امروز پسر هفت‌ ساله‌ام به من گفت «وقتی باران می‌آید، زمین لیز می‌شود و راه رفتن سخت می‌شود». من گفتم «اما برای این که آب بخوریم، به باران نیاز داریم». او گفت «اما آب که از لوله می‌آید». سود افزوده‌ای که باران دیروز و امروز اسرائیل داشت، این بود که آلودگی هوا و گرد‌وخاکی که ‌در حد پکن بالا رفته بود و در هفته‌ی گذشته به جان این سرزمین افتاده بود را بشوید و ببرد. خیلی از مردم نمی‌دانند که این ذرات ریز غبار «وارد ریه شده و موجب بیماری‌های موضعی و عفونت دستگاه تنفسی و قلب و در پی آن، بیماری‌های تنفسی و قلبی عروقی مانند آسم و برونشیت می‌شود» همانطور که بریزومتر در ارزیابی «کیفیت پایین هوای» اورشلیم در هفته‌ی گذشته اشاره کرده، و این به دلیل فضولات گردوخاکی و انسانی از اتوموبیل‌ها، نیروگاه‌های برق، و کارخانه‌های دیگر است.

بنا به گفته‌ دانشمند ارشد آب‌وهوایی اسرائیل، پروفسور پینهاس آلپرت از دانشگاه تل‌آویو، شمار روزهای پرگردوغبار در اسرائیل در ۵۰ سال گذشته، به دلیل تغییرات آب‌وهوایی ناشی از دخالت انسان، دوبرابر شده است. و روزهای پرگردوغبار با نرخ معمول ۲.۷ روز در هر دهه، افزایش یافته است. اسرائیل در میان دو صحرای بزرگ واقع شده: صحرا، کویر عربی، سینا،‌و نگب، و صحراهای اردن، سوریه، و عراق. تغییرات آب‌وهوایی، با افزایش روزهای بی‌باران که سپس در پی آن بارندگی‌های شدید روی می‌دهد، منطقه را خشک‌تر کرده و کویر را گسترش می‌دهد. اختلالات آب‌وهوایی، همچنان که باد غبار کویر را به مناطق مسکونی می‌آورد، شمار روزهای پر‌ گردوخاک را نیز افزایش می‌دهد.

در کتاب مقدس هشدار داده شده که اقدامات بی‌رویه‌ی انسانی بر باران و گردوخاک اثر می‌گذارد. در کتاب دوم تورات ۲۸:۲۳-۴ نوشته است «آسمان بالای سرتان بدل به مس خواهد شد و زمین زیر پایتان آهن خواهد شد. خداوند باران سرزمین شما را بدل به گردوخاک خواهد کرد و آسمان بر سر شما شن خواهد بارید تا زمانی که از میان برداشته شوید». هیژکونی، مفسر خاخامی نوشت «بادهای شدید، که معمولا باران از آسمان می‌آورند، طوفان شن خواهند آورد». این نفرینی است برای مردمی که در زندگی توازن میان حیات معنوی و جسمانی را رعایت نمی‌کنند.

توضیح تصویر: مرکز بینامذهبی تحولات پایا

همانطور که اسوشیتد پرس اخیرا گزارش کرد، اسرائیل پنجمین خشکسالی متوالی را از سر می‌گذراند: «دریای جلیله در پایین‌ترین سطح آبی خود در طول قرن قرار دارد، آب رودخانه‌ی اردن بدل به آب‌باریکه شده،‌ و دریای آرام به سرعت تحلیل می‌رود». اسوشیتد پرس از دورون مرکل، مدیر بخش دریای جلیله‌ی وزارت آب اسرائيل نقل کرد که «مقدار آبی که در چهار سال گذشته به دریای جلیله ریخته از همیشه کمتر است». این کاهش به دلیل کاهش باران در ماه‌های زمستانی است. دانشمندان آبی هشدار داده‌اند که اگر آب دریای جلیله به همین روال تا زیر «خط سیاه» کاهش یابد، ممکن است مانند دریای آرام تبدیل به دریای نمک شود، چرا که چشمه‌های نمک در بستر آن شروع به نشت آب‌نمک به دریا خواهند کرد. ما که قرار نیست با زمین سر جنگ داشته باشیم. در حال حاضر ما با سیستم‌های زمین وارد جنگ شده‌ایم و نتیجه برای کسانی که چشم‌های خود را باز کرده‌اند، آشکار است.

