سفیر ایران در لبنان، محمد فاتح علی، اخیرا قولی داده است مبنی بر این که ایران به خانواده تروریست های فلسطینی که در موج خشونت تهاجم های فردی در کرانه باختری، ۷ هزار دلار، و به خانواده تروریست هایی که خانه شان از سوی اسرائيل ویران شده، ۳۰ هزار دلار می پردازد.

این تعهد، می بایست در پسزمینه دستورات ولی فقیه ایران علی خامنه ای ارزیابی شود که در سخنرانی ۲۳ جولای ۲۰۱۴ خود گفت «کرانه باختری نیز… همانند غزه مسلح شود تا رژیم سنگدل و کودک-کش (صیونیست) را نابود کند».

این دستور را خامنه ای در اواخر عملیات «تیغه محافظ» اسرائیل در غزه صادر کرد، هنگامی که دریافت مسلح کردن حماس که با تسلط کامل مصر بر نوار غزه، منزوی شده است، دشوار است. و تصمیم گرفت که کار خود را با فلسطینیان در کرانه باختری ادامه دهد، و امیدوار بود که قاچاق راکت های ساده و کوتاه-برد می تواند تهدیدی در قلب اسرائيل به شمار آید و آغازی برای «انتفاضه سوم» باشد.

دستور وی بلافاصله در سخنان عضو کمیته های امنیت ملی، و سیاست خارجی، اسماعیل کوثری و معاون فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرتیپ حسین سلامی، طنین افکند. حسین سلامی در اواخر نوامبر ۲۰۱۴ گفت «پسران کرانه باختری و نوار غزه دست به دست هم می دهند» و کرانه باختری را بدل به «جهنم» رژیم صیونیست می کنند. رژیم تهران فرصتی طلایی یافت تا استراتژی خامنه ای را میان فلسطینیان در ترغیب انگیزه های بنیانگرایانه و مسلح نمودن ایشان، ترویج کند.

تنها راه ایران برای ارسال حمایت نظامی به فلسطینیان در کرانه باختری، ایجاد یک بدنه تروریستی در اردن و بکار گرفتن نیروهای حزب الله است.

و در واقع، در جولای ۲۰۱۵، دادگاه نظامی اردن هشت مرد به جرم توطئه اقدام به حملات عظیم تروریستی از سوی حزب الله علیه ایالات متحده، اسرائیل، و دیگر هدف های موجود در اردن، با استفاده از مسلسل و نارنجک های دست ساز، به زندان محکوم کرد. پرونده های دیگر مربوط به حزب الله در اردن از این مورد بسیار کوچکتر بوده اند و تنها به حملات برونمرزی به اسرائيل تمرکز داشته اند. هدف های گروه مزبور شامل نیروهای نظامی ایالات متحده که برای کمک به اردن در مقابل حمله های احتمالی از سوریه جنگزده در محل بوده اند، شعبه های «کافی استارباکس» در پایتخت اردن، عمان، سفارت اسرائيل، و اعضای هیات سیاسی اردن در کشورهای خارجی بوده است. اعضای این حلقه در ماه مه دستگیر شدند، هفته ها پیش از آن که ایران مذاکرات حساس خود با قدرت های غربی در باره برنامه هسته ای را نهایی کند و تهران را از نو به عنوان یک جامعه بین المللی بازسازی نماید.

در همان ماه، نیروهای امنیتی اردن مردی را در شمال اردن دستگیر کردند با تابعیت دوگانه عراق و نروژ، و پیوندهای احتمالی با ایران که این شک را برمی انگیخت که وی قصد اقدام به تهاجم تروریستی در کشور پادشاهی اردن را داشته است. بنا به گفته منبع امنیتی، آنچنان که از مقدار و نوع نارنجک ها بر می آید، این حمله نافرجام ممکن بود از مهمترین و جدی ترین اتفاق تروریستی اردن در ده ساله گذشته باشد.

در گذشته نیز، در دوران «انتفاضه دوم» در سالهای ۲۰۰۰-۲۰۰۵، ایران و حزب الله در همکاری با هم تلاش سختی برای افزایش خشونت داشته اند.

