یک پروژه تحقیقاتی منتشره در نشریه «پولیتیکو»، دولت باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین آمریکا را متهم می کند که عامدانه روی فعالیت های قاچاق گسترده و پولشویی گروه تروریستی حزب الله لبنان چشم بست، به این نیت که به توافق هسته ای اش با جمهوری اسلامی صدمه ای وارد نشود.

بر اساس آنچه رخ داده و اکنون فاش شده، دولت باراک اوباما نه تنها فعالیت های تروریستی حزب الله لبنان و فعالیت های تخریبگرانه سیاسی این گروه در لبنان و منطقه را نادیده گرفت بلکه حتی به فعالیت های بسیار مخرب این گروه مانند قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه و پولشویی را نیز نادیده گرفته است و بدتر از آن مانع از برخورد اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا با عوامل این مافیای گسترده مالی شده است. (مافیایی که طبق گفته این گزارش سالانه یک میلیارد دلار نصیب این گروه تروریست شیعی تحت حمایت جمهوری اسلامی می کرد. پروژه تحقیقاتی «کاساندرا» این تحقیقات را روی فعالیت های پنهان حزب الله لبنان انجام داده است و نخستین بار در سال ۲۰۰۸ این جنس فعالیت های حزب الله را کشف کرد.)

مسئولان پروژه تحقیقاتی کاساندرا چندین سال برای رصد فعالیت های مجرمانه مالی و اقتصادی حزب الله لبنان وقت گذاشتند و از جمله کشف کردند که یکی از روش های پولشویی این گروه برای پنهانکاری فعالیت در حوزه قاچاق مواد مخدر و اسلحه، خرید خودروهای دست دوم آمریکایی و ارسال به کشورهای آفریقایی بوده است. اما رهبران این پروژه می گویند وقتی این شواهد انکارناپذیر را به دولت باراک اوباما ارائه کرده اند و درخواست کردند که این فعالیت ها مورد پیگرد سیاسی و قضایی قرار بگیرد، مقامات و وزارتخانه های مختلف از جمله خزانه داری و امور خارجه با بی میلی با این مساله برخورد کردند و حتی درخواست پیگیری و دستگیری برخی فعالان و مقامات ارشد مرتبط با این پروژه های مجرمانه حزب الله را رد کردند.

این گزارش حتی مدعی ست که «جان برنان» – رییس وقت سیا در زمان باراک اوباما – در پی آن بود طرحی در لبنان پیاده شود که حزب الله بیشتر در سیستم سیاسی لبنان ادغام شود.

بر اساس شواهد منتشره، «عبدالله صفی الدین» که به «شبح» مشهور است، و یکی از کارگزاران اصلی فعالیت های مجرمانه حزب الله لبنان بود، یکی از عوامل اصلی تامین کننده تسلیحات شیمیایی و غیرشیمیایی برای بشار اسد بود. (همان تسلیحاتی که جان کودکان سوری با آن گرفته شد.) طبق این گزارش وزارت دادگستری باراک اوباما حتی با بازداشت این خرابکار بین المللی نیز موافقت نکرده بود.

بر اساس چنین چشم پوشی و آزادی عملی بود که صفی الدین یک بار گفته بود: «ما نیازی نداریم از تهران خودمان را مسلح کنیم. وقتی می‌توانیم از هر کجای دنیا اسلحه بیاوریم، چرا از طریق سوریه از ایران بیاوریم؟»

گزارش شده که وزارت خارجه باراک اوباما که «جان کری» آن را اداره می کرد نیز نپذیرفته بود که به پیگیری و بازداشت این خرابکاران بین المللی از طریق کشاندن آن ها به یک سری کشورها کمک کند. حقیقتا که این میزان از عدول از اصول مورد احترام در تاریخ آمریکا حیرت آور است!

درواقع تصور اینکه دولتی در آمریکا بر مصدر امر بود که بر فعالیت های مجرمانه یک گروه تروریستی حتی در خاک آمریکا چشم پوشی می کرد و بدتر از آن در پی مشروعیت سازی سیاسی برای تروریست های شیعی بود، بسیار دشوار است. اما واقعیت این است که چنین دولت و رییس جمهوری در آمریکا وجود داشت! در واقع همانطور که امروزه بارز و روشن است، باراک اوباما تمام اوضاع منطقه را فدای توافق هسته ای با جمهوری اسلامی کرده بود. توافقی که به برجام موسوم است و اگرچه قابلیت آن را دارد که رسیدن جمهوری اسلامی به توانایی ساخت بمب اتم را به تاخیر بیاندازد اما در عوض دوباره دلارهای نفتی را روانه خزانه نظام اسلامی کرد و دست این نظام را برای خرابکاری در سطح منطقه و جهان بازتر کرد. حتی بدتر از این یکی از عللی که باراک اوباما در سوریه دخالت نکرد و دست روسیه و بشار اسد و جمهوری اسلامی را در نسل کشی سوریان باز گذاشت، همین مساله توافق هسته ای بود. درواقع سوریه گروگان جمهوری اسلامی برای رسیدن به یک توافق هسته ای مطلوب بود.

