جامعه جهانی، به فیلم دهشتناک داعش از سوزاندن خلبان اردنی معاذ الکساسبه دو واکنش اصلی نشان داد. واکنش اول کلیشه ای و موردانتظار بود؛ موجی از تحلیلگران غربی که از هر فرصتی برای تخریب دین اسلام استقبال می کنند. آن ها گفتند که در این فیلم چهره حقیقی اسلام نمایان شده است؛ خشونتی قرون وسطایی که توسط شکنجه گرانی سادیستیک اعمال می شود. آن ها از مسئله دیگری نیز برای اثبات ادعای خود استفاده می کنند؛ با وجود اینکه جنبش هایی همانند اخوان المسلمین در میان سنی ها و یا انقلابیون خمینی گرا در میان شیعه ها ایران همیشه توسط المان هایی خاص از مدرنیسم که با ایدئولوژی آن ها ترکیب شده اند خود را محدود می کرده اند، ولی دکترین خلفایی “دولت اسلامی عراق و سوریه” به هیچ وجه این چنین نیست. اعمال داعش تنها مورد تأثیر اسلام هستند.

پس آیا این به این معناست که داعش قوانین اسلامی را دنبال می کند؟

بنظر می آید که اینطور نیست. واکنش دوم به این فیلم به همان مقدار صریح و کوبنده بود. این واکنش از طرف چندین متخصص مسائل خاورمیانه فارغ التحصیل از دانشگاه های غربی، و حتی مهم تر از این، از طرف فوجی از روحانیون و روشنفکران مسلمان جهان اسلام بود که بی وقفه تلاش می کردند مکتب و دین خود را از قصابان ابوبکر بغدادی جدا سازند. حال فرصتی برای ان ها پیش آمده بود.

محمد هرچقدر هم که توسط سرزنش های زنان بادیه نشین و یا هر فاکتور یا شرایط دیگری تحت تأثیر قراره گرفته بوده باشد، ولی قادر نبوده که آیاتی را که از الله در طول سالیان دریافت می کرده و در قرآن جمع می کرده دستکاری کرده باشد. ولی در هرصورت، وی اطمینان حاصل کرد که زنده سوزاندن انسان ها تنها در حوزه اختیارات خداوند باشد. او در بیش از یک موقعیت بیان کرده است، که “تنها خداوند آتش قادر است با آتش تنبیه کند.”

مسلمانان در سرتاسر فضای اینترنت به پا خواستند و فریاد زدند، و حتی صدای محققان مسلمان در سمینار الاظهار قاهره و همچنین حوزه علمیه قم بلند شد. “داعش نه تنها نماینده دین اسلام نیست، بلکه در تضاد با تمامی اصول آن قرار دارد، وگرنه چطورممکن است فخرفروشانه به سوزاندن انسانی بپردازد درحالی که می داند “تنها خداوند آتش با آتش تنبیه می کند؟” (و در اینجا باید این نکته را به پروپاگاندایست های ضداسلام که تقریبأ همه یا یهودی و یا مسیحی هستند گوشزد کرد، که از سه دین یکتاپرست جهان، اسلام تنها دینی است که سوزانده شدن انسان را نه تنها تجویز نمی کند، بلکه به شدت توبیخ می کند. در واقع تقریبأ تمامی علمای اسلامی که از اعمال داعش شرمنده هستند یهودیان را به حیله گری و وارد کردن عمل سوزاندن انسان به درون اسلام توسط ژانر ادبی اسلامی خجالت آوری به نام اسرائیلیات متهم می کنند. درهرصورت، تمامی این ها به باور آنان نشانی از این بود که داعش در تضادی آشکار و شدید با اسلام قرار دارد.

پس… آیا داعش قانون اسلام را دنبال نمی کند؟

نباید اینقدر تند رفت. این توجیه کنندگان مسلمان خیلی عجله کرده اند. اول از همه، تمامی بزرگان اسلام در دوره صدر اسلام این ممنوعیت توسط پیامبر را دنبال نکردند، و یا حتی بسیاری واقعی بودن این حدیث را باور نکردند. ابوبکر، اولین خلیفه و یا در واقع جانشین محمد، دستور برپا شدن آتشی بزرگ در “مسجد رسول” داد، و و لیاس ابن عبدالیلیل خائن که در “جنگ ارتداد” به نیروهای ضدمسلمان پیوسته بود در آن سوزانده شد. علی، خلیفه چهارم، همین کار را با گروهی از افراطیون که تلاش بر خدا انگاشتن وی داشتند کرد (آن ها “علی اللهی” نامیده می شدند، یعنی کسانی که ادعا می کردند علی خداست. و نوادگان آنان، علویان در حال حاضر درحال مقابله با داعش برای زنده ماندن هستند.) این افراد هنگامی که در آتش سوزانده می شدند بر خلیفه فریاد زدند که “حال ما می دانیم که تو خدا هستی، چرا که “تنها خداوند آتش با آتش تنبیه می کند!”.

