تلگرام یهود – دوشنبه بعد از ظهر، پرزیدنت دونالد ترامپ چیزی توئیت کرد که من را به حیرت افکند:

«به نظر من سناتور بلومنتال باید یک مرخصی طولانی بگیرد و برود ویتنام، جایی که به دروغ گفت خدمت سربازی‌اش را گذرانده، تا دست کم بتواند بگوید پایش به آنجا رسیده است».

چنین برخوردی، و چنین لحنی، از ترامپ عجیب نبود. چند ساعت پیش از آن در همان روز، ترامپ چندین توئیت فرستاد درباره‌ی ریچارد بلومنتال، دموکرات از منطقه‌ی کنتیکات، که گفته بود هنگامی خدمت ذخیره‌ را در نیروی دریایی می‌گذرانده در ویتنام خدمت کرده است. آن روز صبح، ظاهرا ترامپ از انتقاد بلومنتال از وی در سی‌ان‌ان عصبانی بود و او را «دروغ‌گو» و «بچه» و «خلافکار» نامید.

آنچه در مورد این توئیت‌های بعد از ظهر چشم‌گیر است این است که بیشتر شبیه به جوک است. زیرا با وجود مهارت در صحنه‌گردانی و مجری برنامه‌های تفریحی، ترامپ در واقع کمدین نیست. درست است که می‌تواند مردم را بخنداند. بعضی‌ وقت‌ها این خنده‌ها عامدانه است، و مردم در راهپیمایی‌ها وقتی جمله‌های معروف‌اش می‌گوید، صدای خنده‌ی مردم به آسمان می‌رود.

تکنیک سخنرانی وی، که سعی عصبانیت ایجاد کند، و چند توهین هم اضافه‌اش کند، به مذاق مردم خوش می‌آید، از چند کمدین معروف تقلید شده (دیوید دنبی نویسنده‌ی نیویورکی می‌گوید در گفته‌های ترامپ سایه‌ی آلن کینگ و دان ریکلز، کمدین یهودی زاده‌ی نیویورک از دهه‌ی شصت و هفتاد را تشخیص می‌دهد).

اما، استعداد؟ بازی با کلمات؟ انحراف موضوع؟‌ هیچ کدام اینها در انبان ترامپ یافت نمی‌شود.

آخرین توئیت او در مورد بلومنتال به واقع به درد نیمه‌ شب نمی‌خورد اما ساختار کمیک دارد، از جمله تنظیم آن («به نظر من سناتور بلومنتال یک مرخصی طولانی بگیرد برود ویتنام») و یک نکته‌ی آخر، («که دست کم بتواند قسم بخورد که پایش به آنجا رسیده است»). با-دامپ-بامپ. جمله‌ی وسط را اگر اضافه نمی‌کرد آسمان به زمین می‌آمد: «همانجا به دروغ گفت خدمت کرده». (مثل تفاوت میان «زن من مال شما، لطفا» و «زن من مال شما – چون نمی‌توانم تحمل‌اش کنم، لطفا»).

در غیر این صورت، نمی‌توانستید اثری از استعداد ترامپی بیابید. حتی شوخی‌های اهانت‌آمیز وی زیادی سنگین و زیادی آشکار است «هیلاری پخته». «مارکو کوچولو». «تد دروغگو».

در نظر بگیرید عبارت‌هایی که برای خنده‌گرفتن در طول سخنرانی‌اش در گردهمایی پیشاهنگان پسر که مو به تن راست می‌کرد. چرخید رو به تام پرایس، وزیر سلامت و خدمات انسانی، و سعی کرد چند عبارت خنده‌دار شبیه جوک در رابطه با انتخابات آتی سنا و فسخ بیمه‌ی درمانی اوباما بگوید. «راستی، قرار است رأی جمع کنی؟ به نفع‌اش است که رأی جمع کند. اوه، به نفع‌اش است رأی جمع کند. وگرنه، من خواهم گفت «تام، اخراجی!».

این جوک نیست، این تکیه‌کلام است، مثل عبارت‌های «انجام شود!» و یا «من یک مرد وحشی و خل‌ام» که تکیه‌کلام ترامپ است. و شکل به زبان آوردن‌اش، با آنهمه تکرار «به نفع‌اش است که..» بیش از این که او را لطیفه‌گو نشان دهد، ترسناک نشان می‌دهد. (سخنان‌اش را با گفتن «یکی به چنگ‌ام خواهد افتاد» – ظاهرا جانشینی برای پرایس، تمام کرد).

