وقتی دفتر کنترل دارایی‌های وزارت خزانه‌داری ایالات متحده اعلام کرد که محمدجواد ظریف را در فهرست افراد تحریم‌شده می‌گذارد، موجی از شادمانی بخش بزرگی از فضای توییتر فارسی را در بر گرفت. توییتر فارسی این روزها آوردگاه اصلی نبرد میان براندازان از یک سو و هواداران رژیم از سوی دیگر است. این فضای شادی زمانی تشدید فوق‌العاده‌ای پیدا کرد که اکانت رسمی وزارت‌ خارجه‌ ایالات متحده در توییت فارسی خود، ظریف را «ماله‌ کش اعظم» نامید.

نکته مهم در این عبارت این است که عبارت «ماله‌ کش» عبارتی‌ست که در توییتر فارسی بسیار نمود و ظهور داشته است و این نکته که یک اکانت رسمی در سطح وزارت خارجه ایالات متحده از آن بهره جسته است عمق نفوذ توییتر فارسی در معادلات سیاسی را نشان می‌دهد و از آنجا که بخش قابل توجهی از توییتر فارسی در دست طیف برانداز است، طبیعی بود که این مسئله شادی بیشتری را ایجاد کند.

ظریف در واکنش توییتری خود چنین گفت: «دلیل آمریکا برای انتخاب من برای تحریم این است که من “سخنگوی اصلی ایران در جهان” هستم…این موضوع هیچ تاثیری روی من و خانواده‌ام نمی‌گذارد؛ چراکه من خارج از ایران هیچ ملک یا منافعی ندارم. متشکرم که من را چنین تهدید بزرگی برای برنامه‌ها خود در نظر گرفتید». نکته مهم در پاسخ ظریف این بود که خود را «سخنگوی اصلی ایران در جهان» دانسته است نه سخنگوی جمهوری‌اسلامی. درواقع و به گونه‌ای تلویحی، ظریف جمهوری اسلامی را حکومتی مشروع در نظر گرفته است که او نیز به تبع پست وزارت خارجه برای این حکومت، عملا سخنگوی مردم آن کشور نیز محسوب می‌شود.

خوب می‌دانیم که جمهوری اسلامی حکومتی مشروع و مردمی نیست؛ این ادعا اساسا نیازی به استدلال ندارد. آنچه نیازمند استدلال‌ و شاهد است، ادعای دموکراتیک‌بودن و مشروع بودن این حکومت است. درواقع اگر جمهوری‌اسلامی حکومتی مشروع است، به تبع این مشروعیت، تحریم این حکومت باید روی مردم آن نیز همان تاثیر روانی را بگذارد که بر خود حکومت می‌گذارد. آیا چنین است؟ حداقل تحریم ظریف و شادی توییتر فارسی از این اتفاق نشان داد که چنین نیست.

درواقع در شرایطی که جمهوری اسلامی آفریده است، جمهوری اسلامی و بخش بزرگی از مردم ایران در طلاقی غیررسمی هستند. بر این اساس است که می‌توانیم این پرسش را مطرح کنیم که آیا اساسا تحریم محمدجواد ظریف به مردم ایران ربطی دارد یا خیر؟ یعنی آیا تحریم ظریف مردم ایران را نیز به آسیب و تحریم می‌اندازد یا خیر؟ برای پاسخ به این پرسش بهتر است نگاهی به بیانیه رسمی استیو منوچین بیاندازیم که وزیر خزانه‌داری ایالات متحده است.

این بیانیه در بخشی از آن چنین می‌گوید: «جواد ظریف، دستور کار غیرمسوولانه رهبر جمهوری اسلامی را اجرا می‌کند، و سخنگوی اصلی رژیم در سراسر جهان است. ایالات متحده [با تحریم ظریف] این پیام واضح را به رژیم ایران می‌فرستد که رفتارهای اخیرش کاملا غیر قابل قبول است. در همان زمانی که رژیم ایران مانع دسترسی شهروندان ایرانی به شبکه‌های اجتماعی می‌شود، وزیر خارجه جواد ظریف از طریق این ابزار، پروپاگاندا (تبلیغات) و #اطلاعات_انحرافی رژیم را در سراسر جهان پخش می‌کند.»

