«دانیئل گوردیس» نایب رئیس ارشد «کالج شالم» در اورشلیم است و از دونالد ترامپ خوش اش نمی آید؛ و خیلی دل اش می خواهد شما هم این را بدانید. برای همین در بسیاری از نوشته های فیسبوکی اش به نحوی می گوید که ترامپ به دیکتاتوری فاشیست یا همانطور که «سافام» (یکی از گروه های یهودی موزیک محبوب من) یک بار خواند، به «هیتلر دیگری منتظر در پس صحنه» تبدیل خواهد شد.

این الگوی رفتاری، که البته فقط دانیئل نیست که آب به آسیاب آن می ریزد، فرسوده و خشکیده است، و برای همین هم بود که چند ماه قبل تصمیم گرفتم دانیئل را دیگر در فیسبوک دنبال نکنم. اما دانیئل می خواهد مطمئن شود که من بدانم که او فکر می کند ترامپ هیتلر است، و برای همین دانیئل از هفته گذشته شروع کرده نام مرا در تمام نوشته های فیسبوکی اش می آورد و تگ می کند، و مرا به این صرافت انداخته تا مسدودش کنم.

آه.

من با کسانی که از ترامپ خوش شان نمی آید یا نمی خواهند به ترامپ رأی دهند مشکلی ندارم. اما این نوع حمله نه تنها کارآمد نیست، که عملا به ترامپ کمک کرده تا نامزدی ریاست جمهوری را ببرد، و به وی کمک خواهد کرد تا به کاخ سفید راه یابد. این حملات به همان دلیلی شکست خورده هستند که حمله «ترامپ یک نژادپرست است» شکست خورده است. وقتی ترامپ یهودیان و زنان و لاتین-تبارها و رنگین-پوست ها را در سمت های اجرایی شرکت خویش منصوب می کند و در رژه روز اسرائیل راهپیمایی می کند و دخترش ایوانکا به یهودیت گرویده، به دشواری می توان مردم را متقاعد ساخت که او نژادپرست و زن-ستیز و یهودستیز است. نقدهای معتبری از ترامپ شده (و حتی ترامپ به آنها اذعان کرده)، اما وقتی مقایسه های احمقانه ای بر آنها سایه انداخته که فقط با مقایسه «اوباما یک روحانی اسلامی در خفا است» برابری می کند، دشوار می توان آن نقدها را فهمید و برگزید. همان طور که تلمود می گوید «کسی که بیش از اندازه [در مشت اش] بگیرد، اصلا چیزی [در مشت اش] نخواهد گرفت».

من از نگرانی دانیئل برای یک تراژدی هولوکاست-مانند دیگری قدردانی می کنم، و چون او استاد تاریخ است پس قطعا می تواند چیزی را ببیند که من و امثال من نمی توانند. پس، برخلاف اکثر پاسخ ها و نامه های سرگشاده، واقعا از او دعوت می کنم تا در همین جا به من پاسخ دهد. عمیقا شک دارم که او این دعوت مرا بپذیرد، اما لااقل چنین کاری شاید باعث شود که او دیگر نام مرا در نوشته های فیسبوکی اش نیاورد و تگ نکند.