هشت برجسته ترین دانشگاه های آمریکائی، هرچند غیرمنصفانه، اما همچنان مرکز قدرت و مزیت ایالات متحده باقی می مانند. چهار رئیس جمهور موخر آمریکا از این دانشگاه ها فارغ التحصیل شده اند. تمام هفت دادستان دیوان عالی، و دو/سوم کابینه فعلی، از جمله وزرای خارجه و دفاع از این دانشگاه ها فارغ التحصیل شده اند. اگر گذشته هیچ نشانه ای از آینده باشد، هم اکنون شماری از دانشجویایی که در این دانشگاه ها آموزش می بینند، روزی سیاست خارجی آمریکا را شکل خواهند داد.

به همین خاطر است که تصویر مخدوش و ساده انگارانه ای که از اسرائیل در کلاس های این دانشگاه ها تدریس می شود از روی پوسترهای «جنبش تحریم اسرائیل» نمونه برداری شده باشد.

بررسی دروسی که در این کلاس ها تدریس می شود نشان می دهند که استادان این دانشگاه ها به تدریج در حال شیطانی نمایاندن چهره اسرائیل به عنوان رژیمی امپریالیستی که از سوی لابی بانفوذ اسرائیل قدرت گرفته است، می باشند.

یکی از دروسی که در دانشگاه «براون» تدریس می شود، «اسرائیل/فلسطین: شرایط تک-دولتی»، که در این ترم از سوی «آدی اوفیر» تدریس شد،‌ بی مسئوولیتی مدرسان این دانشگاه را به نمایش می گذارد. این درس که بر اساس کتابی که با نویسندگی مشترک اوفیر به نام «شرایط تک-دولتی» : اشغالگری و دموکراسی در اسرائیل/فلسطین، تنظیم شده است برای دانشجویان توضیح می دهد که اسرائیل یک رژیم اشغالگر استعماری است که از اسرائیلی های فتنه گر که «خشونتی که به کار می برند به این دلیل نیست که مورد حمله تروریست ها قرار دارند، بلکه به این دلیل است که خشونت یکی از ابزار اساسی حکومت ایشان در سرزمین های اشغالی است.»

اوفیر نتیجه می گیرد که تنها با از میان برداشتن اسرائیل به عنوان یک دولت یهود، و ساختن کشوری که در آن «نیازی به اکثریت غالب یهود نباشد و نیازی به تثبیت این اکثریت غالب نیز نباشد» یهودیان اسرائیلی می توانند «قادر خواهند بود از زنجیرهای موهومی که در ذهن خویش بر دست و پا دارند خلاص شوند». این عبارات، که با شنلی از نثر دانشگاهی پست مدرن پوشانده شده اند، همان سیاست نامشروع جلوه دادن اسرائیل است که «جنبش تحریم اسرائیل» مایل است در این دانشگاه های برجسته ترویج کند.

دانشگاه «کلمبیا»، جایی که اولین بورسیه اسرائیل ستیز از سوی «ادوارد سعید» دهه ها قبل بنیاد شد، جزو دروسی که این ترم تدریس می کند درسی است با هدف سیاسی مشابه. اسم این درس «جامعه اسرائیل و کشمکش اسرائیلی فلسطینی»، و هدف آن «آشنا کردن دانش آموزان با جامعه اسرائیل از لنز کشمکش اسرائيل و فلسطینیان است». علیرغم این توضیح صوری اما، با بحثی در مورد نمایه های معاصر اجتماعی اسرائیل به پایان نمی رسد. بلکه، در کلاس شماری از مقاله های بحث انگیز در محکومیت لابی اسرائیل و حمایت ایالات متحده از اسرائیل تدریس می شود.

استاد دانشگاه «کلمبیا» مقاله ای از «نوآم چامسکی» که اتحاد دولت آمریکا و اسرائیل را محکوم می کند، به همراه مقاله ۲۰۰۶ «جان میرشیمر» و «استفان والت» در بررسی کتاب لندن، را تدریس می کند. در این مقاله، نویسندگان می گویند لابی اسرائیل مسئوول حمله آمریکا به عراق و شماری دیگری از توطئه های هولناک دیگر بوده است. نقد «والت-میرشیمر»، معتدل است، اما مقاله هایی که در پی آن می بایست در این کلاس خوانده شود، شامل دلالان فریب از «رشید خالد»: «چگونه ایالات متحده صلح در خاورمیانه را از میان برداشت». کتاب خالد این پیام را تقویت می کند که دولت آمریکا، زیر نفوذ لابی اسرائیل، بانی غیبت صلح در منطقه است.