نکته جالب‌توجه در این پیام این است که ایالات‌متحده به صورتی قاطع بین شهروندان ایرانی و شخص محمدجواد ظریف خط فاصل می‌کشید و ضمن بیان این نکته که فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی در ایران، ایرانیان را اذیت می‌کند، این واقعیت نیز صورتی روشن از خود نشان می‌دهد که شخص وزیر خارجه جمهوری اسلامی از این موهبت استفاده می‌کند تا اطلاعات انحرافی به خورد جهانیان و خصوصا غربی‌ ها بدهد. این خود نشانگر آن است که اتفاقا برای ایالات متحده، ایجاد محدودیت برای ظریف به نفع ایرانیان ارزیابی می‌شود و نه همسان و یکسان.

بخش دیگر این بیانیه نیز صورتی سیاسی – امنیتی دارد و در آن دولت ایالات متحده به صورت مستدل استدلال می‌کند که وزارت‌ خارجه جمهوری‌ اسلامی تحت زعامت ظریف، عملا در هماهنگی با نیروی تروریستی قدس در سپاه پاسداران است: «داده‌های بیشتر درباره جواد ظریف نشان می‌دهد که وزارت خارجه‌ی تحت نظارت او در هماهنگی با یکی از نابکارترین نهادهای دولتی رژیم ایران، نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وزارت خارجه ظریف و مقامات بلندپایه‌ی آن در کنار نیروی قدس سپاه در تلاش‌ها برای تاثیرگذاری در انتخابات‌ها (در کشورهای دیگر) درگیر بوده‌اند و از آن حمایت مالی کرده‌اند. علاوه بر آن، مقامات ارشد وزارت خارجه ایران به دنبال تسهیل آزادی دو نیروی عملیاتی سپاه قدس از یک کشور خارجی از طریق پرداخت به نیروهای قضایی آن کشور بوده‌اند.»

وقتی بیانیه دولت ایالات‌متحده درباره ظریف را مرور می‌کنیم هر چه بیشتر پی می‌بریم که چقدر این توصیف شبیه توصیفی بود که از ریبن تروپ – وزیر خارجه هیتلر – می‌شود. ریبن تروپ نیز محبوب هیتلر بود و البته سرباز گوش به فرمان او. فرانسوی و انگلیسی را عالی صحبت می‌کرد و مدتی نیز سفیر آلمان در انگلستان بود. او اساسا مشاور خارجی هیتلر بود و بعدا نیز به سمت وزارت خارجه حکومت هیتلر برگزیده شد. او مشهور بود که با لبخند، ایده‌های شرورانه هیتلری را پیش می‌برد. بعدها در دادگاه نورنبرگ او یکی از ۲۴ تنی بود که به جرم دست‌داشتن در عملیات‌های نظامی ارتش هیتلری و دفاع از آن در سطح جهانی و دست‌داشتن در یهودی‌کشی به اعدام محکوم شد و در ۵۳ سالگی جان خود را از دست داد. آیا ظریف را نمی‌توان ریبن تروپ ایران دانست؟

ظریف به همان اندازه نماینده منافع مردم ایران است که ریبن تروپ نماینده مردم آلمان در دوران آلمان نازی بود. اگر امروز حکومت هیتلری را حکومتی مشروع نمی‌دانیم – از جمله به علت یهودی‌کشی -، چرا باید حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی مشروع بدانیم که فقط در یک فقره به طور سیستماتیک بهایی‌ستیزی را پیش می‌برد و اگر نمی‌سوزاند به علت این است که دنیا دیگر دنیای زمانه هیتلر نیست. ریبن تروپ مذاکرات هیتلری را پیش می‌برد و این نقش دقیقا از طرف خامنه‌ای بر عهده ظریف نیز نهاده شده است.

ولی خوشبختانه دنیای امروز حواس‌جمع‌تر از این حرف‌هاست. به گفته رویترز به نقل از یک مقام دولت ایالات‌ متحده، حتی سفرهای ظریف به سازمان ملل نیز مورد به مورد، بررسی می‌شوند و او دیگر نمی‌تواند آزادانه در خاک ایالات‌متحده تردد کند. طبق این تصمیم دارایی‌های احتمالی ظریف در ایالات‌ متحده نیز مسدود و اتباع آمریکایی از داد و ستد با وی منع می‌شوند.