ولی داعش صرفأ به چنین استدلال های تاریخی ای بسنده نمی کند؛ توجیه آن ها در واقع پخته تر از این است. متخصصی که این فیلم را از آغاز تا پایان (نه تنها قسمت های سوزاندن آن را) با توجه به جزئیات و ارتباطات آن ها مشاهده کند، سریعأ متوجه خواهد شد که نه جهل دینی عمیق، بلکه در واقع فضل و دانش اسلامی قابل توجه ای دیده می شود. بیش از نصف قسمت اول فیلم به نتایج دهشتناک بمباران تخصیص یافته است؛ مردان، زنان و کودکانی که آتش گرفته اند، که می سوزند و جزغاله می شوند و به زمین می افتند، و جنازه های سیاه شده ای که باقی می مانند. چندین عضو بدن سوخته شده و روی زمین ریخته نشان داده شد؛ بسیار مادرانی که از دردی غیرقابل وصف بر بالای سر بدن های سیاه شده زجه می زدند؛ همه و همه مثال ها و نشانه هایی از نابودی غیرقابل وصفی که از دوردست ها توسط خلبانان و بمب های آنان انجام می گرفت.

حدیثی مهجور، یکی از ده ها هزاران “گزارش” از گفته ها و اعمال پیامبر محمد که پایه اسلام را حتی بیش از خود قرآن می سازد، بیان می کند که محمد چگونه در موقعیتی خاص سر یک یهودی را با دو سنگ بزرگ خرد می کند. چرا او این کار را کرد؟ چون که همان یهودی کنیز دختر محمد را توسط خردکردن سر وی با دو سنگ بزرگ به قتل رسانده بود. من این حدیث را مهجور می نامم، چرا که در میان تواریخ بی شماری که پس از قرن نهم هجری پدید آمدند چندان دیده نمی شود. از سوی دیگر، این حدیث توسط قانون اسلام شدیدأ مورد استفاده قرار گرفت، به صورتی که حمایت کننده مجازات اعدام توسط “جشم در برابر چشم” می باشد. به این معنا که قاتل باید به صورتی که قتل انجام گرفته به قتل برسد، قانونی که در واقع به عنوان روشی عادلانه و مناسب برای قصاص تصور می شود. در همین راستا، محمد در موقعیتی چشمان گروهی از مردان که چشمان چوپان وی را از کاسه در آورده بودند از کاسه بیرون آورد؛ به معنای کلمه، چشم در برابر چشم.

این یک اصل قانونی اسلام است که فیلم داعش تلاش بر نشان دادن آن داشت؛ دنبال کردن قانون قصاص چشم در برابر چشم. کساسبه خلبان بمب هایی انداخته بود که هزاران نفر را سوزانده بود، همانگونه که در قسمت هایی اول فیلم نشان داده می شود. بر همین اساس، باید او را برای جنایات خود توسط همین روش سوزاندن مجازات کرد. و این اصل، همانگونه که برخی از فقهای مسلمان و یا محققان قانونی قرون وسطی ادعا می کنند، ممنوعیت سوزاندن انسان را لغو می کند.

 

همچنین، در بدترین لحظه های فیلم، هنگامی که خلبان بیچاره به معنای کلمه در حال ذوب شدن بود و فریادهای وی توسط موسیقی نظامی-دینی داعش خفه می شد، نقل قول دیگری از منابع کلاسیک اسلامی بر روی صفحه نقش بست. بر پایه حدیثی دیگر، که در آن گفته می شود “محمد بر تمامی پیامبران دیگر برتر است، چرا که دشمنان وی از یک ماه پیش از رسیدن ارتش وی به لرزه می افتند”، نتیجه گیری می شود که می توان از روش های عجیب و افراطی (همانند سوزاندن دشمنان) برای وارد کردن ترس به قلب دشمنان استفاده کرد.

در آخرخ، سخنگوی داعش به تفاسیر متعدد و قوانین بسیار پناه برد که ایده هایی دیگر به گفته پیامبر که “تنها خدای آتش می توند توسط آتش تنبیه کند” اضافه کند. به این صورت، که این جمله را نباید به عنوان یک قانون، بلکه به عنوان ابراز یک حقیقت در نظر گرفت؛ جمله ای که تنها هدف آن خاشعیت در برابر خداوندگار است؛ بنگرید که الله چقدر مقتدر و بزرگ است! بدین صورت هیچ محدودیتی وجود ندارد. روشی که کساسبه بهای بمب های خود را پرداخت کرد بر پایه چنین منطقی بود؛ منطقی که توسط استانداردهای مسلمین بنظر صحیح می آید.

