نیروهای امنیتی اسرائیل به سوی تظاهرکنندگان فلسطینی در شهر هبرون، کرانه باختری، گاز اشک آور پرتاب می کنند،27 اکتبر 2015 (AFP Photo/Hazem Bader)

نیروهای امنیتی اسرائیل به سوی تظاهرکنندگان فلسطینی در شهر هبرون، کرانه باختری، گاز اشک آور پرتاب می کنند،27 اکتبر 2015 (AFP Photo/Hazem Bader)

برای لحظه ای، شهروندان اسرائیل و سرویس های امنیتی که تداوم وقوع حمله های تروریستی را باور کرده بودند، احساس آرامش کردند، با این تصور که حمله ها به کرانه باختری، و به ویژه شهر هبرون محدود شده است.

برای لحظه ای این امیدواری بوجود آمد که همه این انفجار جنون، فقط در هبرون روی می دهد، و در نهایت با وجود نیروهای امنیتی اسرائیل در شهر، تحلیل می رود.

مذاکراتی که از سوی آمریکا بر سر تپه معبد مقدس میان اسرائیل و اردن هدایت شد، قرار بازگشت به وضع موجود را تقویت کرد و به نظر رسید که به زودی هیجان و تشنج به زودی کاهش می یابد.

و در واقع، ابعاد مردمی خشونت هایی که اخیرا بالا گرفته بود، کاهش یافت. شمار کمتری از تظاهرکنندگان فلسطینی به خیابان ها می ریزند. تشکیلات خودگردان فلسطینی سخنرانی های تحریکات آمیز و مهیج خود را متوقف کرد، و اسرائیلی ها باور کردند که وقایع هفته های گذشته زیر کنترل در آمده است.

اما واقعیت های روزمره چیز دیگری می گویند. در طول ماه گذشته، اسرائیل روزانه شاهد حمله های تروریستی، چاقوزنی، تصادم اتوموبیل، و تیراندازی جوانان فلسطینی که با این حمله ها به استقبال مرگ می رفتند، بوده است. در هر روز، یک، دو، حتی سه تا یا بیشتر حمله روی داده است.

در اکثر مواقع، این حمله ها از هبرون آغاز می شوند، اما آنطور که چاقوزنی روز دوشنبه در شهرهای «ریشون لتصیون» در مرکز و «ناتانیا» در شمال کشور نشان می دهد، در موارد استثنایی مهاجمان از «تولکارم»، منطقه اورشلیم و «جنین»، بلند می شوند و در هر جایی می توانند دست به تهاجم بزنند.
برخی این را «موج ترور» نامیده اند. مشکل اینجاست که خاصیت موج، گذشتن است، اما این موج همچنان ادامه دارد. احتمال دارد این نوع تازه ای از «انتفاضه» باشد، و دستوراتش از بالا، و از سوی هیچ سازمان فلسطینی صادر نشود.

بسیاری از آن چه امروز مطرح می کنم پیشتر نوشته و تحلیل شده است. با وجود این، مشکل پابرجاست؛ در ته تونل نوری به چشم نمی خورد. رهبران اسرائیل عمده تمرکز خود را مطابق معمول بر راهکارهای موقت «مدیریت تعرض» گذاشته اند و از اقدامات اساسی تر و بامعناتر خودداری کرده اند، شاید به دلیل نگرانی از آسیب به جبهه متحدی که نتانیاهو تشکیل داده است.

مشکل دیگر که کمتر از اولی نگران کننده نیست: حتی اگر اسرائیل گام های چشمگیر به سوی صلح برمی داشت، معلوم نیست که قادر می بود جن را دوباره توی شیشه فرو کند.

و به این ترتیب تهاجمات به صورت واقعیت روزمره اسرائیل درآمده اند. این وضعیت دیگر در اسرائیل یک اتفاق نادر به شمار نمی آید. دست کم در گذشته می توانستیم «دشمن» را مشخص کنیم – شبکه تروریستی حماس، بریگاد شهدای الاقصی. امروز، اما، هر پسر نوجوان شانزده ساله یک تروریست بالقوه است.

تشکیلات خودگردان فلسطینی در حال حاضر از مواجهه مستقیم با اسرائیل خودداری می کند. رئیس تشکیلات، محمود عباس، سعی دارد موقعیت را آرام کند، و تاکید که قصد لغو قرارداد اسلو را ندارد. تمام بدنه رهبری از تهییج مردم دست برداشته اند. حتی انقلابی ترین مقامات فتاح نیز ساکت شده اند.

به گفته مقامات عالیرتبه تشکیلات خودگردان فلسطینی، وزیر خارجه آمریکا، جان کری، به عباس قول داده است که پروسه صلح پس از دیدار نخست وزیر بنیامین نتانیاهو و رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما، در واشنگتن، از سر گرفته می شود. این یکی از دلایل سکوت اختیاری تشکیلات خودگردان فلسطینی است.
اما احتمال چنین پیامدی اندک است. دولت آمریکا قصد ندارد درگیر تشنج های تازه با اسرائیل بر سر مساله فلسطین بشود. پس از تشنج های میان واشنگتن و اورشلیم بر سر توافق هسته ای با ایران، کاخ سفید تلاش عمده ای برای بهبود روابط با اسرائیل خواهد داشت. چنین برخوردی به این معناست که فشار عمده ای به اسرائیل برای از سرگیری مذاکرات با فلسطینی ها وارد نخواهد آورد.

و به این ترتیب جایی برای خوش بینی نیست. بدون یک روند سیاسی، هر گونه کاهشی در تهاجمات تروریستی موقتی خواهد بود، و شاید پیامد آن اوج گیری حمله ها باشد.

این هزینه ای است که برای «مدیریت تعرض» می باید پرداخت.