ملت ایران روزهای سختی را میگذارند، بالاخره بعد از چهل سال این زخم چرک کرده، دهن باز کرد، فواره زد و بوی تعفتش را هم‌ دنیا احساس کردند.

جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند این فاجعه را جارو کند و زیر فرش قایم بکند. تا حالا هر فاجعه غیر انسانی در ایران رخ میداد مربوط به مردم ایران بود، غم مردم ایران بود و به تنهایی باید می‌سوختند بدون اینکه کشورهای خارجی واکنشی نشان بدهند. ۸۰ میلیون ایرانی در اسارت به غیر از سردمداران رژیم و افراد خانواده آنها و مزدوران رژیم.

۴۰ سال اسارت با اعمال شاقه، بدون بخشش و بدون هیچ ترحمی.

اعتراضات داخل این زندان همیشه بوده ولی به نحو وحشیانه سرکوب شدند، زندانی که پر از ثروت و منابع زیر زمینی است، زندانی که دارای چاههای نفت فراوان و نعمتهای فراوان که خداوند در این کشور متمرکز کرده ولی زندانیان هرگز نمیتوانند از آنها لذت ببرند و حتی دست بزنند، متعلق به زندانبانان است و فرزندانشان، زندانیان فقط حسرت بخورند و روز به روز دیوارهای زندان را تنگتر و سقف آن را کوتاهتر کردند.

در آبانماه مردم به خبابانها ریختند، کشته و مجروحان بسیاری دادند، گوش شنوایی نبود، تظاهر کنندگان را نشانه گیری کردند، به خانه هایشان هجوم بردند و خانواده هایشان را هم تحت فشار گذاشتند و بسیاری از آنها را هم دستگیر کردند.

برای این رژیم دیکتاتور ضد مردمی جرم تراشی برای دستگیر کنندگان کارآسانی است، لیست بلندی از جرمهای از پیش نوشته شده دارند یکی از جرمها را انتخاب میکنند و به شخص معترض می چسبانند.

چهل سال پیش خلخالی قاتل شخصی را به اشتباه و بدلیل شباهت اسمی او و شخص دیگری اعدام کرد و وقتی که به او خبر دادند که شخص اعدام شده بی گناه بوده، بدون تآمل او گفت اشکالی ندارد عوضش به بهشت میرود.

در رژیم اسلامی ایران هیچوقت برای جان شهروندان احترامی قائل نشدند، در حالیکه هر شخصی که بدست آنها کشته شد دارای خانواده بوده و در حقیقت نه تنها او را کشتند بلکه چندین نفر دیگر هم از درون مردند.

خامنه ای و اطرافیانش همیشه سعی میکند فضای کشور را احساسی بکند، هر بار که اعتراضات و راهپیماییها شروع شدند توجه مردم را به نحوی منحرف کردند و اینگونه وانمود کردند که ما روبروی دشمن خارجی هستیم و صدای تظاهر کنندگان را خفه کردند.

این بار همه چیز فرق میکند، این بار نه تنها مردم ایران معترض هستند بلکه دولت کانادا و اوکراین هم معترض هستند. این بار به مناسبت فاجعه هواپیمای اوکراینی که حامل ۱۷۶ نفر مسافر، خلبان و کادر هواپیما بود با تعداد زیادی نخبگان ایرانی در آن بودند و در این حادثه عمدی کشته شدند نمیتوان حقیقت را پنهان کرد.

حکومت حاکم در ایران در چشم مردم نگاه کرد و دروغ گفت، مردم از وقاحت حاکمان خشمگین هستند، سه روز بود که سپاه جشن میگرفت که پایگآه نظامی آمریکا را زده و انتقام مرگ قاسم سلیمانی را گرفته. پایکوبی میکردند و این در حالی بود که خودشان آگاه بودند که خودشان موشک بسوی هواپیما فرستادند و مسئول انداختن هواپیمای اوکراینی هستند.

بعد از وقوع این فاجعه مردم بیشتر خشمگین شدند و در فرای این وقاحت و انتقام چه چیزهای دیگری در این چهل سال از ملت ایران پنهان شده، تفاوت این است که این بار کشته شدگان هواپیمای اوکراینی صاحبان خارجی دارند و جواب میخواهند.

در تظاهرات اخیر در دانشگاههای ایران شعارهای قاطع و بسیار روشنی داده شد. مردم برای کشته شدگان شمع روشن کردند و شعارهایی که دادند خیلی فراتر از مرثیه بود. این بار با پاره کردن عکسهای خامنه ای و قاسم سلیمانی آنها را نشانه گرفتند و گفتند که دیکتاتوری ولایت فقیه را نمیخواهند.

با وجود اینکه در هر متری از خیابانها و دانشگاهها سپاهیان پاسدار و بسیجی ها با لباسهای مخفی در بین مردم تردد میکنند معترضان از جان خود گذشتند و با شهمات! بلی، با شهمامت زیرا که در جو خفقان در ایران نمیتوان به راحتی بر علیه ولایت فقیه شعار داد ولی مردم شعار دادند که سلیمانی قاتله، ولایت خامنه ای باطله.

این بار خامنه ای به بن بست رسیده.