و همه این ها نیز تنها مثال از آموختگی و پایبندی داعش به شریعت نمی باشد. فیلمی دیگر که جدیدأ منتشر شد تلاش کرد که نشان دهد اعضای دیندار داعش در واقع مانند تمامی ماها می توانند بازیگوش و بی شرم باشند. این فیلم نشان دهنده گروهی از مبارزان بود که به استخری در پشت خانه ای مخروبه در سوریه دست یافته بودند. هوا بسیار گرم بود و مبارزان عرق کرده حتی لحظه ای درنگ نکردند؛ آن ها لخت شده و به تخته پرش هجوم بردند. ولی چیزی که بینندگان خنده روی این فیلم از دست دادند چیزی فراتر از این نکته صرف بود که اکثر مبارزان تنها مقدار لباس کافی برای اطاعت از قانون پوشش جنس مذکر در اسلام به تن داشتند (قانونی که بیان می کند محدوده بین ناف و زانوها باید پوشیده باشد). پیش از پریدن، هریک از جهادی های نیمه لخت حدیثی یکسان را تکرار می کردند (حدیثی که ریشه در تلمود دارد): “رسول خدا فرمود: وظیفه هر پدر است که به پسر خود شنا کردن بیاموزد.” یکی پس از دیگری این گفته پیامبر را تکرار می کردند و سپس می پریدند.

و سپس به پوستری که در آغاز جولای در چندین شهر اشغال شده توسط داعش برای جشن گرفتن آغاز ماه رمضان پخش شد می رسیم. این پوستر تبلیغ کننده یک مسابقه حفظ قرآن بود، که در آن جزئیات قسمت های قرآن که باید حفظ می شدند و لیستی از مسجدهایی که در آن ها ثبت نام می شد قرار داشت (مسجد هایی همانند مسجد اسامه بن لادن، مسجد ابوموسی الزرقاوی). سپس، در پایین تر پوستر، جوایز ذکر شده بودند. رتبه های چهارم تا دهم به مقادیر بسیاری پول دست می یافتند، در حالی که جایزه اول، دوم یا سوم شدن یک “برده دختر” بود.

داعش، همانگونه که در بالاتر ذکر کردیم در میان سازمان های اسلامی زمان ما بیشترین تلاش برای مقاومت در برابر تأثیرات مدرنیستی را دارد؛ حتی القاعده نیز حاضر نبود که محدودیت های اعمال شده بر کتابهای اسلامی را دوباره اعمال کند، چه برسد به سعودی ها وهابی، حزب الله، حماس، جمهوری اسلامی ایران، اخوان المسلمین و دیگر گروه ها (و در اینجا باید ذکر کرد که یهودیت، مسیحیت و تقریبأ هر دین بزرگ دیگری دست به برده داری زده است. درواقع، کلمه عربی “برده دختر” که در این پوستر استفاده شده بود، سبی، گرفته شده از کلمه عبری شوویا در انجیل می باشد؛ به معنای زندانی مؤنثی که به بردگی برده می شود.) اگر الله و محمد اجازه فروش و نگاه داشتن برده ها – و همچنین دادن آن ها به عنوان جایزه – را داده اند، پس همین اتفاق در سرزمین های کنترل شده توسط داعش خواهد افتاد. داعش تلاش می کند که بر اساس متون کلاسیک اسلامی عمل کند، و بدون هیچ عذرخواهی ای به این کار می پردازد.

پس… داعش قانون اسلام را دنبال می کند؟

نه، در واقع. در تحلیل بالا یک نکته جا افتاده است، و این نکته موضوع اصلی است. مشخصه و ادعای اصلی اسلام، یعنی نکته ای که سنت اسلامی در هر موقعیت ممکن به عنوان افتخار اسلام بیان می کند، این است که اسلام “دین تسهیل” و “دین نرمش” است. الله در قرآن به رسول خود می گوید: “توسط رحمت خداوند بود که با مردم به آرامی برخورد کردی، چرا که اگر با آن ها تندخو و ستیزه جو بودی، آن ها بدون شک تو را ترک می کردند.” محمد خود در حدیثی شناخته شده می گوید: “دین آسانی است، و هرکس آن را سخت بگیرد در آخر از آن شکست خواهد خورد.”

در تقابل با تصویر هایی از میرا بودن انسان، خداوند مسلمانان تقریبأ در هرموقعیتی به عنوان خداوندی مهربان به تصویر کشیده می شود. سعد ابن ابی وقاص، یکی از یاران پیامبر (یکی از صحابین، یعنی افرادی که محمد را در طول زندگی اش دنبال می کردند)، انتقام مرگ برادرش را با کشتن یک کافر و به غنیمت بردن شمشیرش گرفته بود. او کمی بعد محمد را دید و گفت “ای پیامبر خدا! خداوند با این شمشیر عطش انتقام مرا فرونشانده است!”. ولی پیامبر او را سرزنش کرد و گفت: “آن شمشیر نه مال من است نه مال تو-برو آن را همراه با دیگر غنائم به کناری بگذار!”

