نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تحت فرماندهی قاسم سلیمانی از نیروهای غیردولتی و شبه نظامی خود در کشورهای خارجی حمایت می کند. از این دست گروه ها می توان از حزب الله در لبنان، حماس و جهاد اسلامی در مناطق فلسطینی نشین، شبه نظامیان شیعه در عراق، و یا شیعیان افغانستان مثال زد. حتی ارتباط نیروی قدس سپاه پاسداران با گروه هایی چون القاعده نیز گزارش شده است که حرف و حدیث درباره آن زیاد است.

فرماندهان نیروی قدس تاکید زیادی بر پشتیبانی از گروه های مورد حمایت خود دارند. اگر این جمله از قاسم سلیمانی را به یاد بیاوریم که: «ما دوستان خود را رها نمی کنیم»، می توانیم بهتر و بیشتر به عمق چرایی پشتیبانی سنگین ایران از این دست گروه های شبه نظامی پی ببریم. حمایتی که علاوه بر جنبه های عاطفی، جنبه استراتژیک هم دارد. براساس چنین درکی ست که فرماندهان سپاه پاسداران، سخت بر این باورند که باید آموزش، تسلیح و تامین بودجه حزب الله لبنان را ادامه داد و شبه نظامیان شیعه افغانستانی نیز به صورتی اغراق شده مورد حمایت و تقدیر قرار می گیرند و حتی شخص خامنه ای نیز به صورت مستقیم از شبه نظامیان شیعه افغانستانی حمایت می کند.

درواقع، نیروهای قدس به گروه های مشخص بر اساس فعالیت در کشور و یا منطقه ای خاص تقسیم شده اند. هئیت های ویژه ای برای کشورها مشخص شده است که می توان از حوزه های عراق، لبنان، فلسطین و اردن، افعانستان، پاکستان و هند، ترکیه و عربستان، کشورهای آسیای مرکزی و روسیه، کشورهای غربی (اروپا و آمریکای شمالی) و شمال آفریقا نام برد. نیروی قدس اردوگاه های آموزشی متفاوتی را در نقاط مختلف نیز تاسیس کرده است از جمله در استان های قم، تبریز، مشهد و در لبنان و سودان. این پایگاه ها عبارتند از اردوگاه النصر برای آموزش شیعیان عراق و کردهای ترکیه و عراق در شمال غرب ایران، و یک اردوگاه در نزدیک مشهد برای آموزش انقلابیون افغان و تاجیک.

پیشینه

جمهوری اسلامی ایران از دهه هشتاد میلادی روی نیروهای افغانستانی برای پیشبرد سیاست های منطقه ای خود حساب ویژه ای باز کرده بود. پس از انقلاب اسلامی در سال 1979، ایران به برخی از گروه های افغان که با اشغال شوروی مبارزه می کردند کمک می کرد، و این امر نفوذ ایران را در افغانستان پس از خروج شوروی تضمین می کرد.

در اوایل 1986 نیز سپاه پاسداران «تیپ ابوذر» را که از شیعیان افغان – که عمدتا مهاجران فقیر بودند- تاسیس کرد. و این تیپ در جنگ ایران و عراق و همچنین مقابله با شورشیان کردستان حضور داشتند. این تیپ چندین هزار عضو داشت که بنا به گفته مقامات دولتی ایران در طول جنگ ایران و عراق تقریبا سه هزار نفر کشته و زخمی شدند.

مقاطع اخیر

در مقطع کنونی و متعاقب دخالت نظامی نیروی قدس سپاه پاسداران در سوریه برای حفظ حکومت بشار اسد در مقابل شورشیان و انقلابیون سوری، سپاه پاسداران، واحد «فاطمیون» – که از شیعیان افغانستان تشکیل شده است – را در سال 2013 برای جنگ در سوریه تاسیس کرد. این نیروی نظامی که تخمین زده می شود 15 هزار عضو فعال دارد، یکی از ابزارهایی است که نفوذ ایران در افغانستان را نیز تضمین می کند.

اما سپاه پاسداران علاوه بر حمایت از این گروه ها، و در راستای سیاست های ضدآمریکایی خود، از دشمنان سابق خود در افغانستان نیز حمایت می کند؛ یعنی گروه «طالبان» در افغانستان. در سال 2007 وزارت خزانه داری آمریکا ضمن اعلام تحریم های اقتصادی علیه نیروی قدس و سایر سازمان های نظامی و مالی ایران ادعا کرد که نیروی قدس ابزاری است برای ایران تا از طالبان حمایت کند و این گروه از طریق تامین تسلیحاتی و حمایت مالی از طالبان از فعالیت های ضد آمریکایی و ضد ائتلاف افغانستان حمایت می کند. ایران از سال 2006 مکررا محموله هایی از سلاح های سبک و مهمات به طالبان می رساند؛ برای مثال راکت انداز یا خمپاره.