برخی می‌گویند اسرائیل و دیگر کشورهای خاورمیانه نمی‌بایست نگران کمبود آب باشند زیرا هم‌اکنون کارخانه‌ی نمک‌زدایی آب آشامیدنی بخش بزرگی از اسرائیل را تأمین می‌کنند، و یک نیروگاه مشابه دیگر هم در اردن در دست ساختمان است. هر چه نباشد، آب اقیانوس بسیار است و مخاذن فسیلی عظیم‌اند و فناوری قادر است سوخت فسیلی را به آب مصرفی تبدیل کند. همانطور که دکتر جرمی بنشتین اشاره می‌کند، علاقمندان نمک‌زدایی آب از این واقعیت غافل‌اند که این روش تنها مشکل کوتاه‌مدت را پاسخ می‌دهد (کمبود آب)، در حالیکه همزمان به مشکل درازمدت می‌افزاید (تغییرات آب‌وهوایی)، که به نوبه‌ی خود منجر به کمبود آب می‌شود. الگوهای فناوری، بحران‌های زیست‌محیطی را بوجود آورده‌اند. آلبرت انیشتن به ما آموخت که «نمی‌توان مشکلات را با همان ذهنیتی حل کرد که در ابتدا، مشکلات را بوجود آورد». به همین ترتیب، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که فناوری به تنهایی مشکلات زیست‌محیطی ما را حل کند زیرا این مشکلات در واقع مشکلاتی معنوی هستند.

توضیح عکس: عکاس: ویوین آزالیا

مشکل آب چگونه می‌تواند ریشه در معنویات داشته باشد؟ همانطور که مطلبی به نام سال یادگیری یهودی در باره‌ی محیط زیست، در مشارکت با یهودی‌شناسی در نشریه‌ی کانفی نشاریم نوشتم، نسل بشر به برای ادامه‌ی حیات به وجود سطح مناسب آب تازه در زمین وابسته است. به دلیل این وابستگی اساسی، منابع یهودی برای زندگی، با آب برابرند.

تلموذ به ما می‌آموزد که سرزمین اسرائیل را خداوند خود آبیاری می‌کند و دیگر سرزمین‌ها را پیامبران وی. با این‌حال اسرائیل سرزمینی است کم‌وبیش خشک و دارای رودخانه‌های اصلی نیست. باران اندکی اینجا می‌بارد که به طور متوسط به سالانه ۱۰۰ میلیمتر در منتهی‌الیه جنوبی و ۱۱۲۸ میلیمتر در شمال می‌رسد. (در مقایسه، شهر نیویورک سالانه به طور متوسط مابین ۷۱۰ و ۱۱۴۰ میلیمتر بارندگی دارد). از آنجایی که باران نشانه‌ی تبرک است، آیا اندونزی که بارندگی آن شش برابر بیشتر است و مرطوب‌ترین کشور جهان است، گزینه‌ی بهتری برای سرزمین مقدس نیست؟

ناامنی آبی از مقدرات الهی است تا به ما بفهماند که خداوند تنها دارنده‌ و تأمین‌کننده‌ی آب و و دیگر نیازهای ما است. سرزمین اسرائیل با سرزمین‌هایی که از نیل، فرات، تیجری آبیاری می‌شوند در تقابل است. در دشت‌های آن رودخانه‌ها، کشاورزان قادرند در طول سال کشتزارهای خود را با تکیه به منابع آبی، آبیاری کنند. اما تا همین قرن بیستم، کشاورزی اسرائیل به آب باران متکی بود و نه آبیاری. هفت گونه محصولی که در توارت به سرزمین اسرائیل منتسب شده (انگور، زیتون، خرما، انار، انجیر، گندم، جو) همه محصولات هستند که برای رشد نیاز به آبیاری ندارند. کشاورزانی که این محصولات را کاشت‌وبرداشت می‌کنند برای زیستن و سیر کردن خود به باران‌های زمستانی وابسته‌اند. در نیاز مبرم سالانه‌ی ایشان به باران، به خدایی که باران آفریده وابسته‌اند، واقعیتی روحانی که در مناطق مسکونی دشت‌های همسایه با رودخانه‌های خروشان‌شان موجود نیست. امروز پسر هفت‌ ساله‌ام به من گفت «وقتی باران می‌آید، زمین لیز می‌شود و راه رفتن سخت می‌شود». من گفتم «اما برای این که آب بخوریم، به باران نیاز داریم». او گفت «اما آب که از لوله می‌آید». سود افزوده‌ای که باران دیروز و امروز اسرائیل داشت، این بود که آلودگی هوا و گرد‌وخاکی که ‌در حد پکن بالا رفته بود و در هفته‌ی گذشته به جان این سرزمین افتاده بود را بشوید و ببرد. خیلی از مردم نمی‌دانند که این ذرات ریز غبار «وارد ریه شده و موجب بیماری‌های موضعی و عفونت دستگاه تنفسی و قلب و در پی آن، بیماری‌های تنفسی و قلبی عروقی مانند آسم و برونشیت می‌شود» همانطور که بریزومتر در ارزیابی «کیفیت پایین هوای» اورشلیم در هفته‌ی گذشته اشاره کرده، و این به دلیل فضولات گردوخاکی و انسانی از اتوموبیل‌ها، نیروگاه‌های برق، و کارخانه‌های دیگر است.

