همه بحث های مخالفان توافق هسته ای را شنیده ایم. اما به ندرت عبارت «کوله پشتی هسته ای» و یا «بمب گذار هسته ای انتحاری» به گوش مان خورده است. شاید به این خاطر که خطرهای سلاح هسته ای مینیاتوریزه شده با توجیهات اساسی حامیان قرارداد آنجا که می گوید آمریکا از سوی برنامه های اتمی ایران در خطر نیست، در تضاد است. به طور قطع ایالات متحده آمریکا از هدف های تسلیحات هسته ای خواهد و نیویورکی ها این را به خوبی می دانند.

در 10 سپتامبر 2001 من تظاهراتی را علیه تروریسم مقابل سازمان آزادی فلسطین در نیویورک برنامه ریزی کردم. یکی از روزنامه های محلی که خبر را پوشش داده بود از من نقل قول کرده بود که هشدار داده بودم تروریسمی که اسرائیل هدف قرار داده است غرب را هم به طور قطع هدف قرار خواهد داد. روز بعد به برج های دوقلو حمله کردند. این هفته که در نظاهرات علیه توافق ایران شرکت کردم و به سالگرد 11 سپتامبر می اندیشیدم حس بد دژا وو به من دست داد.

البته نیویورک شهری است که باز هم مورد حمله قرار داشته است. من به طور مستقیم با خطری که ترور ایجاد می کند آشنا هستم. در 2009 در یک عملیات تجسسی، توطئه بمباران کنیسه های شهر در همین ریوردیل که من در آن به عنوان خاخام زندگی و کار می کنم کشف شد. اگر این توافق به نتیجه برسد طولی نخواهد کشید که تروریست ها تسلیحات کوچک هسته ای با خود حمل کنند. اکثریت آمریکایی ها مخالف توافق اند. اما من باور دارم که آنها ته دلشان باور نمی کنند ایران خطر مستقیمی برای آنها باشد. هر چه نباشد ایالات متحده 6 هزار مایل دور از ایران است و قوی ترین ارتش جهان را دارد. اما آمریکایی ها از خطری که من باور دارم خطری واقعی تر است ناآگاه اند.

تا کنون سلاح های اتمی در دست دولت ها قرار داشته است. حتی اگر این دولت ها تا بن استخوان شیطان صفت باشند و جهان را به آشوب بکشند نظیر آنچه شوروی کرد و اکنون کره شمالی می کند، به نظر می رسید که از عواقب اعمال خود، هم در مورد کشور خویش و هم در رابطه با جهان، در صورتی که افسار از قدرت اتمی خود بردارند، باخبرند. اما ایران یک وضعیت متفاوتی دارد. دولت این کشور به شکل غیر منتظره ای با تروریسم و با این ذهنیت که تروریسم می تواند توازن قدرت در جهان را تغییر دهد، پیوند دارد.

اگر این قرارداد منتج به تبدیل ایران به قدرت اتمی بشود، خطر این نخواهد بود که ایران بخشی از 100 بیلیونی که پس از لغو تحریم ها به او خواهد رسید را خرج تقویت تروریسم خواهد کرد. خطر اصلی این است که ایران به حزب الله و دیگر دست نشانده های خود سلاح های مینیاتوریزه شده هسته ای خواهد داد که توی کوله پشتی بگذارند و یا دور کمرشان ببندند. تا به حال فقط آمریکا و روسیه هستند که سلاح های اتمی کوچکی که در یک کوله پشتی جا می شود در اختیار دارند. کمی که بگذرد با پولی که در اختیار خواهد داشت، ایران نیز به چنین سلاح هایی دست خواهد یافت. اگر چه پلیس و نیروهای امنیتی آمریکا بی نظیرند، اما هیچ چیزی کاملا امن نیست.

تصور کنید اگر تروریست های مارتون بستون سلاح های کوچک هسته ای داشتند چه می شد. تصور کنید اگر هواپیمایی که با برج های دوقلو تصادم کرد و یا تروریست هایی که در لندن، پاریس، مادرید، سیدنی، تل آویو، کنیا، و … دست به قتل و کشتار زدند نه تنها بمب گذار انتحاری بودند بلکه بمب گذار هسته ای انتحاری بودند.

آمریکایی ها می بایست بدانند که قرارداد با ایران نمی تواند جدا از قصد ایران برای نابودی آمریکا به شمار آید. ممکن است ایران نتواند شهرهای ما را از کشور خود مورد حمله قرار دهد اما می تواند تروریست ها را با سلاح های کوچک هسته ای به اینجا بفرستد.

برخی از این تروریست ها ممکن است به متروی ما حمله کنند، یا به مراکز خرید و یا به مراکز صنعتی. تروریست های بمب گذارهای هسته می توانند ما مواد منفجره ای که حمل می کنند شمار بسیار زیادی را به قتل برسانند. یک ترویست هسته ای می تواند هزاران هزار را به قتل برساند.

قصد من بدنام کردن تلاش های ریاست جمهوری و یا سناتورها و نمایندگان مجلس که در حمایت از قرارداد رای دادند نیست. اما آن ها قدمی به اشتباه برداشته اند. با جان مردم آمریکا بازی می کنند، به ویژه آنها که در نیویورک کار و زندگی می کنند.