در جامعه ای که حقوق انسانها توسط دولت آن نقض می شود، بی شک نمی توان انتظار داشت به حقوق موجودات دیگر ساکن در آن محدوده ی جغرافیایی و حتی بستری که در آن زندگی میکنند اهمیتی داده شود. در کشور ایران واژه ی محیط زیست پدیده ای بی اهمیت و ناچیز شمرده میشود، چرا که گرچه از زبان مسئولین سازمان حفاظت از محیط زیست جملات زیبا و وعده های خوبی میشنویم اما در عمل نشانی از آن نمی یابیم.

سازمان حفاظت از محیط زیست بر اساس قوانین تصویب شده در قانون اساسی موظف است تا از محیط زیست و تمامی گونه های گیاهی و جانوری حمایت کند و به مسائل مربوط به آنان رسیدگی نماید.

از جمله قوانین ذکر شده می توان به قانون شکار و صید مصوب 16 خرداد 1346 ، قانون مجازات اسلامی مصوب 7 آذر 1370 که در دو ماده ی 680 و 679 در مورد اتلاف و شکار حیوانات پرداخته، قانون حفاظت از منابع طبیعی و بهره برداری از منابع آبزی 14 شهریور 1374 و قانون حفاظت از گونه های وحشی مصوب 20/3/1386 در مجلس شورای اسلامی اشاره داشت.

جمهوری اسلامی جدای از قوانین داخلی، تعهداتی در قالبِ کنوانسیون های بین المللی دارد که از عمل به تعهدات خویش نیز خودداری میکند، تعهدات ذکر شده به این شرح می باشند:

از مجموع حدود 280 معاهده، موافقت نامه و پروتکل‌های بین المللی و منطقه‌ای در زمینه ی حفاظت از محیط زیست و مسائل مربوط به آن‌، که در سراسر جهان بین دولت‌های مختلف منعقد شده، تا کنون حدود هجده کنوانسیون و پروتکل زیست محیطی با تصویب مجلس شورای اسلامی مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است که مهمترین نمونه های آن عبارتند از:

ـ کنوانسیون مربوط به مداخله در دریاهای آزاد در صورت بروز سوانح آلودگی نفتی (1969 میلادی)
ـ کنوانسیون مربوط به تالاب‌های مهم بین المللی به ویژه تالاب‌های زیستگاه پرندگان آبزی (رامسر 1971میلادی)
ـ کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان (یونسکو 1972 میلادی)
ـ کنوانسیون جلوگیری از آلودگی دریایی از طریق دفع مواد زاید و دیگر مواد (1972 میلادی)
ـ پروتکل مداخله در دریاهای آزاد در صورت بروز آلودگی ناشی از موادی غیر از نفت (1973میلادی)
ـ کنوانسیون تجارت بین المللی گونه‌های جانوران و گیاهان وحشی در معرض خطر انقراض و نابودی (1973 میلادی)
ـ کنوانسیون منطقه‌ای کویت (جهت همکاری درباره ی حمایت و توسعه ی محیط زیست دریایی و نواحی ساحلی در برابر آلودگی بین کشورهای حاشیه خلیج فارس (1978میلادی)
ـ کنوانسیون وین جهت حفاظت از لایه ی اوزون (1987 میلادی)
ـ پروتکل مونترال در مورد کاهنده ی اوزون (1987 میلادی)
ـ کنوانسیون بازل درباره ی کنترل انتقالات برون مرزی مواد زاید زیان بخش و دفع آنها (1989 میلادی)
ـ کنوانسیون بین المللی نجات دریایی (1989 میلادی)
ـ کنوانسیون بین المللی آمادگی، مقابله و همکاری در برابر آلودگی نفتی (1990 میلادی)
ـ کنوانسیون ساختاری تغییرات اقلیمی (1992 میلادی)
ـ کنوانسیون سازمان ملل متحد برای بیابان زدایی (1994 میلادی)
ـ پروتکل کیوتو در مورد کنوانسیون تغییرات اقلیم (1998میلادی)
ـ پروتکل کنترل انتقالات برون مرزی مواد زاید خطرناک و دیگر ضایعات در دریا (1998 میلادی)
ـ کنوانسیون تنوع زیستی (1992 میلادی)
ـ پروتکل ایمنی زیستی (2000 میلادی)
– کنوانسیون مربوط به تالاب های مهم بین المللی، بویژه تالاب های زیستگاه پرندگان آبزی 2 فوریه 1971 معروف به معاهده یا کنوانسیون بین المللی تالاب ها، بازنگری و اصلاحیه مصوب آن در 3 دسامبر 1982 در پاریس و اصلاحیه ی مقرر در نشست فوق العاده ی اعضاء در رجینا (کانادا) در سال 1987 .
– قانون الحاق ایران به کنوانسیون تجارت بین المللی گونه های حیوانات و گیاهان وحشی که در معرض نابودی قرار دارند (کنوانسیون مربوط به تجارت بین المللی گونه های جانوری و گیاهی در معرض انقراض یا سایتس، معروف به کنوانسیون واشنگتن 1973 با هدف حفاظت از گونه های نادر و حفاظت از زیستگاه آنها)
– قانون الحاق به کنوانسیون حفاظت از گونه های وحشی مصوب 20/3/1386 مجلس شورای اسلامی.
– اسناد مصوب کنفرانس استکهلم و ریو، اسناد بین المللی مزبور مهم ترین وسیله جهت حفاظت از گونه های گیاهی و جانوری و زیستگاه های آنها تلقی می شود.