بنا به گفته‌ دانشمند ارشد آب‌وهوایی اسرائیل، پروفسور پینهاس آلپرت از دانشگاه تل‌آویو، شمار روزهای پرگردوغبار در اسرائیل در ۵۰ سال گذشته، به دلیل تغییرات آب‌وهوایی ناشی از دخالت انسان، دوبرابر شده است. و روزهای پرگردوغبار با نرخ معمول ۲.۷ روز در هر دهه، افزایش یافته است. اسرائیل در میان دو صحرای بزرگ واقع شده: صحرا، کویر عربی، سینا،‌و نگب، و صحراهای اردن، سوریه، و عراق. تغییرات آب‌وهوایی، با افزایش روزهای بی‌باران که سپس در پی آن بارندگی‌های شدید روی می‌دهد، منطقه را خشک‌تر کرده و کویر را گسترش می‌دهد. اختلالات آب‌وهوایی، همچنان که باد غبار کویر را به مناطق مسکونی می‌آورد، شمار روزهای پر‌ گردوخاک را نیز افزایش می‌دهد.

در کتاب مقدس هشدار داده شده که اقدامات بی‌رویه‌ی انسانی بر باران و گردوخاک اثر می‌گذارد. در کتاب دوم تورات ۲۸:۲۳-۴ نوشته است «آسمان بالای سرتان بدل به مس خواهد شد و زمین زیر پایتان آهن خواهد شد. خداوند باران سرزمین شما را بدل به گردوخاک خواهد کرد و آسمان بر سر شما شن خواهد بارید تا زمانی که از میان برداشته شوید». هیژکونی، مفسر خاخامی نوشت «بادهای شدید، که معمولا باران از آسمان می‌آورند، طوفان شن خواهند آورد». این نفرینی است برای مردمی که در زندگی توازن میان حیات معنوی و جسمانی را رعایت نمی‌کنند.

توضیح تصویر: مرکز بینامذهبی تحولات پایا

همانطور که اسوشیتد پرس اخیرا گزارش کرد، اسرائیل پنجمین خشکسالی متوالی را از سر می‌گذراند: «دریای جلیله در پایین‌ترین سطح آبی خود در طول قرن قرار دارد، آب رودخانه‌ی اردن بدل به آب‌باریکه شده،‌ و دریای آرام به سرعت تحلیل می‌رود». اسوشیتد پرس از دورون مرکل، مدیر بخش دریای جلیله‌ی وزارت آب اسرائيل نقل کرد که «مقدار آبی که در چهار سال گذشته به دریای جلیله ریخته از همیشه کمتر است». این کاهش به دلیل کاهش باران در ماه‌های زمستانی است. دانشمندان آبی هشدار داده‌اند که اگر آب دریای جلیله به همین روال تا زیر «خط سیاه» کاهش یابد، ممکن است مانند دریای آرام تبدیل به دریای نمک شود، چرا که چشمه‌های نمک در بستر آن شروع به نشت آب‌نمک به دریا خواهند کرد. ما که قرار نیست با زمین سر جنگ داشته باشیم. در حال حاضر ما با سیستم‌های زمین وارد جنگ شده‌ایم و نتیجه برای کسانی که چشم‌های خود را باز کرده‌اند، آشکار است.

برخی می‌گویند اسرائیل و دیگر کشورهای خاورمیانه نمی‌بایست نگران کمبود آب باشند زیرا هم‌اکنون کارخانه‌ی نمک‌زدایی آب آشامیدنی بخش بزرگی از اسرائیل را تأمین می‌کنند، و یک نیروگاه مشابه دیگر هم در اردن در دست ساختمان است. هر چه نباشد، آب اقیانوس بسیار است و مخاذن فسیلی عظیم‌اند و فناوری قادر است سوخت فسیلی را به آب مصرفی تبدیل کند. همانطور که دکتر جرمی بنشتین اشاره می‌کند، علاقمندان نمک‌زدایی آب از این واقعیت غافل‌اند که این روش تنها مشکل کوتاه‌مدت را پاسخ می‌دهد (کمبود آب)، در حالیکه همزمان به مشکل درازمدت می‌افزاید (تغییرات آب‌وهوایی)، که به نوبه‌ی خود منجر به کمبود آب می‌شود. الگوهای فناوری، بحران‌های زیست‌محیطی را بوجود آورده‌اند. آلبرت انیشتن به ما آموخت که «نمی‌توان مشکلات را با همان ذهنیتی حل کرد که در ابتدا، مشکلات را بوجود آورد». به همین ترتیب، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که فناوری به تنهایی مشکلات زیست‌محیطی ما را حل کند زیرا این مشکلات در واقع مشکلاتی معنوی هستند.