در دانشگاه «هاروارد» نیز، وضعیت بهتر نیست. برنامه درسی کلاس «کشمکش اعراب و اسرائیل»، شامل توضیحاتی بر این کشمکش می شود که معلوم می دارد چرا استاد، مقاله های «چارلز اسمیت» را که بارها پرزیدنت بیل کلینتون و رهبری اسرائیل را برای شکست گفتگوهای صلح کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰ متهم کرد.، تدریس می کنند.

به عنوان بخشی از درس، استاد با آنچه وی نقاط عطف در تاریخ کشکمش ها می نامد همذات پنداری می کند. و همچنان که «انتفاضه اول» را که کمتر از بقیه مرگبار بود از نقاط عطف می نامد، «انتفاضه دوم» و بمب اندازی های انتحاری را ماست مالی می کند، و نقطه عطف چهارم را به عنوان «سال های پر حادثه شروع قرن تازه» می نامد. این گونه «سانسور اورولی» از تاریخ، متاسفانه در دانشگاه ها امری معمول است.

سازمان های مشاور اسرائیل می بایست به این عدم توازنی که در این دروس هست توجه کنند و از استادانی که دروس مربوط به اسرائیل و خاورمیانه را تدریس می کنند مطالبه شفافیت بیشتری بنمایند. معمولا استادان از انتشار مواد درسی خود پیش از شروع کلاس خودداری می کنند و فهرست مطالبی که باید برای کلاس خوانده شود را تنها در اختیار دانشجویان کلاس می گذارند (من این فهرست ها را از طریق دانشجویان فعلی این کلاس ها به دست آوردم، زیرا استادان به ایمیل های من در درخواست مواد درسی ترم پاسخ ندادند).

انستیتوهای آموزشی می بایست از استادان بخواهند در مورد انتخاب مواد درسی خود شفافیت بیشتر به خرج دهند.

مهم تر از شفافیت استادان در انتخاب مواد درسی، نیاز به روشنگری دانشجویان در باره اسرائیل پیش از ورود ایشان به دانشگاه است. بسیاری از استادان ادعا می کنند که دانشجویان آنها به اندازه کافی در مورد مساله مطالعه دارند و می توانند در خصوص کشمکش وارد بحث شوند. اما طبق پژوهشی که اخیرا از سوی دانشگاه «برندایز» انجام شد این نظر، واقعیت ندارد.

در پرسشنامه سه-جوابی که به بیش از ۶۰۰ دانشجوی یهودی داده شد، یکی از هر پنج نفر تصور می کرد دیوید بن گوریون نخست وزیر فعلی اسرائیل است و تنها کمتر از نیمی از اینان می دانستند که اسحاق رابین ترور شده است. می شود تصور کرد که اطلاعات عمومی دانش آموزان در موارد عادی حتی از برنامه حق طبیعی نیز کمتر باشد. برای دانشجویان غیر ممکن است که ناصداقتی آموزشی در دانشگاه در خصوص اسرائیل و فلسطین را درک کنند مگر آن که اطلاعات آنها پیش از دانشگاه، در مورد منطقه بیشتر بشود.

موج فعلی ترور که در سراسر اسرائیل پیچیده است نیاز به ایجاد توازن در برنامه های درسی دانشگاه های برجسته آمریکا را بسیار بیشتر می کند. هم اکنون کمپین «جنبش تحریم اسرائیل» در تلاش است که دانشجویان را متقاعد کند که اسرائیل تنها مسئوول افزایش خشونت در منطقه است. گروه «جنبش تحریم اسرائیل» در کلمبیا، براون، پرینستون، کورنل، پن، و هاروارد همه برنامه هایی را در ماه گذشته تدارک دیدند و «هفته آپارتاید اسرائیلی» نیز دارد می رسد و موج دیگری از خشم علیه اسرائیل در دانشگاه ها به راه خواهد افتاد.

«درو فاوست»، رئیس هاروارد، می گوید دانشگاه «جای آموزشی است که آینده را شکل می دهد». راست می گوید. نسل آینده رهبران آمریکا می بایست درک عمیقی از خاورمیانه و بغرنجی های آن داشته باشند اگر خیال دارند برای صلح میان اسرائیل و فلسطین تلاش کنند. و به همین دلیل استادان نمی بایست دروس حامی اسرائیل را برنامه های درسی این دانشگاه ها که روز به روز نسبت به مساله بی توجه تر می شود، حذف کنند.