در پس‌زمینه، پرایس و ریک پری وزیر انرژی دیده می‌شوند که می‌خندند، اما خنده‌ای دردناک که شبیه خدایا-نوبت-من-نباشدی که بر روی لب رابرت دنیرو است، هنگامی که ال کاپون سخنرانی بعد از شام را ایراد می‌کند چوب بیس‌بال در دست‌اش است.

شک ندارم که خود ترامپ خیال می‌کند خیلی شوخ است. حتی به گمان من، سخنگوی‌اش، سارا حاکابی ساندرز، راست می‌گفت وقتی می‌گفت که رئیس جمهور وقتی که هنگام گفتگو با افسران پلیس در لانگ آیلند، به آنها گفت با افراد مظنون «زیادی مهربان نباشید»، در واقع داشته شوخی میکرده، راست می‌گفت. حتی بیانیه‌ی ترامپ شبیه به جوک است: مثل وقتی که شما یک نفر را می‌گذارید توی ماشین، و مراقب سرشان هستید، می‌دانید، آنطور که دست روی [ سرشان] می‌گذارید، گفتم، «حالا می‌تونید دستتآن را بردارید، خب؟».

اما یکی از آزمون‌های آدم خنده‌دار و شوخ این است که آیا مخاطب خود را می‌شناسد یا نه. شاید یک کمدین در یک کلوب می‌توانست در مورد خشونت با زندانیان در زندان، شوخی کند و به مشکل برنخورد، اما یک سیاستمدار نمی‌بایست چنین کند، و بخصوص یک رئیس جمهور، و آنهم وقتی که اتهامات مربوط به خشونت و بیرحمی پلیس یکی از مسائل حساس و مطرح این روزهاست. نه تنها جوک پلیس ترامپ بی‌موقع بود، بلکه وقت‌اش هیچ وقت نمی‌رسد.

ترامپ همچنین عادت کمدین‌های بی‌استعداد را دارد که آنقدر زیاده‌روی می‌کنند که جوک را خراب می‌کنند، مثل زمانی که در ائتلاف جمهوریخواهان یهودی در ۲۰۱۵ سخنرانی می‌کرد.

ترامپ به جمعیت ظاهرا بسیار ثروتمند حاضر در سالن گفت «من هم مثل شما، رفقا، مذاکره‌گر هستم، ماها مذاکره‌گریم». وقتی این عبارت، که در واقع جوک نبود، باعث خنده‌ی حضار شد، دیگر دست برنداشت: «کسی هست توی این اتاق که کارش معامله‌ نیست؟ این سالن، معامله‌اش می‌کند، شاید بیشتر از هر سالنی که من پیش از این در آن سخنرانی کرده‌ام».

الو؟ الو؟ میکروفون روشنه؟

اول بار از ترامپ به عنوان جوک‌گو، در طول کارزار انتخاباتی، در مراسم شام ال اسمیت در ۲۰۱۶ استقبال شد. ترامپ با جمله‌ی خیلی خنده‌دار در مورد رقیب خود شروع می‌کند «مطمئن نبودم هیلاری امشب اینجا خواهد بود یا نه، زیرا، می‌زدم که شما دعوت‌اش را با ایمیل نفرستاده باشید». روشن، مرتبط، برخورنده، اما نه بیرحمانه. به زبان دیگر، تقریبا شبیه به ترامپ نبود.

اما وقتی بیشتر شبیه به خودش شد، وقتی شروع کرد خارج از متن حرف بزند، جمعیت دوحزبی حاضران شروع کردند به هو کردن.

ترامپ گفت، از ویکی لیکس خیلی آموخته‌آیم. برای مثال، هیلاری باور دارد که برای گول زدن مردم، می‌بایست یک سیاست عمومی داشت و یک سیاست متفاوت در خلوت.

این جوک نیست. این توضیح یک جوک است، مثل «امروز آنقدر گرم بود که نیاز به کلمه‌ای داشتم که تعریف‌اشم کنم». وقتی حاضران هو کردند، ترامپ گفت «عیبی ندارد، نمی‌دانم از کی عصبانی هستند، از هیلاری، از شما، یا از من. مثلا، امشب او اینجاست، در ملاء عام، و وانمود می‌کند از کاتولیک‌ها بدش نمی‌آید.

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://blogs.timesofisrael.com/donald-trump-isnt-funny-sad/