ده ها سال پیش، خاخامی از اهالی نیویورک به دیدار یهودیان ممنوع الخروج به مسکو آمد. کیلومترها راه رفت تا در دورهمی های شبات در محل های مختلف شرکت کند و به شنونده های خود، با داستان قهرمانی های یهودیان امید و انگیزه بدهد. شنونده هایش مبارزهای از نفس افتاده ای بودند که علیه شرایطی غیرممکن می جنگیدند. گفت، برخلاف قهرمانان یونان و روم، قهرمانان یهودی به خاطر قدرت و و استقامت جسمانی خود تحسین نمی شوند. قهرمان های یهودی ممکن است دارای جسمی ضعیف باشند، دارای نقص باشند، و حتی نحیف باشند، اما روح شان… روح شان قدرتمند است. درخشش روح شان خیره کننده است.

مخاطبان خاخام که زیر فشار سرکوب رژیمی غیرقابل غلبه بودند، سخن خاخام را به جان شنیدند و احساس کردند با تاریخچه و میراث فرهنگی خود پیوند خورده اند. احساس قدرت کردند. امیدوار شدند.

سال ها بعد زنی جوان به نام نیکول به دست همان خاخام و در بیت الدین وی در ایالات متحده به دین یهودی گروید. هنگامی که نیکول به امید ازدواج با نامزد خود به اسرائيل آمد، بیت الدین شهر «پتخ تیکوا» گرویدن وی به یهودیت را به رسمیت نشناخت. به زن جوان گفته شد که نام خاخام مزبور در لیست خاخام های «تأیید شده ارتدکس» نیست و بنا به همین گرویدن به یهودیت رسمیت ندارد.

جالب اینجاست که خاخام مزبور که نیکول به دست او به یهودیت گرویده بود یک چهره ناشناخته و گمنام نیز نیست. خاخام هسکل لوکشتین یکی از محبوب ترین و معتبرترین رهبران ارتدکسی مدرن آمریکا است، مردی که هزاران یهودی را در نیویورک امید بخشیده و هدایت کرده و به عنوان مدیر افسانه ای مدرسه «رماز» سال های متمادی خدمت کرده است. در ۲۰۰۸، به عنوان بانفوذترین خاخام محراب ارتدکس ۲۰۰۸ در ایالات متحده، مورد تقدیر مجله «نیوزویک» قرار گرفت.

اما شهرت و پیروان خاخام لوکشتین، دستاوردها و اعتبار وی، از نظر بیت الدلین «پتخ تیکوا» ارزشی نداشت.

آنچه برای آنها دارای ارزش بود، این بود که نام خاخام لوکشتین در لیست نبود.

لیستی که به دست یک مشت بوروکرات محلی اسرائيلی، کیلومترها دور از جامعه پیروان خاخام لوکشتین تهیه شده بود. لیستی که نهاد خاخامی از انتشار عمومی آن ابا دارد.

امروز صبح، ۲۵۰ نفر در گوشه ای از خیابانی در اورشلیم تجمع کردند تا علیه اهانت به خاخام لوکشتین و برخورد نهاد خاخامی با نیکول اعتراض کنند. فارغ التحصیلان «رماز» نیز در کنار نمایندگان کنست «یهودا گلیک»، «العاذار استرن» و «آلیزا لاوی» ایستادند. نماینده پیشین کنست «داو لیپمن» و خاخام «شلومو ریسکین» با فعالان اجتماعی دور و نزدیک به گفتگو پرداختند. مردم بانرهایی به دست داشتند و شعار می دادند. بر یکی از این بانرها نوشته بود «ما همه خاخام لوکشتین هستیم». «البته، یه ذره قدبلندتر».

اما مسأله، همانطور که پدرم ناتان شارانسکی در تظاهرات اشاره کرد، فقط همین موضوع بخصوص نیست. مسأله حتی اعتبار شخص خاخام لوکشتین هم نیست. با تکیه به شهرت خاخام لوکشتین، مشکل نیکول به زودی حل خواهد شد. نهاد خاخامی با شتاب اضافه کرده است که به اعتبار و دستاوردهای خاخام لوکشتین احترام می گذارد.

مسأله در واقع بسیار بزرگتر از اینهاست:‌ رابطه میان دولت اسرائیل و جوامع یهودی خارج از کشور است. این مسأله بخصوص، نشان از آن دارد که نهاد مذهبی اسرائيل چقدر خودپسند می تواند باشد. چقدر می تواند جهان یهودیت خارج از اسرائیل را از قلم بیندازد.