همانطور که در گزارش نشریه پولیتیکو نیز آمده است، برخی مقامات دولت آمریکا نیز به این اهمال و چشم پوشی از فعالیت های مجرمانه حزب الله لبنان اذعان کرده اند. توجیه آن ها این بود که این جنس سیاستگذاری ها با جمهوری اسلامی تنظیم می شد به این امید که توافق هسته ای حاصل شود و چهار زندانی آمریکایی که درواقع گروگان رژیم اسلامی بودند، آزاد شوند. اگرچه توافق هسته ای حاصل شد و و چهارگروگان آمریکایی نیز آزاد شدند اما مساله این است که به چه قیمتی؟ درواقع باید این مساله این را اینگونه مطرح کرد که اگر مبارزه با هسته ای شدن جمهوری اسلامی با این پیش فرض بوده است که رژیم ایران رژیمی بد است که می خواهد از ابزار هسته ای برای پیشبرد نیات شوم خود استفاده کند، چگونه است که با چشم بستن بر برخی اعمال پلید و خرابکارانه این رژیم و عواملش چون حزب الله لبنان، این مبارزه انجام می گرفت؟

درواقع جمهوری اسلامی و حزب الله همیشه سعی داشته اند حوزه نفوذ خرابکاری خود را در سطح جهانی گسترش بدهند. «مت لوییت»، از مقامات سابق وزارت خزانه داری و از متخصصان «حزب الله لبنان» درباره نفوذ جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان در آمریکای لاتین می گوید: «ایران از اوایل دهه ۱۹۸۰ یک شبکه اطلاعاتی در آمریکای لاتین طراحی و اجرا کرد و خیلی زود حزب الله نیز از ایران پیروی کرد. ایران و حزب الله از این شبکه اطلاعاتی برای بمب گذاری ۱۹۹۴ در آمیا در بوئنس آیرس استفاده کردند. اگرچه عوامل و کارگزاران حزب الله و ایران در جریان این حمله مرگبار زیر ذره بین بیشتری قرار گرفتند، اما با این وجود همچنان بدون محدودیت به توسعه شبکه های پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتیِ خود در منطقه آمریکای لاتین می پردازند. افزایش فعالیت های حزب الله در تجارت موارد مخدر در آمریکای لاتین از اوایل دهه 1980 آغاز شد و تا کنون به طرز قابل توجهی رشد داشته است. همکاری با کارتل های بزرگ مواد مخدر فعالیت های پرسودی برای حزب االله در پی داشته است و در نهایت، درهای پولشویی و محموله های مواد مخدر را بر آنها گشوده است.»

نکته دیگر پیوند وثیق حزب الله لبنان با جمهوری اسلامی است و حتی در این گزارش نیز بر حمایت تهران از این جنس فعالیت های خرابکارانه تاکید شده است.

برجام که باراک اوباما مبارزه با حزب الله لبنان را فدای آن کرد در واقع می بایست لگامی بر فعالیت های تروریستی و ضدانسانی جمهوری اسلامی در منطقه می کشید اما به عنوان یک توافق بد، نه تنها چنین چیزی را محقق نکرد بلکه عملا با وا نهادن مساله سوریه به نفع آن، عملا به جمهوری اسلامی و گستراندن و نهادینه سازی خرابکاری های منطقه ای این رژیم کودک کش یاری رساند.

به یاد بیاوریم که هدف اصلی جمهوری اسلامی از حفظ بشار اسد در سوریه، ایجاد تهدید در برابر اسرائیل، است. درواقع جمهوری اسلامی می خواهد با حفظ سوریه یک کریدور مطمئن و همیشگی برای یاری رسانی به حزب الله لبنان داشته باشد تا بتواند به اسرائیل صدمه بزند. حزب الله نیز در جریان نسل کشی سوریه یار و یاور بشار اسد بود و نزدیک به ۱۰۰۰ تن از نیروهای حزب الله و از جمله برخی فرماندهان رده بالای این گروه در جنگ سوریه کشته شدند.