آیا اعلان اخیر پرزیدنت دونالد ترامپ مبنی بر عدم تأیید وفاداری ایران به برجام ،احتمال جنگی غیرمتعارف در خاورمیانه را تشدید خواهد کرد، یا تلاش‌های بین‌المللی در ممانعت از تروریسم هسته‌ای خواهد افزود؟ اشتباه نکنید. گرچه بحث بر سر جواب به این سوال کلیدی در ماه‌ها و سال‌های آتی ادامه خواهد داشت، تروریسم هسته‌ای که هم از سوی دولت‌های حامی و هم از سوی خودمختارها اعمال می‌شود، علیه نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای و جهانی و شاید حتی خود تمدن بشری، تهدیدی مسلم به شمار می‌رود.

دقیق‌تر بگوییم، تهدید ایران با گذشت هر سال در شدت و ابعاد آن افزایش می‌یابد. در ۱۹۹۰ تهران اندکی توانایی‌های هسته‌ای به دست آورد و در پی آن با روسیه قراردادی برای تأسیس رأکتور هسته‌ای بست که در ۲۰۱۱ در کنار رآکتور کوچک پژوهشی که در ۱۹۶۷ از ایالات متحده خریده بود، شروع به کار نمود. ده سال پس از آن، ایران موفق به تولید و توسعه‌ی زیرساخت‌های قوی هسته‌ای پردازش سنگ معدن اورانیوم و غنی‌سازی اورانیوم شد. علاوه بر آن، برنامه‌هایی با استفاده‌ی دوگانه‌ی فناوری‌های شیمیایی و بیولوژیک، و نیز موشک پیشرفته‌ی دفاعی و تهاجمی در دست دارد. نیز از اوت ۲۰۱۷، تهران هشدار داده است که اگر ایالات متحده تحریم‌های تازه‌‌ای وضع کند، تنها پنج روز لازم است تا تولید اورانیوم به ۲۰ درصد ارتقا دهد، که بالاتر از سطح غنی‌سازی زیر ۳.۶۸ طبق قرارداد کنونی است. این می‌تواند به طور بالقوه به غنی‌سازی ۹۰ درصدی مورد نیاز تولید بمب هسته‌ای برسد. تا آن موقع، ایران درخواست ایالات متحده برای اجازه‌ی بازرسی تأسیسات نظامی کشور را رد کرده است. دیگر نگرانی‌های شدید امنیتی اخیر و مربوط، شامل آزمون موفق موشک بالستیکی خرمشهر می‌شود که قادر به حمل کلاهک هسته‌ای در مسافت ۱۲۰۰ مایل؛ راه‌اندازی موشک‌های ماهواره‌ای تازه؛ تأسیس کارخانه‌های ساخت تسلیحات دقیق در سوریه و لبنان؛ پیشبرد و بکارگیری ابزار جاسوسی سایبری در منطقه و بر قلمرو هوایی غربی؛ تداوم تأمین مالی و تسلیحاتی گروه‌های تروریستی در خاورمیانه و تشدید عدم ثبات آفریقا می‌شود.

در چارچوب این تحولات نگران‌کننده، بیشترین چالش پیش‌ روی امنیت جامعه‌ی جهانی از سوی حزب الله، عامل ایران برمی‌خیزد، که خطرناک‌ترین جنبش تروریستی دوران مدرن است. در هشدار ۱۳ اوت ۲۰۱۷ حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله، به شکل نگران‌کننده اشاره به طرح حمله به تأسیسات هسته‌ای دیمونیای اسرائيل کرد تا به این وسیله رادیواکتیو موجود در مخازن تأسیسات، رها شود. در سخنرانی تلویزیونی وی با افتخار گفت «یکی از نشانه‌های احترام و به رسمیت شناختن «جنبش مقاومت» از سوی اسرائيل، بستن مخازن دیمونیا در حیفا است… ما امیدواریم که به مساله‌ی انتقال رأکتور هسته‌ای دیمونیا توجه کنند زیرا بسیار خطرناک است و نیاز به مراقبت ویژه دارد».

