدید، روسیه و ایران در پی آنند که پیروزی خود را به شکلی استراتژیک بکار ببندند.

پرزیدنت ولادیمیر پوتین به سراسر جهان نشان می‌دهد که روسیه بار دیگر یک قدرت جهانی است. وی دارد به جامعه‌ی جهانی می‌فهماند که مسکو متحدان خود را تنها نمی‌گذارد، حتی در شرایط دشوار، برعکس معامله‌ای که آمریکا با رئیس جمهور پیشین مصر، حسنی مبارک کرد.

روسیه ثابت کرده است که از اعمال زور ابا ندارد. پیام مشخص آن این است که در افتادن با روسیه، شرط عقل نیست.

در این میان، ایرانی‌ها، از یک استراتژی جامع‌تر بر اساس ایجاد شاهنشاهی نو ایرانی پیروی می‌کنند. یک محور شیعه‌ی ایرانی در سراسر منطقه در حال شکل‌گیری است که بلوک سنی خاورمیانه به رهبری مصر و عربستان سعودی را تهدید می‌کند.

تبدیل پیروزی به غنائم استراتژیک

امروز روسیه در خاک سوریه است. دارای پایگاه دریایی در بندر پارتوس، سیستم پیچیده‌ی دفاع هوایی، امکانات اطلاعاتی، و کنترل بر قلمروهای هوایی است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و واحد بلندمرتبه‌اش، لشکر قدس، امور جنگ را مدیریت می‌کنند. فرمانده سپاه قدس، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی از فرماندهان نظامی بسیار تودار و پیچیده که کارزاری در تغییر وضع موجود سوریه را پیش می‌برد.

کارزار ایرانی اکنون دارد به سمت اسرائیل می‌چرخد، و جبهه‌ای تازه در مقابل آن می‌گشاید. در گذشته، در جنگ دوم لبنان در ۲۰۰۶، میدان سوریه کاملا ساکت ماند. امروز، جنگی تازه ممکن است شاهد آن باشد که لبنان و بلندی‌های جولان هر دو به عنوان پایگاه‌های ایران و حزب‌الله مورد استفاده قرار گیرند.

شبیخون استراتژیک

از این جنبه، در آخرین درگیری‌ها، ایران دست به شبیخون استراتژیک زد که برای برهم زدن واقعیت موجود طراحی شده بود. در حرکتی جسورانه، ایران پهبادی به قلمرو هوایی اسرائیل فرستاد. ایرانی‌ها به روشنی می‌دانستند که اسرائیل پهباد را شناسایی کرده و سرنگون می‌کند، اما می‌خواستند نشان دهند که ایران در منطقه فعال است.

از این نگران‌کننده‌تر آتش موشک‌های عظیم ضدهوایی رژیم اسد بر هواپیمای نیروی هوایی اسرائیل است است که با سانحه‌ی پهباد برخورد کرد، و سرنگونی جت اف ۱۶ که از نقطه‌نظر جنگ روانی یک دستاورد به حساب آمد.

باید اذعان کرد که دور دوم حمله‌ی هوایی اسرائیل در آن سانحه، پاسخی بسیار قوی بود که ضمن آن سوریه هزینه‌ای سنگین پرداخت. با این وجود، نمی‌توان به قطع تعیین کرد که پیروزی از آنِ کدام جانب بود. مقداری مشت و لگد از دو جانب حواله شد که به منظور ایجاد واقعیتی تازه برای اسرائیل به راه افتاد، و برای تغییر شیوه‌ای که تا کنون در سوریه تعقیب می‌کرده است. این چالشی بود در مقابل حمله‌های هوایی پرشمار اسرائیل علیه قاچاق سلاح‌های پیشرفته به مقصد حزب‌الله.

هنوز معلوم نیست بار بعد که محموله‌های قاچاق اسلحه به مقصد حزب‌الله از طریق سوریه شناسایی شوند، اسرائیل چگونه رویکردی خواهد داشت.

روسیه نیز به نوبه‌ی خود کوشیده است از گسترش درگیری‌ها جلوگیری کند. پوتین با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر، و با ایرانی‌ها در تماس بوده و به همه‌ی جوانب توصیه‌ به ختم تخاصمات کرده زیرا روسیه علاقه‌ای به اجازه‌ی تداوم درگیری‌ها ندارد. هر دو جانب پذیرفتند – کسی علاقه‌ای به برانگیختن روسیه ندارد.

مشکلات بیشتری در راه است

واقعیتی که در سوریه روی می‌دهد از نقطه‌نظر اسرائیل بسیار بغرنج است، و حضور میدانی روسیه نیز بر دشواری اوضاع افزوده است. کادر روسیه به رزمنده‌های رژیم اسد و سپاه قدس بسیار نزدیک‌اند و حمله‌ی هوایی به سوریه را به امری خطرناک بدل کرده‌اند.

اجرای سیاست اسرائیل در اقدام به حمله‌های هوایی به محموله‌های تسلیحات پیشرفته به مقصد حزب‌الله روز به روز دشوارتر می‌شود. گرچه ایران به دنبال جنگی تمام‌عیار نیست، اما آماده است تا آستانه‌ی جنگ پیش برود.

ایران به تقویت توانایی‌های خود برای تهدید اسرائیل ادامه می‌دهد. تأثیر ایالات متحده در این موارد، هیچ است.

اسرائيل اما، می‌بایست کاملا درک کند که واقعیت متغیر شده است. حفظ برتری هوایی در ناحیه‌ی شمالی، برای اسرائیل حیاتی است. دولت اسرائیل می‌بایست آماده‌ی مواجهه با حوادثی مشابه در آینده باشد – و نیز آماده‌ی تحمیل هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر به دشمن.

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://blogs.timesofisrael.com/iran-is-not-going-anywhere/?utm_source=The+Times+of+Israel+Daily+Edition&utm_campaign=691ca4c5e2-EMAIL_CAMPAIGN_2018_03_02&utm_medium=email&utm_term=0_adb46cec92-691ca4c5e2-55260489