توضیح عکس: عکاس: ویوین آزالیا

مشکل آب چگونه می‌تواند ریشه در معنویات داشته باشد؟ همانطور که مطلبی به نام سال یادگیری یهودی در باره‌ی محیط زیست، در مشارکت با یهودی‌شناسی در نشریه‌ی کانفی نشاریم نوشتم، نسل بشر به برای ادامه‌ی حیات به وجود سطح مناسب آب تازه در زمین وابسته است. به دلیل این وابستگی اساسی، منابع یهودی برای زندگی، با آب برابرند.

تلموذ به ما می‌آموزد که سرزمین اسرائیل را خداوند خود آبیاری می‌کند و دیگر سرزمین‌ها را پیامبران وی. با این‌حال اسرائیل سرزمینی است کم‌وبیش خشک و دارای رودخانه‌های اصلی نیست. باران اندکی اینجا می‌بارد که به طور متوسط به سالانه ۱۰۰ میلیمتر در منتهی‌الیه جنوبی و ۱۱۲۸ میلیمتر در شمال می‌رسد. (در مقایسه، شهر نیویورک سالانه به طور متوسط مابین ۷۱۰ و ۱۱۴۰ میلیمتر بارندگی دارد). از آنجایی که باران نشانه‌ی تبرک است، آیا اندونزی که بارندگی آن شش برابر بیشتر است و مرطوب‌ترین کشور جهان است، گزینه‌ی بهتری برای سرزمین مقدس نیست؟

ناامنی آبی از مقدرات الهی است تا به ما بفهماند که خداوند تنها دارنده‌ و تأمین‌کننده‌ی آب و و دیگر نیازهای ما است. سرزمین اسرائیل با سرزمین‌هایی که از نیل، فرات، تیجری آبیاری می‌شوند در تقابل است. در دشت‌های آن رودخانه‌ها، کشاورزان قادرند در طول سال کشتزارهای خود را با تکیه به منابع آبی، آبیاری کنند. اما تا همین قرن بیستم، کشاورزی اسرائیل به آب باران متکی بود و نه آبیاری. هفت گونه محصولی که در توارت به سرزمین اسرائیل منتسب شده (انگور، زیتون، خرما، انار، انجیر، گندم، جو) همه محصولات هستند که برای رشد نیاز به آبیاری ندارند. کشاورزانی که این محصولات را کاشت‌وبرداشت می‌کنند برای زیستن و سیر کردن خود به باران‌های زمستانی وابسته‌اند. در نیاز مبرم سالانه‌ی ایشان به باران، به خدایی که باران آفریده وابسته‌اند، واقعیتی روحانی که در مناطق مسکونی دشت‌های همسایه با رودخانه‌های خروشان‌شان موجود نیست.

بازمی‌گردم به گفته‌ی پسرم در باره‌ی باران. نسل جوان با ذهنیتی بزرگ می‌شود که تصور می‌کند آب، از لوله می‌آید – همیشه از لوله آب می‌آمده و ظاهرا همیشه هم خواهد آمد. اما اگر ما روش‌های تعامل خود را، به عنوان ساکنان زمین، متحول نکنیم، آسمان‌ و ابرها شاهد عدم تعادل ما خواهند بود. می‌توانیم گام اول را با ذخیره‌ی آب، در تمام جنبه‌های زندگی خود آغاز کنیم، و جاپاهای کربنی خود را با کم کردن گوشت از رژیم غذایی خود و کم کردن سفرهای هوایی کاهش دهیم. می‌توانیم، تا وقت هست، این مسیر را متغیر کنیم.

بازمی‌گردم به گفته‌ی پسرم در باره‌ی باران. نسل جوان با ذهنیتی بزرگ می‌شود که تصور می‌کند آب، از لوله می‌آید – همیشه از لوله آب می‌آمده و ظاهرا همیشه هم خواهد آمد. اما اگر ما روش‌های تعامل خود را، به عنوان ساکنان زمین، متحول نکنیم، آسمان‌ و ابرها شاهد عدم تعادل ما خواهند بود. می‌توانیم گام اول را با ذخیره‌ی آب، در تمام جنبه‌های زندگی خود آغاز کنیم، و جاپاهای کربنی خود را با کم کردن گوشت از رژیم غذایی خود و کم کردن سفرهای هوایی کاهش دهیم. می‌توانیم، تا وقت هست، این مسیر را متغیر کنیم.