با تاملی بر این قوانین و معاهدات و نگاهی به شرایط کنونی محیط زیست در ایران، که اکنون سالهاست تحت کنترل دولت جمهوری اسلامی ست و نتایج حاصله گواه بر عدم رسیدگی دولت مذکور و بی کفایتی وی در حفظ زیستگاه ها ست، تنها به یک نتیجه میتوان رسید که نه تنها شاهد رسیدگی به وضعیت محیط زیست در ایران نیستیم، که به شدت با نقض حریم آن و نابودی هرچه بیشتر آن در گذر زمان مواجه ایم.

مانند خشک شدن دریاچه ی ارومیه و زاینده رود به دلیل ساخت بی رویه ی سد و استفاده ی بیش از حد از منابع آبی این دو دریاچه.

کاهش شدید تراکم درختان حرا، در خور تیاب که از چند ‌سال گذشته شروع شده و بررسی‌های تازه، تخریب بیش از 70درصدی این پوشش گیاهی را در بهار 1394 نشان می‌دهد.

خور تیاب یکی از مهمترین اکوسیستم‌های جنگل حرا را داراست و علاوه بر این درختان، حرای این منطقه زیستگاه زمستان‌ گذرانی گونه‌هایی از پرندگان مهاجر آبزی و کنار آبزی است.

خشک شدن دریاچه ی مهارلو در نزدیکی شیراز که اکنون از تمام وسعت 25 هزار هکتاری اش چیزی جز یک مساحت بزرگ باتلاقی و نمکی باقی نمانده است.

سوختن جنگلها در قسمت های مختلف کشور از جمله آتش سوزی در جنگل های کوهدشت واقع در استان لرستان و جنگلهای میاندار واقع در استان کرمانشاه… که البته از ابتدای امسال تنها بيش از صد هکتار جنگل در استان ايلام، 332 هکتار جنگل و مرتع در استان کهگيلويه و بويراحمد، 360 هکتار جنگل و مرتع در استان فارس، 37 هکتار جنگل و مرتع در استان گلستان، 300 هکتار جنگل و مرتع در استان لرستان و همچنين 35 هکتار جنگل و 334 هکتار مرتع در استان کرمان در آتش سوخته است.

خشک شدن دریاچه 120هزار هکتاری بختگان که در استان فارس قرار دارد و زیستگاه جانوارانی نظیر فلامینگو، تنجه، اگرت، کاکایی، کفچه نوک، پلیکان مرغابی، غاز و درناهایی بوده است که از روسیه و دشت‌های سیبری به ایران مهاجرت می‌کردند، که کشاورزی‌ غیراصولی، ساخت چاه‌های غیرمجاز و برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و ساخت سد سیوند بر روی رود سیوند از عوامل نابودی این دریاچه بوده است.

