مثل کوری که که تکه ای فطیر دستش داده باشند، کنو را می خوانم و با خود می گویم «این مزخرف را کی نوشته.»

مادرهای قحطی زده بچه های خود را می خورند. زن ها و مردهایی که آزاد بوده اند به بردگی خو می گیرند. شکنجه جسمی و روحی. پانصد سال رنج بی پایان، از آیکا تا آشویتس.

معمولا، اگر تاریخ به دست شکست خورده ها نوشته شود، در این رنج گونه ای از کرامت و هدفمندی دیده می شود. حس این که «هر چه را از من بگیرند، غرورم را نمی توانند بگیرند».

مناجات روز عزای یهودیان هیچ کدام اینها را ندارد.

این تاریخی نیست که به قلم شکست خوردگان نوشته شده؛ این تاریخ به قلم بازماندگان نوشته شده است. متعصب های ملی و مذهبی که علیه رومی ها قیام کردند، قتل عام شدند. پسا-ملی گرایان هلنی و مسیحی شدند. مسیر پسا-تخریب یهودیت نه از سوی برنده ها یا بازنده های نبردها، بلکه از سوی کسانی که سعی کردند مانع آنها بشوند و موفق نشدند، نوشته شد. این تاریخی است از زبان قربانیان غیرمستقیم.

مجموعه کنو کتابی برای حل و فصل های سیاسی، اتهام زنی، دامن زدن به آتش نفرت و طرح ریزی انتقام نیست.

این خدمات در طول قرن ها اندیشه ها و احساسات زیر را در یهودیان حک کرده است:

• ‫مشکلات و راه حل ها در دست دشمن بیرونی نیست، با من است.
• ‫‬می بایست پیمان خود با خدا را تجدید کنیم، خدایی که دغدغه اصلی اش این که ما مهربان و منصف باشیم.
• ‫هر موفقیت هیجان انگیز سیاسی، هزاران روز بی حوصلگی در پی دارد، دست کم برای برخی از ما.
• ‫ما، خانواده یهود، قرن هاست در این سرنوشت با هم شریک ایم. باید راهی برای اختلاف نظر بیابیم بی آن که خود و دیگران را در هم بشکنیم.
• ‫رنج بردن ما را بدل به قدیس نمی کند، و نیز رنج بردن هویت ما نیست.
• ‫ما ملتی جاودانه ایم، با پیوندی جاودانی با خدا و سرزمین اسرائیل. باز خواهیم گشت و این سرزمین را آبادان خواهیم کرد.
• ‫انتقام خاص خداوند است.

شاید قوی ترین دعای یهودی عاشری باشد که به دنبال کنو خوانده می شد. بلافاصله آوازی را پی می گیریم که رنج ما را دکلمه می کند: خوشبخت کسانی که در خانه تو می زیند؛ تو را شکر خواهند کرد. خوشبخت کسانی که خداوند برای ایشان ابدی است؛ خوشبخت کسانی که چنین اند.

با وجود این. علیرغم همه اینها. ما متعلق به توایم، و با یاری تو مسؤولیت خویش را به پایان می بریم.

هنگامی که بازنده ها تاریخ را می نویسند، می توانند آن را، و خود را، عوض کنند. کنو به قلم کسانی نوشته شده که رنج خود را می پیمایند و از آن قدرت می گیرند. این داستان بازماندگان شکست است، و غبار از خود می تکانیم، از شکست های خود می آموزیم و پیش می رویم؛ این بخش جدایی ناپذیر داستان رستگاری ملی ماست.