گفتگوها درباره بحرانی که پناهنده های سوری و مهاجرت شان ایجاد کرده است پایان ناپذیر است. آیا می بایست این پناهنده ها را پذیرفت؟‌ تحت چه شرایطی؟ و چگونه باید به کشورهای مقصد برسند؟ و بسیار موارد دیگر از مقایسه با هولوکاست.

شباهتی وجود ندارد

در حال حاضر موقعیتی بسیار تلخ گریبانگیر کشور سوریه است و بسیاری از مردم می خواهند به هر قیمتی شده از این سرزمین فرار کنند و به امنیت برسند. واقعیت اما چیست؟ آنها می خواهند در سرزمین خود بمانند. می خواهند زندگی پیشین خود را ادامه بدهند. می خواهند کشور خود را از چنگ رژیم مستبد اسد، و جنگ افروزی های داعش بیرون بیاورند. اما فرار از کشور خواست واقعی آنها نیست و کسی نیز در پی آن نیست که به عنوان یک ملت، نابودشان کند.

بحث زیادی در مورد گشودن مرزها و پذیرفتن پناهنده ها، و این که کدام کشور چه کرده و کدام کشور چه نکرده، در گرفته است. قاچاقچی های کله شق بی هیچ ملاحظه ای دست به خطرناک ترین اعمال برای جابجایی مردم زده اند. هجوم پناهنده ها در کشورهایی که آمادگی پذیرش این جمعیت را ندارد دولت ها را سراسیمه به حل این معضل وادار کرده است. و داستان هایی که مو به تن آدم راست می کند:‌ مهر زدن به پناهنده ها، انباشته در قطارها، انتقال به کمپ ها، جسد بچه های کوچک غریق روی ساحل… هولناک است. با وجود این می بایست واقع بین بمانیم. مهر روی دست پناهنده ها خالکوبی های ماندگار نیست. آنها به چمبرهای مرگ فرستاده نمی شوند. محکوم به «راه حل نهایی» نشده اند.

بشار اسد دیوانه است. داعش کابوسی ترسناک است؛ امیدوارم حرف من اشتباه برداشت نشود. و به پیروان داعش با سرعتی باورنکردنی اضافه می شود. اما حتی در اروپای هیتلری، بسیار از یهودیان در سالهای اولیه امیدوار بودند بتوانند صبر کنند تا اوضاع فرق کند. وقتی که مردم را دسته دسته جمع کردند و مهر مرگ زدند که همه چی عوض شد. هیچ کس در سوریه مهر مرگ نخورده است.
اما وضعیت سوریه بد است. زیر سایه جنگ داخلی و داعش، من حتی ثانیه ای نمی توانم تصور زندگی در سوریه را بکنم. اما جمعیت سوریه ۲۳ میلیون نفر است. خالی کردن کشور از سکنه جواب به معضل جنگ نیست. و یک بار دیگر یادآوری کنم، مردم سوریه نمی خواهند کشورشان را ترک کنند. فقط می خواهند کشورشان را پس بگیرند. دنیا باید به این مردم کمک کند کشورشان را پس بگیرند. اگر جهان به کمک این مردم نیاید معضل هر روز بزرگتر خواهد شد و شتری خواهد بود که پشت در همه خوابید.

گفته های کینان مسالمه، پناهجوی ۱۳ ساله سوری که از مجارستان سخن گفت به نظر من بوی حقیقت دارد:

خواهش می کنم به سوری ها کمک کنید. سوری ها همین الان نیاز به کمک شما دارند. فقط جنگ را متوقف کنید. ما نمی خواهیم در اروپا بمانیم. فقط جنگ را متوقف کنید.

من پاسخی برای این معضل ندارم. پذیرفتن جمعیت عظیم پناهنده ها آسان نیست. یک بحران وحشتناک در جریان است و ما نمی توانیم این مردم را رها کنیم. اما قدم های بسیار بیشتر و موثرتری ما- یعنی جهانیان – می توانیم و باید برداریم تا این بحران از ریشه کاهش بیاید و سوریه بدل به کشوری بشود که مردمانش بتوانند با غرور و امنیت در آن بزیند. مقایسه این بحران با هولوکاست اشتباه است و از بی مسوولیتی است.

تمرکز و انسانیت خود را از دست ندهیم. یک بحران ضرورتی ندارد که شبیه به یک بحران دیگر باشد تا عواطف و احساس مسوولیت ما را برانگیزد.

و یک مورد دیگر – صدها هزار نفر، از جمله هزاران کودک، در جنگ های سوریه کشته شدند. ناگهان این فاجعه به سواحل کشوری دیگر می رسد و تمام دعاها قابل شنیدن می شوند؟‌ این گوش ها تا چند روز پیش کجا بودند؟

اگر مایلید به مردم سوریه کمک کنید وقتی که این مردم توی قطار انباشته شده و به خاک شما وارد شده اند نگویید «دوباره هرگز»، زمانی بگویید که با تصمیم خود به کشور خود باز می گردند.