قطع شدن 200 اصله درخت در پارک پردیسانِ تهران برای ساخت سرویس بهداشتی…!

و انقراض گونه های جانوری حیات وحش مانند شیر ایرانی و ببر مازندران که به دلیل شکار غیر قانونی آنها و آسیب هایی که به خاطر بی توجهی و عدم رسیدگی سازمان حفاظت از محیط زیست بر آنان اعمال شده، دیگر در هیچ کجای ایران نمونه ای از نسل آنها یافت نمیشود. همچنین خطر انقراض گونه های دیگری نظیرِ گربه ی پالاس، یوزپلنگ و پلنگ ایرانی، سیاه گوش ایرانی، گوزن زرد ایرانی، روباه بلانفوردیا یا شاه روباه و روباه کرساک یا روباه ترکمنی که به دلیل شکار بیش از حد و غیر مجاز و نیز عدم رسیدگی به وضعیت آنها، این گونه های جانوری روز به روز کمتر شده و در خطر انقراض هستند.

دولت جمهوری اسلامی برای احیای دو گونه از حیواناتی که نسل آنها منقرض شده و دیگر اثری از وجود آنها در حیاط وحش ایران مشاهده نمیشود، دست به اقداماتی زد که نه تنها به احیای آنها منجر نشد، که باعث ایجاد مشکلی دیگر شد. در راستای این هدف، دولت اقدام به وارد کردن دو ببر سیبری از روسیه، که به لحاظ نژادی و ژنتیک مشابه ببر مازندران هستند، نمود… که نه تنها نتوانست نسل آنها را احیا کند، بلکه با دادن گوشت آلوده ی الاغ مبتلا به مشمشه باعث مرگ یکی از آنها و اسارت دیگری شد… ببر نر به دلیل ابتلا به این بیماری جان سپرد و ببر ماده به خاطر در نظر گرفتن احتمال آلوده شدن وی پنج سال در قرنطینه ی باغ وحش ارم در تهران قرار گرفت، قرنطینه ای پنج ساله و به اندازه ی 12 متر که نه تنها فضای مناسب و کافی برای این حیوان نبود که باعث آزار و شکنجه ی او نیز میشد… این قرنطینه می بایستی به مدت 40 روز انجام میگرفت، چرا که در این مدت و با گرفتن آزمایش های مربوطه، آلودگی حیوان و یا عدم آلودگی آن مشخص میشد. اما به دلیل بی کفایتی مسئولین و بی اهمیتی موضوع برایشان، این شکنجه به مدت پنج سال ادامه یافته و تا کنون نیز هیچ اقدامی برای نجات وی انجام نگرفته است و مسئولین تنها با دادن وعده های دروغین سعی بر فریب مردم و ساکت کردن فعالان حقوق محیط زیست و حیات وحش دارند.

آخرین قدمی که دولت جمهوری اسلامی برای حفظ حیات وحش، حفاظت از محیط زیست و احیای نسل گونه های جانوری منقرض شده برداشت، وارد کردن ببر سفیدی از آلمان بود که به دلیل بی توجهی مسئولین، در بدو ورود آن به ایران، به مدت سه روز در قفسی واقع در فرودگاه بدون آب و غذا محبوس بود، چرا که به گفته ی مسئولین هنوز مجوزهای لازمه صادر نشده بود، که البته این مسئله می بایست قبل از ورود این حیوان به ایران حل میشد….! و حال مشخص نیست عاقبت این موجود بی گناه چه میشود و در چنگال این غارتگران چه سرنوشتی خواهد داشت…. همانگونه که بر اساس موارد ذکر شده، آمار های ارائه شده و نیم نگاهی به شرایط محیط زیست در ایران و بی کفایتی مسئولین، نمی توان سرنوشت طبیعت و محیط زیست ایران را دانست، چرا که اگر شرایط در دست گروهی باشد که دانش و شعور کنترل آن را نداشته باشند، به مصداق چاقویی ست که در دست کودکی قرار بدهیم و ندانیم چه میتواند با آن بکند…!