این تهدید شوم علیه اسرائیل همچنین یادآور آن است که حزب‌الله حتی قادر به انجام تهاجم‌های هسته‌ای علیه خود آمریکا نیز هست. بنا بر همین، نیکولاس راسموسن، مدیر مرکز ضدتروریسم ایاالت متحده در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۷ اظهار داشت که «ما در نهادهای اطلاعاتی در واقع تداوم فعالیت‌های حزب‌الله را اینجا در داخل کشور مشاهده می‌کنیم». تعجبی ندارد که وزارت خارجه‌ی ایالات متحده اعلام کرده است به هر کس که اطلاعاتی در مورد دو چهره‌ی ارشد حزب‌الله که در تهاجم انتحاری به نیروی دریایی ایالات متحده در اکتبر ۱۹۸۳ که منجر به کشته شدن ۲۵۱ تن از کارکنان نظامی شد، نقش داشتند، ارائه دهد جایزه‌ می‌گیرد: ۷ میلیون دلار برای طلال حامیه و ۵ میلیون دلار برای فوأد شُکر.

خطر بالقوه‌ی دستیابی تروریست‌های جهانی به سلاح‌های کشتار جمعی قابل چشم‌ پوشی نیست. برای مثال، در دو دهه‌ی گذشته القائده تا کنون تمایل خود به دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی را آشکار کرده است. از همان اوایل ۱۹۹۸، اسامه بن‌لادن اظهار داشت که در اختیار گرفتن سلاح‌های کشتار جمعی «وظیفه‌ی دینی» است. شواهد بسیاری نشان داد که القائده در افغانستان اردوهای آموزشی، در صورت دسترسی به هر یک، با تمرکز بر سلاح‌های بیولوژیک، شیمیایی، رادیوآکتیو، و «بمب‌ کثیف» بوده است. همچنین پیش از آن در سودان، یکی از عاملان القائده تلاش کرده بود برای سلاح هسته‌ای اورانیوم بخرد.

همین اواخر گفته شد داعش مسؤول حمله‌ی گاز خردل به سوریه بوده و بنا به گزارش قصد دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی دارد. مجسم کنید چه می‌شد اگر رقه، که پایتخت داعش اعلام شد، آزاد نشده بود، و یا داعش در نواحی دیگر قلمروهای بیشتری را تصرف کرده بود. رهبری بازمانده‌ و اعضای سرسپرده شاید هنوز هم در نبرد تفوق بر منطقه یا جهان، اقدام به حمله با سلاح‌های کشتار جمعی بکنند.

بزرگترین خطر تروریسم هسته‌ای زمانی نمایان می‌شود که دولت‌ها و یا گروه‌های خودمختار موفق به دستیابی به اهداف استراتژیک خود شوند. شاید وسوسه‌ی دیگر نقش‌آفرینان نیز به استفاده از سلاح هسته‌ای و دیگر تسلیحات کشتار جمعی، وسوسه‌ای ناگزیر شود. آیا خواهیم توانست مانع این فاجعه‌ی محتوم شویم؟ جواب مختصر، آری است،‌اما تنها در صورتی که در قاطعیت خود در این امر، به سرعت عمل کنیم.

و این امر جامعه‌ی بین‌المللی را موظف می‌کند تا به فوریت تلاش‌های کنونی مقابله با تروریسم و عدم گسترش را تشدید کند. این شامل قطع تمام روابط تجاری میان کمپانی‌های غربی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز می‌شود، تا زمانی که این ارگان به برهم زدن ثبات خاورمیانه از طریق ایجاد خشونت، ادامه دهد. کنترل بیشتر بر قاچاق مواد مورد لزوم تولید سلاح‌های کشتار جمعی نیز می‌بایست در منطقه و جهان، به همراه طرح‌های پیشگیری از احتمالات، و روش‌های مدیریت بحران برای کاهش خطر تروریسم هسته‌ای اعمال شود.

هزینه‌ی جنگ‌افروزی، حتی در صورتی که برنده‌ی جنگ غرب باشد، بیش از اندازه فاجعه‌بار است. تمام ملت‌ها، از جمله ایران و کره‌ی شمالی، می‌بایست به این ضرب‌المثل فارسی گوش دل بسپارند «صلح بهتر است از جنگ، حتی اگر زور فیل و پنجه‌ی شیر داشته باشی».