امشب، از ده اسرائیلی، نه نفر سر سفره‌ی پسح می‌نشیند و داستانی از هجرت از مصر روایت می‌کند. این مراسم، که سه هزار و پانصد سال پیش رخ داد، همچنان قوه‌ی تخیل بسیاری از مردم را بکار می‌کشد.

نیازی نیست که ارتدکس باشید و یا از سنت‌ها پیروی کنید تا ویژگی‌های اخلاقی مستتر در قصه را دریابید. تئودور هرتصل و دیوید بن‌-گوریون، رهبران برجسته‌ی صیونیسم سیاسی که از هرگونه سنتی به دور بودند، اندیشه‌ی گسترده‌ای را صرف داستان هجرت نمودند و از آن در پیشبرد چشم‌انداز ملی خود سود جستند.

بسیاری از غیریهودیان نیز، پیوندی عمیق با روایات کتاب هجرت داشته‌اند و جهان اندرون خود را در سایه‌ی آن شکل داده‌اند. هم پارسایان که به دنیای نو قدم گذاشتند، و هم آفریقایی آمریکایی‌ها که برده به این کشور وارد شدند، خود را در پیوند با ماجراهای هجرت دیدند و با دشواری‌های عظیم، به اتکای این روایات روبرو شدند.

به زبان دیگر، هجرت، نمایشی است نفس‌گیر، با ابهت، که هر نسلی با آن به زبان خود پیوند می‌یابد.

کنه داستان، به دست آوردن آزادی گروهی از بردگان است که از چنگ ارباب‌های سنگدل خود رها می‌شوند، و ملتی‌ می‌شوند و هویت خود را می‌سازند و نقش ماندگار خود را بر چهره‌ی تاریخ می‌گذارند. آزادی دو جنبه دارد، که به قلم فیلسوف عیسا برلین به خوبی تحلیل شده است: آزادی از یوغ دیگری، و آزادی در بخشیدن معنایی یگانه به موجودیت انسانی خویش. آدم بدون آزادی اول، به معنای آزادی جسمی، آزادی داشته باشد، اما بدون داشتن آزادی دوم، که آزادی جان و روان است، آزادی اول بیفایده است.

اسرائیل امروز، آزادی اول را به حد کافی به دست آورده است. اسرائیل اکنون یکی از ابرقدرت‌های منطقه است که بر سر دشمنان خود سایه افکنده است. همچنان می‌توانند اسرائیل را بیازارند، اما خطری علیه موجودیت‌اش به شمار نمی‌آیند. اسرائیل اقتصادی پربار و باثبات متکی به موتورهای رشد مستحکم دارد، و مهم‌تر از همه صنایع فناوری پیشرفته دارد که آینده‌ی جهان بر آن استوار است.

ما بر طبیعت نیز غلبه کردیم و به جای تکیه بر دریای «کینرت» و باران، آب را شوری‌زدایی کردیم. فناوری کشاورزی اسرائیل، کویر را بارور کرده است. و منابعی که اخیرا کشف شده‌اند آینده‌ی کودکان ما را تأمین می‌کنند.

یهودیان هرگز به اندازه‌ی اینجا و امروز تجربه‌ی آزادی جسمانی نداشته‌اند. کمر ما که زیر بار هزاران سال تبعید خم شده بود، اکنون راست شده است، و روان ما، که زیر بار هراس هولناک هولوکاست و تهمت خون درهم شکسته بود، اکنون شفا یافته است. قله را فتح کرده‌ایم ما.

اما نتیجه‌ی همه‌ی شکوفایی صیونیسم چیست؟ کدام چشم‌انداز را می‌خواهیم محقق کنیم با این آزادی جسمانی که با اشک و عرق و خون خود به دست آورده‌ایم؟

این امر بسیار خطیر، آزادی معنوی بهره‌وری از فرصتی که به ما به عنوان ملتی که در قرن بیست و یک رویای ترمیم جهان را در سر دارد، هنوز به دست نیامده است. جشن آزادی می‌بایست زنگی باشد که خاطرنشان کند وقت آن رسیده که خود را واداریم تا مسؤولیت‌پذیری کنیم، شخصی و ملی، و هدف را تبیین کنیم.

آزادی معنوی برای رویایی با «بیرون» یک ضرورت است. حضور یک کشور یهودی علت وجودی ندارد اگر بخواهد به دستورالعمل‌هایی که برایش از آنسوی آب‌ها دیکته می‌شود عمل کند. تقلید فرهنگ و طعم و شکل و شمایل و ارزش‌هایی که امواج طوفانی جهانی به ساحل ما رسانده‌اند، سلطه‌ی موجودیت ما را از معنا تهی می‌کنند. «کشوری نظیر همه‌ی کشورها» بودن یعنی تقلید از چشم‌اندازهای دیگران – و این همان ذهنیت و احساسی است که بردگان دارند.

این و بیش از این.

طی هزاران سال تبعید، ما مسؤول سرنوشت دیگران نبودیم. ارتش نداشتیم؛‌ ثروت عمومی و سیاست جهانی نداشتیم. آزادی جسمانی که اکنون به دست آورده‌ایم، به ما امکان آزادی معنوی می‌دهد تا به نام قوم یهود، تمرین مسؤولیت‌پذیری کنیم و با اقلیت عرب با عزت و احترام رفتار کنیم، تا زمانی که قدرت نظامی خود را بکار می‌گیریم بر والاترین استانداردهای اخلاقی اصرار ورزیم، تا در عرصه‌های اقتصادی اجتماعی حساسیت بکار بریم و سیاست‌های خارجی خود را بر پایه‌ی اخلاقیات و معنویات بنا کنیم.

از سر اتفاق نیست اگر آزادی و مسؤلیت‌پذیری در عبری صوتی مشابه دارند. زیرا هدف مبارزه برای آزادی، در معنای جسمانی آن، آن است که آنان که از بردگی آزاد شده‌اند مسؤولیت زندگی خود را به دوش خود بگیرند تا به این وسیله آزادی اندیشه و روان خویش را به دست آورده باشند.