من وقتی که موضوعی موجه بنظر بیاید خوشبین هستم، و به همین دلیل در آغاز واقعأ تلاش کردم تصور کنم که چه نکته مثبتی ممکن است از توافق هسته ای رییس جمهور اوباما با ایران به دست بیاید. با خود فکر کردم: “یک دقیقه صبر کن. ما واقعأ نمی دانیم در پشت پرده چه خبر است. شاید هدف تمامی این تلاش ها این است که قابلیت های جاسوسی غرب در ایران تقویت شده تا که برای جنگ آماده تر باشیم. یعنی اگر دسترسی بیشتری به ایران داشته باشیم، اطلاعات بیشتری نیز در دست داریم. نبوغ آمیز است!”.
ولی همین که به نکته های اصلی توافق (یا حداقل نکاتی که در دسترس عموم هستند) پی بردم شوق و اشتیاقم فروکش کرد. این توافق به مقدار بسیار زیادی بر پایه اعتماد به درستکاری ایران شکل گرفته و همچنین میلیارد ها دلار به ایران برای پیاده کردن نقشه های خباثت آمیز خود کمک میکند. پس بیایید برای این افکار مثبت درباره توافق را از سرمان بیرون کنیم. این توافق یک نقشه هوشمندانه اطلاعاتی نیست. و همانطور نیز که وزیر امور خارجه جان کری و رییس جمهور اوباما گفته اند، این توافق هیچ ربطی به صلح هم ندارد. در واقع، تنها هدف آن جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هسته ای بدون دست زدن به جنگ می باشد.
علاقه من به تاریخ باعث می شود که بیشتر از هر کس دیگری از این توافق بترسم، چرا که این توافق مرا به یاد موضوعی مشابه در 77 سال پیش می اندازد، که در آخر جان هایی بیشتر از آنچه نجات داد را به خطر انداخت. جامعه جهانی، خسته از جنایت ها و وحشت های جنگ جهانی اول، به رهبری نخست وزیر انگلیس نویل چمبرلین به توافقی با ناسیونال سوسیالیست های آلمان در 1938 به منظور راضی کردن آن ها دست یافت. جامعه جهانی می دانست که در مقابل خود رژیمی خشن، دیکتاتور و ضدیهود را دارد که از دهه 20 میلادی اهداف جنایتکارانه خود را به روشنی اعلام و پیاده کرده است. همانطور که تصور می شد، هیتلر هیچگاه قصد نداشت که بر اساس توافق رفتار کند و از نیت خیر غرب برای تقویت قوای سیاسی و نظامی خود بهره گرفت. همانگونه که تاریخ بعدتر اثبات کرد، این توافق هیتلر را قدرتمند تر ساخت و در آخر به جنگ جهانی ای بزرگتر و خونین تر منجر شد. این توافق همچنین به هیتلر اجازه داد که یهودیان اروپا و میلیون ها انسان دیگر که با ایدئولوژی رادیکال وی مخالف بودند را نابود کند (مخالفان داخلی، کمونیست ها، کولی ها، همجنسگرایان، معلولان و غیره).
خسته از جنایت ها و وحشت های عراق، افغانستان، سوریه و جمعی از جنگ های دیگر در منطقه و جهان، جامعه جهانی به رهبری رییس جمهور آمریکا باراک اوباما با جمهوری اسلامی ایران در سال 2015 به توافق رسید. جامعه جهانی آگاه است که در مقابل خود رژیمی خشن، دیکتاتور و ضدیهود را دارد که از دهه 70 میلادی اهداف جنایتکارانه خود را به روشنی اعلام و پیاده کرده است.
با در نظر داشتن تاریخ، به این نتیجه می رسیم که جزئیات توافق مهم نیستند. چیزی که مهم است این است که این توافق بر پایه همکاری یک دولت خشن، تئوکراتیک با ایدئولوژی ای خودکامه است که حتی یک بار هم به هیچ کدام از قوانین بین المللی گردن ننهاده است. همانطور که تصور می شود، آیت الله از نیت خیر توافق برای جنگ افروزی استفاده خواهد کرد. رفتار پیشین وی و رفتار وی از زمان عقد توافق نشان داده اند که او نیز همانند هیتلر توسط ضعف نشان داده غرب به خود غره شده و نتیجتأ این توافق به جنگی بزرگتر و خونین تر خواهد انجامید. این توافق همچنین به آیت الله اجازه خواهد داد که به اهداف از پیش تعیین شده خود برای نابودی دولت اسرائیل و میلیون ها نفر دیگری که با ایدئولوژی رادیکال وی مخالفت هستند نزدیک تر شود (مخالفان داخلی، سنی ها، هم پیمانان ایالات متحده و غرب).
علی رغم استدلال های موجود درباره مخالفت ایرانیان با اظهارات جنگ طلبانه رهبران این کشور، گفته ها و اظهارات آن ها در مورد آمریکا و هم پیمانانش تغییری نکرده اند. ایدئولوژی آیت الله در دم بخاطر نیت خیر جامعه جهانی تغییر نخواهد کرد. رهبر ایران تنها چند روز پس از امضای توافق این نکته را اعلام کرد. احمقانه بودن این توافق نشانه ای از موضوعاتی بزرگتر از آنچه قابل تصور است دارد. هیچ کس جنگ را به صلح ترجیح نمی دهد، مخصوصأ خود من به عنوان یک تفنگ دریایی سابق. ولی، هر توافقی که بر پایه همکاری ایران باشد خودکشی محض است.

در عمل و تفکر، جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه طرفدار حل تفاوت ها با ایالات متحده و هم پیمانان وی از راه صلح آمیز نخواهد بود. تمامی طرفین درگیر در این مسئله درک می کنند که صلح هدف مورد نظر توافق هسته ای ایران نیست، و به همین دلیل نمی توان از بهانه صلح برای توجیه این توافق استفاده کرد.