با توافق هسته ای که بین ایران و 5+1 صورت گرفت، ایران سیاست های رادیکال و هژمونیک خود را در منطقه از سر گرفت. حمایت سپاه پاسداران از طالبان زمانی بیشتر آشکار شد که «ملا اختر محمد منصور» در مه 2016 با حمله آمریکایی ها کشته شد. این زمانی بود که او به تازگی از ایران بازگشته بود. «جهان نیوز» یکی از رسانه های زیرنظر سپاه پاسداران، تایید کرد که او قبل از کشته شدن، دو ماه در ایران بود و با مقامات ایرانی دیدار داشت. پیش از آن و در ماه می 2015 نیز یکی از وبسایت های خبری نزدیک سپاه پاسداران، گزارش داد که هیئتی از طالبان از ایران دیدار کردند و چندین سرمقاله برای توجیه حمایت ایران از طالبان در رسانه های حکومتی منتشر شد.

«آصف ننگ» فرماندار ولایت «فراه» درباره رابطه جمهوری اسلامی ایران و طالبان می گوید: «خانواده تعدادی از رهبران عالی رتبه طالبان در ایران اقامت دارند، آنها در استان هایی مانند یزد، کرمان و مشهد زندگی می کنند و برای فعالیت های خرابکارانه به افغانستان بازمی گردند.» «جمیله امینی» رییس شورای ولایتی فراه نیز ادعا می کند ۲۵ نفر از طالبان که اخیرا در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند و سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند.

اما با این حال ایران این اتهامات را رد کرده است و ادعا می کند که با دولت افغانستان روابط نزدیکی دارد، روابط برادرانه با کابل بر اساس منافع متقابل است و گزارش ها از حضور طالبان در ایران بی اساس است. حتی وقتی سخنگوی طالبان در گفتگویی، فاش کرد که طالبان با ایران در ارتباط است تا از این طریق بتواند به آمریکا صدمات بیشتری وارد کند، «بهرام قاسمی» – سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران – اظهارات سخنگوی طالبان را «یک دروغ آشکار، بی‌ربط و نادرست» دانست.

اما واقعیت آن است که شواهد بر خلاف نظر آقای قاسمی کاملا ارتباط بین طالبان و سپاه پاسداران ایران را تایید می کنند. از این رو پرسش این است که چرا جمهوری اسلامی از طریق سپاه پاسداران خود با طالبان ارتباط دارد و از این گروه حمایت تسلیحاتی می کند؟

واقعیت آن است که زمانی که طالبان در سال 1990 پدید آمد، ایران جنبش طالبان را یک تهدید ایدئولوژیک می دانست اما پس از حمله آمریکا به افغانستان و سقوط این گروه از حکومت افغانستان (که ایران هم در آن با آمریکا همکاری داشت) کم کم، نگاه ایران به این گروه تغیر چشمگیری پیدا کرد تا جایی که حتی به طالبان فراری از آمریکا نیز پناه داد و این شامل کمک های نظامی هم شد.

«فاطمه امان» – تحلیلگر امور ایران و جنوب آسیا – می گوید: «با وجود اینکه ایران و طالبان دشمن یکدیگر بودند، اما ایران از تامین مهمات و مواد منفجره طالبان دریغ نکرد، تا اجازه ندهند نیروهای آمریکایی از افعانستان برای پایگاهی به منظور حمله به ایران استفاده کنند.» بنا به گزارش وزارت خارجه دولت ایالات متحده آمریکا، از سال 2006 ایران محموله های تسلیحاتی به طالبان ارسال کرده است، از جمله سلاح های سبک، مهمات، راکت انداز، خمپاره، موشک و مواد منفجره پلاستیکی. ایران به منظور افزایش نفوذ خود در یکی از مهمترین ایالت های افعانستان یعنی قندهار، تعداد زیادی از این تسلیحات را به آنجا ارسال کرده است.

اما جدای از انگیزه های ضدآمریکایی، حضور داعش در افغانستان از دیگر انگیزه های ایران برای حمایت از طالبان است؛ «فریدون آژند» – تحلیلگر روزنامه «8 صبح» افغانستان – در این باره می نویسد: «با شکل گیری نخستین هسته‌های گروه داعش در شرق و غرب کشور‌، نگرانی ایران از نفوذ این گروه در میان اقلیت سنی‌مذهب ایران که بخشی از آنان در مناطق هم‌مرز با افغانستان زندگی می‌کنند‌، بیشتر شد. ایران به خوبی می‌داند که گروه‌های بلوچ مخالف دولت ایران ظرفیت هم‌سو شدن با داعش را دارند. به همین دلیل دولت ایران به یکباره، حمایت‌های خود از گروه‌های طالبان در غرب کشور را افزایش داد و آنان را تشویق کرد که به طرفداران گروه داعش در ولایت فراه حمله ببرند. با حمایت ایران طالبان در فراه توانستند تمامی اعضای گروه داعش در این منطقه را قلع و قمع کنند. پس از این بود که نفوذ ایران در میان طالبانی این منطقه روز‌به‌روز بیشتر شد. تا جایی که حالا اجساد طالبان که در جنگ با دولت افغانستان کشته می‌شوند به ایران انتقال داده شده و برای آنان مراسم سوگواری گرفته می‌شود.»

در تایید این ادعا نیز رحمت‌الله نبیل رییس پیشین اداره امنیت ملی افغانستان تاکید می کند که گروه طالبان افغانستان تحت حمایت مالی و تسلیحاتی ایران است. وی معتقد است بیشترین حمایت ایران از جنگجویان طالبان در مناطق غربی کشور است تا جلو گسترش نفوذ داعش را بگیرد.