در پی اتمام مذاکرات هسته ای ایران و گروه ۱+۵ و اعلام اجرایی شدن برجام، ایران و آمریکا به توافقاتی رسیدند که حاصل آن آزادی ۱۲ زندانی دو تابعیته ایرانی – آمریکایی بود.

این تبادل در حالی صورت گرفت که ۱۴ ماه هر دو کشور به مذاکره پرداختند و در پی این مذاکرات بارها به بن بست رسیده و درگیری های متعددی را به وجود آوردند.

پس از اعلام اجرایی شدن برجام و سفر یوکیا آمانو به ایران، دول ایران و آمریکا تصمیم گرفتند طی تعاملی، تعدادی از زندانیان محبوس در دو کشور را آزاد نمایند. این زندانیان که تعدادی از آنها در ایران و به دست جمهوری اسلامی محبوس بودند، کسانی هستند که به جرایمی نظیر جاسوسی، معاندت علیه نظام و فعالیت مذهبی بر علیه دین اسلام در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می بردند.

متهمانی که جرم احراز شده ای نداشتند و تنها به زعم توهمات مسئولین جمهوری اسلامی که هر روز هم بیشتر می شود در زندان بودند و بی گناه مجازات می شدند.

کسانی چون جیسون رضاییان، روزنامه ‌نگار ایرانی- آمریکایی واشنگتن پست که بیش از یک سال در ایران زندانی بود.

سعید عابدینی، کشیش ایرانی- آمریکایی که در سفری به ایران به جرم دایر کردن یک کلیسای خانگی و ترویج دین مسحیت بازداشت و حبس شده بود.

امیر حکمتی که به جرم جاسوسی و همکاری با دولت آمریکا ابتدا به اعدام و سپس با تجدید نظر، حکم او به ۱۰ سال زندان تقلیل یافته و در حال سپری کردن دوران حبس خود در زندانهای جمهوری اسلامی بود.

نصرت‌الله خسروی رودسری، شخصی که بنابر گزارش رادیو فردا، درباره بازداشتش در ایران خبری منتشر نشده و پس از آزادی اش نیز عکسی از او دیده نشده است و در جستجوهای اینترنتی هم هیچ نشانی از او پیدا نمی‌شود. که البته هویت پنهان این تبعه ایرانی – آمریکایی، توجه خبرنگاران را به خود جلب کرده که از آن با عنوان “پرونده ‌ای مرموز” یاد می‌ کنند.

و زندانی پنجم به نام مت تره‌ ویتیک که یک دانشجوی آمریکایی بوده که بنابر گزارش‌ ها بعد از سه سال تلاش برای اخذ ویزا، تیرماه امسال برای یادگیری زبان فارسی به ایران رفته و طی چند ماه اخیر بازداشت شده بود.

در مقابلِ این اقدام جمهوری اسلامی و در نتیجه مذاکرات یاد شده و تعاملات ذکر شده، دولت آمریکا هم اقدام به آزادی ۷ زندانی ایرانی- آمریکایی که در زندانهای آمریکا محبوس بودند کرده و موجبات آزادی آنها را فراهم آورد. اما زندانیانی که در دادگاه های آمریکا جرمشان احراز شده بود و اتهامشان مشخص. کسانی که به جرم کشیش بودن و یا رفتن به وطنشان دستگیر نشده بودند. مجرمانی که قوانین بین المللی را زیر پا گذاشته بودند و گناهشان توهم یک دولت همیشه توطئه بین نبود. اشخاصی که جرمی خاص مرتکب شده بودند که بر اساس قوانین، در پی آسیب زدن به جامعه جهانی و تعدی به حقوق دیگران بودند و در صدد سود بری برای خودشان و سود رسانی به یک رژیم دیکتاتوری.

اشخاصی چون نادر مدانلو که بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، از سوی وزارت دادگستری آمریکا، به جرم نقض قوانین تحریم‌ ها و کمک به پروژه پرتاب نخستین ماهواره ایرانی به مدار زمین، به هشت سال حبس محکوم شده بود.

بهرام مکانیک که بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، سال گذشته میلادی به جرم صادرات چند میلیون دلاری فناوری آمریکا به ایران محکوم شناخته شده بود.

خسرو افقهی ۷۲ ساله که یکی از مالکین شرکت‌‌ های “فاراتل” و “اسمارت پاور سیستمز” است که بنابر اعلام دادستانی آمریکا با شریک خود، بهرام مکانیک در ارسال فناوری ‌های پیشرفته به ایران همکاری داشته است.