بر چه اساسی نهاد خاخامی می بایست تعیین کند چه کسی به عنوان خاخام ارتدکس در ایالات متحده مشروعیت دارد یا ندارد؟ جنبش ارتدکس ایالات متحده استانداردهای خود را دارد و شرایط خاخامی خود را اعمال می کند. چرا نهاد خاخامی (بدون هیچگونه شفافیت و مسؤولیت پذیری، یادتان باشد) به جای آن که به داوری جنبش ارتدکس ایالات متحده تکیه کند، می بایست به خود اجازه دهد مشروعیت خاخام های خارج از کشور را قضاوت کند؟‌ اگر مردی به درجه خاخامی از انستیتوی ارتدکس نائل آمد، از سوی جامعه ارتدکس یهودی اطراف خود به رسمیت شناخته شد، چرا می بایست نیاز به تأیید بوروکراسی هزاران کیلومتر آنسوتر داشته باشد؟

با تکیه به قضاوت جمعی بوروکرات در اورشلیم، که هیچ از یهودیت آمریکایی نمی دانند (که اگر می دانستند نام خاخام لوکشتین را در لیست گذاشته بودند)، به جای تکیه به استانداردهای جنبش ارتدکس ایالات متحده، اسرائيل پیامی نگران کننده صادر می کند. به جای آن که به جوامع خارج از کشور بگوید «شما شرکا و همکاران ما هستید و ما برای شما احترام قائل ایم» ما در واقع داریم می گوییم «قضاوت ما از شما بهتر است». به جای تقویت روابط خود با ایشان، با آنها مثل غریبه ها رفتار می کنیم و آنها را از خود می رانیم.

پس از چنین برخوردی، چرا باید بخواهند با ما همراه و شریک باشند؟

وانمود می کنیم که اسرائيل خانه تمامی قوم یهود است. اما قوانین و بوروکراسی خلاف این را ثابت می کنند. از جامعه یهودان جهان توقع داریم در مبارزه با مشروعیت زدایی از اسرائيل در کنار ما بایستند. اما بی احترامی ما نسبت به جوامع یهودی خارج از کشور دورویی ما در حمایت از جبهه مشترک را آشکار می کند.

هنگامی که خاخام لوکشتین به مسکو سفر کرد، به این خاطر بود که باور داشت «تمامی یهودی ها مسؤول سرنوشت یکدیگر هستند. دشواری های شرایط برادران و خواهرانش در روسیه دلیل کافی بود تا او را از خانه آسوده خود در نیویورک بیرون بکشد و کیلومترها در سرمای یخبندان خیابان های مسکو پیاده را ببرد.

امروز، ما در اسرائيل از برادران خود در سراسر جهان می خواهیم که همراه ما به خاطر همان اصل که در بالا یاد شد بجنگند. می خواهیم که در چالشی که ما داریم در کنار ما باشند، که در سرنوشت ما مسؤولیت پذیری کنند، و با افتخار در کنار اسرائيل بایستند. دشمنان ما، همانطور که پدرم در سخنرانی خود اشاره کرد، سعی دارند یهودیان سراسر جهان را علیه ما بشورانند. در نشریات و رسانه ها و در دانشگاه ها در سرمقاله ها و در سخنرانی ها به آنها وانمود می کنند که «این کشور شما نیست». می گویند «شما نمی بایست خود را از آنها بدانید؛ نمی بایست از آنها دفاع کنید؛ مشکل آنها، مشکل شما نیست.»

اگر ما جهان یهودیت را از خود دور کنیم، اگر وانمود کنیم که آنها نسبت به ما از مشروعیت کمتری برخوردارند، دشمنان ما می توانند بگویند، «دیدی؟ ما که به شما گفته بودیم.»

امروز، به عهده ماست که نشان دهیم «تمام بنی اسرائیل مسؤول سرنوشت یکدیگر اند» رابطه ای دو سویه است. اکنون نوبت ماست که نشان دهیم آغوش خود را به روی برادران و خواهرانمان در خارج از کشور باز کرده ایم، از روند آنان حمایت می کنیم و به نهادها، جامعه ها، و ارزش ایشان احترام می گذاریم.

امروز صبح، با شرکت در این تظاهرات، همین کار را کردیم. اما همانطور که «جک لوی» (مجری تظاهرات و فارغ التحصیل «رماز») در خاتمه گفت، اقدام های نمایشی کافی نیستند. به عنوان شهروندان اسرائيل، به عهده ماست که اطمینان حاصل کنیم قوانین ما حاکی از احترام و تقدیر ما از شرکامان، جوامع یهودی خارج از کشور است.