در نوامبر ۲۰۰۱، اردن سه تن از اعضای حزب الله را دستگیر کرد که قصد قاچاق راکت های کاتیوشا از سوریه به کرانه باختری را داشتند؛ این اقدام با افتخار از سوی رهبر حزب الله حسن نصرالله اعلام شد.

در ژانویه ۲۰۰۲ نیروی دریایی اسرائيل کشتی کارین-آ که حامل ۵۰ تن تسلیحات، از جمله راکت های کاتیوشای برد کوتاه، موشک های ضد تانک،‌ و مواد منفجره قوی بود، را متوقف و ضبط کرد. این کشتی مملو از تسلیحات ایرانیان و حزب الله بود و در حال عبور از یمن بود. اقدام به قاچاق، که می توانست حتی منجر به خشونت های شدیدتر بشود، نقض قراردادهای میان تشکیلات خودگردان فلسطین، که آن زمان تحت مدیریت یاسر عرفات اداره می شد، و اسرائيل به شمار می آمد و به بحران های جدی در رابطه میان ایالات متحده و تشکیلات خودگردان فلسطین انجامید.

هنگامی که اسرائیل موفق به خواباندن موج بمب گذاری های انتحاری شد، اعضای گردان شهدای الاقصا، شاخه نظامی فتاح، افشا نمودند که حزب الله، پیش از طرح عقب نشینی اسرائيل از غزه در ۲۰۰۵، در ازای حمله هایی علیه آتش بس نوپای با اسرائيل، پیشنهاد پرداخت پول کرده بوده است. آنها مبالغی تا سقف ۹ هزار دلار دریافت کرده بودند که از سوی حزب الله به کرانه غربی در ازای حمله های علیه اسرائيل در طول چهارسال گذشته ارسال شده بوده است. آنها می دانسته اند که منبع این پول از سازمان اطلاعات و امنیت ایران و سپاه پاسداران است.

جالب این است که در همان زمان، دیکتاتور عراق، صدام حسین نیز بمب گذاری های انتحاری علیه غیرنظامیان کرانه باختری را تشویق می نمود. عراق سیستم مشتقه متفاوتی برای این پرداخت ها تنظیم کرده بود که بر اساس آن به خانواده ها عاملان بمب گذاری های انتحاری مبلغ تقریبا هنگفت ۲۵ هزار دلار پرداخت می شد و به دیگر خانواده هایی که قربانی داده بودند، ۱۰ هزار دلار می رسید. عراق این مبالغ را از طریق دفاتر محلی حزب بعث که با جبهه آزادیبخش اعراب همکاری می کرد، و در مراسم کاملا علنی توزیع می کرد.

کسانی که تصور دارند سیاست ایران در مسلح کردن کرانه باختری، تنها شامل اسرائیل می شود، بهتر است نگاهی بیندازند به روزنامه های دولتی ایران و ۶۰۰ هزار دلار جایزه ای که در فتوای آیت الله روح الله خمینی برای قتل نویسنده بریتانیایی، سلمان رشدی، پس از انتشار کتاب وی «آیه های شیطانی» تعیین شد. یک نهاد مذهبی ایرانی، نخست مبلغ ۲.۷ میلیون دلار جایزه برای هر کسی که این فتوا را به جای بیاورد تعیین کرد، و در ۲۰۱۲ آن را به ۳.۳ میلیون دلار افزایش داد. اکنون خبرگزاری فارس لیستی منتشر کرده است از ۴۰ وبسایت خبری که ۶۰۰ هزار دلار به این مبلغ افزوده اند، و اینطور که گفته اند، این اقدام به مبارکی «بیست و هفتمین سالگرد فتوای تاریخی، و به این نشانه که این فتوا همچنان برجاست» صورت گرفته است.

اختصاص مبلغی به عنوان دستخوش به تروریست های فلسطینی و زمینه سازی برای قتل نویسنده جهانی، تنها دو نمونه از مصارفی است که ایران برای ۱۰۰-۱۵۰ بیلیون دلار سیل نقدینه ای که اکنون در پی لغو تحریم ها و در نتیجه قرارداد هسته ای به سویش سرازیر شده، پیدا کرده است.