از معارفه توافق هسته ای ایران در سال گذشته به این سو هر هفته شاهد گزارش هایی شگفت آوری از اقدام ناخوشآیندی از جانب ایران یا افشاگری یا ابهام سازی از طرف امریکا بوده ایم. گزارش شگفت آور هفته گذشته نیز درباره تحریف های کاخ سفید جهت کسب حمایت برای توافق بود. «بن رودز»، معاون مشاور امنیت ملی دولت اوباما اقرار کرد که دلالی دولت برای رهبری جدید و «میانه روی» ایرانی، یک فریب بوده است. «عمدتا به هدف فروش توافق، دستکاری شده» بود. افزون بر این، وی گفت که کارشناسان «خلق الساعه» و گزارشگران حامی، هر چه کاخ سفید به آنها می داده را بازتاب می دادند.

سودی که انتظار می رفت از محدودساختن برنامه هسته ای ایران عاید شود، این بود که رفتار ایران تغییر کند. گرچه این توافق اواخر ماه ژوییه روی داد، اما اجرای آن رسما در ژانویه ۲۰۱۶ آغاز شد. ایران در ازای برداشتن تحریم های ایالات متحده و دیگران و آزادشدن میلیاردها دلار از دارایی های خود، برخی از فعالیت های تسلیحاتی خویش را محدود ساخته است. ایران در چندین نیروگاه هسته ای، تجهیزاتی را برچیده که از جمله می توان به هسته راکتور هسته ای و سانتریفیوژهایی که سوخت اورانیوم را غنی سازی می کنند اشاره کرد. اما خصومت مداوم ایران و امتیازدهی های امریکا، نگران کننده شده اند.

شتاب بسیاری از کشورها برای برداشتن موانع پیشین در فعالیت با ایران، نقض این واقعیت تازه را ناممکن می سازد. چند روز پس از اجرای توافق، آرایه ای از فعالیت های پسا-تحریمی صورت گرفت. جدای از رفع تحریم های ایالات متحده، بریتانیا نیز به ممنوعیت کاری ۲۲ بانک و شرکتی پایان داد که به خاطر فعالیت های مالی هسته ای، پیشتر در فهرست سیاه قرار گرفته بودند؛ مناسبات تجاری آلمان با ایران ۳۳ درصد افزایش یافت؛ چین قراردادهایی برای کمک به ساختن پنج راکتور هسته ای ایران امضا کرد؛ روسیه شروع به انتقال سامانه های ضدموشکی س۳۰۰ به ایران کرد؛ فرانسه با هدف جستجو برای قرارداد کاری، هیاتی ۱۰۰نفره به ایران فرستاد. تعهدی که ایالات متحده پیش از توافق داده بود و تضمین کرده بود که تحریم ها اگر ضروری باشد «باز خواهند گشت»، امروزه بیشتر شبیه یک آرزو است تا یک امکان.

وقتی اجرای توافق آغاز شد، رابرت گیتز، وزیر دفاع دولت جورج بوش و باراک اوباما چشم انداز موفقیت را کمرنگ کرد. وی گفت باور به این که ایران به مرور زمان «شالوده انقلابی و الهیاتی اش، آرمان های خویش برای منطقه، یا حتی آرمان های خویش برای سلاح هسته ای را ترک می کند، واقعگرایانه نیست». وی افسوس امتیازدهی هایی را خورد که دولت اوباما جهت ترغیب ایرانی ها به پذیرش توافق داده بود، از جمله حذف اصرار اولیه دولت اوباما برای تحقیق و بررسی در «هر زمان و هر مکان».

رفتار ایران تا کنون، تردیدهای گیتز را تایید کرده است. ایران همچنان تروریسم صادر می کند و خواستار نابودی اسرائیل است و موشک های دوربرد قادر به حمل کلاهک می سازد. ایران در ماه مارس پیچش تازه ای به هجمه جنگطلبی های خویش اضافه کرده؛ این کشور نه تنها موشک های دوربردی را آزمایش کرده که نقض قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است، بلکه روی این موشک به عبری نوشته شده است: «اسرائیل باید از روی زمین محو شود».

واکنش امریکا رضایت بخش نبود. وزیر امور خارجه جان کری گفت ایالات متحده در حالی که به خاطر آزمایش های موشکی ایران تحریم های جدیدی بر این کشور وضع می کند اما همچنان به مفاد توافق هسته ای عمل کرده و تحریم ها را رفع خواهد کرد. این کار مانند آن است که فقط یکی از اتاق های ساختمانی که در شعله های آتش می سوزد را اطفا کنی.