تورج فریدی شهروند ۴۶ ساله ایرانی تبار ساکن آمریکا، نایب رئیس شرکت “اسمارت پاور سیستمز” که بر اساس اسناد دادگاه، همدست بهرام مکانیک و خسرو افقهی در ارسال فناوری‌ های ممنوعه به ایران و نقض قوانین تحریمی ایالات متحده بوده است.

آرش قهرمانی که به جرم نقض تحریم تجاری ایران از طریق شرکت در عملیات تامین و صادرات غیر قانونی تجهیزات راهبری نیروی دریایی و دیگر وسایل الکترونیکی پیشرفته نظامی، سال گذشته به بیش از ۱۱ سال حبس محکوم شده بود و دادستانی ایالات متحده، این شهروند آمریکایی- ایرانی تبار را یکی از عوامل شبکه وابسته به جمهوری اسلامی ایران دانسته که از طریق شرکتی در دوبی اقدام به تامین کالاها و فناوری پیشرفته آمریکایی مورد نیاز ایران می‌ کرده.

علی صابونچی، که در سال ۲۰۱۴ میلادی به جرم صادرات کالاهای صنعتی به ایران، از طریق شرکت هایی در چین و امارات متحده عربی و دور زدن قوانین تحریم‌ های اقتصادی بین المللی علیه ایران، به زندان محکوم شده بود.

و نیما گلستانه هکر ۳۰ ساله ای که پس از بازداشت در ترکیه در سال ۲۰۱۳ میلادی، سال گذشته به ایالات متحده مسترد شد که به اتهام هک کردن سیستم ‌های کامپیوتری شرکت “اَرو تک” دستگیر و به جرم سرقت نرم افزار کامپیوتری در زندان بود.

لازم به ذکر است که وی تنها زندانی آزاد شده ایرانی تباری ست که تابعیت دوگانه ایران و آمریکا را ندارد.

همچنین بنا به گفته وزارت خارجه آمریکا، این کشور حکم جلب پلیس بین ‌الملل و اتهامات ۱۴ ایرانی را نیز لغو کرده است.

حال نکته جالب توجه اینجاست که در یک قیاس معمولی و ضمن یک تحقیق میدانی، این نتیجه کاملا محرز می شود که جرم زندانی های طرفین چقدر باهم متفاوت بوده و اگر هر سو را در کفه ترازو قرار دهیم، درخواهیم یافت که معامله ای نا عادلانه و نیز دو سر سود برای جمهوری اسلامی بوده است. معامله ای که به آزادی مجرمانی منجر شد که بعد از اثبات اتهام آنها در دادگاهی علنی و با رعایت روند قضایی منصفانه و در دید افکار عمومی و رسانه ها در آمریکا به زندان محکوم شده بودند و در مقابل، آزادی اشخاصی بی گناه که بدون اتهام مشخصی بازداشت و در واقع گروگان گرفته شده بودند و در ماههای گذشته بدون طی کردن روند منصفانه با اتهاماتی واهی چون جاسوسی، زندانی بودند را در پی داشت.

در واقع چه شباهتی میان جرم کشیشی که برای کمک به همدینان خود اقدام به احداث یک کلیسای خانگی می کند با مجرمی که قوانین جهانی و انسانی را زیر پا گذاشته و دست مایه ها و ابزار تولید سلاحهای کشتار جمعی را در اختیار یک رژیم تحت تحریم قرار می دهد می توان یافت…؟! چه نقطه مشترکی میان اتهام یک خبرنگار که برای دیدن اقوام خود به ایران آمده است و جرم احراز شده یک هکر که با تلاش برای جهت یاری رساندن به یک حکومت ناقض حقوق بشر در زندان بوده، می توان پیدا کرد…؟!

با نگاهی گذرا به روند مذاکرات، درگیری های طرفین، گفته ها و عملکرد هرکدام، می توان نتیجه گرفت که دولت آمریکا بنا به دلایلی که به طور قطع برایش منافعی در پی داشته به این مصالحه و مبادله رسیده است که اینگونه گوی را در زمین جمهوری اسلامی رها کرده و تا این اندازه درصدد باج دادن به رژیم تهران است. چه اگر چنین نبود به طور قطع در مقابل خواسته های جمهوری اسلامی سر فرود نمی آورد و چنین هدایایی تقدیم وی نمیکرد. هدایایی که تنها در مقابل آزادی چند بی گناه بوده است… آزادی که حقشان بوده و قاعدتا نمی بایست در مقابل رهایی چند بزهکار در جامعه به آنها اعطا شود.