رویدادهای ماه گذشته نیز برای کسانی که انتظار بهتری از ایران داشتند، مایوس کننده بود. یوسف العتیبه، سفیر امارات متحد عربی در ایالات متحده، گفته است که «ایران مثل سابق خطرناک است». ایران همچنان «دشمن و توسعه طلب و خشن» باقی مانده است. گزارش های مربوط به امتیازدهی های دیگر ایالات متحده نیز منتشر شده است. دولت با تشویق بانک ها به وام دادن به شرکت های طرف تجارت با ایران، قدرت نفوذ خویش را واگذار می کرد. تیم اوباما پس از امتیازهایی که برای گرفتن توافق [به ایران] داده، همچنان امتیاز می دهد تا توافق را نگه دارد.

در پایان ماه آوریل، دو گزارش مشکل آفرین دیگر نیز منتشر شد. اولی، که به عنوان راه گریز توافق توصیف شده، می توانست به روسیه و چین اجازه دهد که موادی را به دست آورند و تسهیلات هسته ای ایران را بدون آگاهی قدرت های غربی بازسازی کنند. دومی این خبر بود که دولت اوباما توافق کرده تا از ایران آب سنگین بخرد. آب سنگین می تواند برای ساخت سلاح های هسته ای به کار رود. توافق هسته ای از ایران خواسته بود تا ذخیره اش را کاهش دهد اما نگفته بود ایران باید برای انجام چنین کاری پاداش دریافت کند. گزارش شده که پرداخت ۸.۶ میلیون دلار بابت ۳۲ تن از این مواد «برای تشویق تهران جهت پایبندی به توافق هسته ای» انجام شده بود.

شدت مخالفت کنگره با توافق هسته ای ایران زمانی فروکش کرد که در سپتامبر گذشته، نتوانست مانع عقد قرارداد شود، اما نگرانی های مخالفان فروکش نکرده است. در نظرسنجی تازه ای که در ایالات متحده انجام شده، فقط ۳۰درصد از پاسخ دهندگان توافق را مثبت ارزیابی کرده و ۵۷ درصد آن را رد کرده اند. پیش از رای گیری کنگره، ۵۶ درصد از پاسخ دهندگان امریکایی باور داشتند که کنگره می بایست توافق را رد کند؛ و این رقم نشان می دهد که نظرات عمومی تغییر اندکی به خود دیده است.

سازمان های دیرپا و گسترده یهودی از جمله اتحادیه ضد-افترا، کمیته یهودیان امریکا، و چندین فدراسیون دیگر یهودی در سراسر کشور بیانیه های مخالفت خود را منتشر کردند. بسیاری از فدراسیون های امریکا (که تعدادشان بالغ بر ۱۰۰ است) نگرانی خود را ابراز کرده اما هیچ موضع رسمی و عمومی ای نگرفتند. هیچ کدام نیز بیانیه حمایت صادر نکردند.

اکثر اعضای کنگره با افکار عمومی همصدا بودند و علیه توافق رای دادند. در مجلس نمایندگان، تفاوت ۲۶۹ به ۱۶۲ بود، و در سنا ۵۸ به ۴۲. اما توافق پیش رفت چون اکثریت در سنا برای رد توافق، دو رای برای حد نصاب ۶۰ رای کم داشت. همان طور که در نیویورک تایمز گزارش شد، اکثر دمکرات ها رای وفاداری خویش را به اوباما دادند و نه به مردمی که آنها را انتخاب کرده اند.

از این حیث، مغلطه اصلی منازعه بر سر مساله هسته ای است. بسیاری نتیجه این منازعه را محصول وفاداری به رئیس جمهور و تقویت میراث وی دانسته و می دانند. این مساله را باید ورای دسته بندی های سیاسی دید. خیلی بد شد که اوباما نیز این مساله را جزوی از میراث خود قلمداد کرده است. اوباما در مصاحبه پرمخاطب اش با آتلانتیک گفت اگر توافق نتواند سرانجام مانع ایران از دستیابی به سلاح هسته ای شود، «نام مرا روی خود دارد». جدای از امنیت ملی، «به نفع شخصی من است که [آن هدف] تامین شود». از دید اوباما گویا خطر اصلی یک سیاست شکست-خورده، زخمی به غرور وی است. چیزی که در آن مصاحبه اشاره نشد، خطر فاجعه باری است که یک ایران هسته ای برای نظم بین المللی یا برای تحقق تهدید ایران جهت محوکردن اسرائیل دارد.

هنوز معلوم نیست که آیا توافق هسته ای پابرجا می ماند و چه مدت پابرجا می ماند. اما بسیاری از بدبینان، نظیر سناتور دمکرات نیوجرسی رابرت منندز، بر این باورند که نقایص برملاشده این توافق، تاییدی بر مخالفت آنها [با توافق] بوده است.

سخن حکیمانه منندز سزاوار آن است که تکرار شود: «میراث، سیاست نیست؛ و امید نیز استراتژی ای برای امنیت ملی نیست».