سعد تعریف می کند که “رفتم و آن شمشیر را به دور انداختم. و وقتی که برگشتم که از آنجا دور شوم، قلبم با غمی ناشی از مرگ برادرم و از دست دادن غنمیتم سنگین بود. ولی تنها چند قدم بیشتر برنداشته بودم که سوره غنائم بر پیامبر نازل شد و پیامبر من را صدا زد و گفت: “برگرد و شمشیرت را بردار!”

درموقعیتی دیگر، یکی از دیگر یاران محمد به نام حریث پسر سوید “به بیزانسی ها پیوست و به مسیحیت گرویست.” در پاسخ به این ترکیب از خیانت و کفر، الله آیات زیر را نازل کرد:

“چگونه خداوند آنانی که پس از روبرو شدن با ایمان و تصدیق پیامبر و دریافت حقیقت به ناباوری می گروند را هدایت کند؟ خداوند گناه کاران را هدایت نمی کند! پاداش آنان نفرین پروردگار، فرشتگان و تمامی انسان ها خواهد بود، نفرینی که همیشه آ« ها را دنبال خواهد کرد. مجازات آنان سبک نخواهد شد، و برای آنان مغفرتی نمی باشد”

بنظر می آید که هیچ امکانی برای بخشیده شدن وجود نداشته باشد، و طبیعتأ انتظار می رفت که حریث در قسطنطنیه باقی بماند. ولی او کمی بعد از این برای محمد نامه ای نوشت و پرسید: “آیا مغرفتی برای من وجود دارد؟”. بدون لحظه ای درنگ الله این آیه ها را نازل کرد: “بجز برای آنان که مغرفت می طلبند و توبه می کنند، چرا که خداوند رحمن و رحیم است.”

اگر الله اینقدر مهربان است، محمد چگونه می تواند سختگیر باشد؟ و پیامبر اسلام نیز بدون شک دنباله روی پروردگار خود بود. میل وی به بخشش، تلاش برای تغییر، آمادگی برای مغفرت و نرمی وی تشکیل دهنده موتیفی اصلی از اسلام کلاسیک است. او مراسمی مذهبی را به خاطر مادری باردار کوتاه کرد، به جوانی که به سختی می توانست صبح زود بیدار شود گفت که “هر زمان که بیدار می شوی نماز بخوان”، محرری نافرمان که از اسلام دوری جسته و محمد را دروغگو خطاب کرده بود بخشید، و تهدید کرد که خدمتکاری که دیر به کارهای خانه پرداخته بود را تنبیه کند، با یک خلال دندان. در باب فعالیت های بسیاری که در منطقه مقدس مکه ممنوع بودند، محمد به مبحث گیاهان رسید. “هیچ چمن یا درختچه ای نباید در اینجا جمع شود، چرا که این کار توسط خداوند در روزی که آسمان و زمین را خلق کرد منع شد، و منع خواهد ماند، برای همیشه، از حال تا روز رستاخیز!”

صحابی عبدالله ابن عباس از او پرسید: “ای رسول خدا بجز بوته ادحکیر، درست است؟ چون که مردم از آن برای تزئیین خانه های خود استفاده می کنند.”

و محمد بدون لحظه ای درنگ گفت: “بجز بوته ادحکیر.”

الله بعنوان مفتی اعظم بخشاینده در آسمان ها خود را تصویر می کرد؛ با فرستادن رحمت در پاسخ به ضعف ذاتی انسان ها، و محمد پیامبر وی بود: باگذشت، منعطف، بردبار و میانه رو (البته نه همیشه میانه رو: پیامبر خدا، برای مثال، نمی توانست طنز را تحمل کند، چرا که طنز را کفر می دانست و بسیاری از طنزنویسان زمان خود را به قتل رساند؛ شارلی ابدو های صدر اسلام. او همچنین به صورت کلی نمی توانست یهودیان را تحمل کند، و آن ها را آزاد داده و به قتل می رساند. و البته، مسئله جهاد نیز وجود دارد، در صورتی که کمتر ملت یا دینی در طول تاریخ بوده که میل به کشورگشایی نداشته باشد. با همه این این ها، در تضاد با باور عموم، محمد در زمان خود میانه ای رو واقعی بوده است.) و به این دلیل که پیامبر در اسلام به عنوان الگوی کامل بوده و دیده می شده، قانون گذاران مسلمان در طول تاریخ اسلام روش محمد و خدای وی را در یافتن راه مسامحه جسته اند. آن ها روش هایی، همانند استصلاح (تخفیف دادن در قوانین بر پایه خواست عمومی)، استحصان (چشم پوشی از قوانین سخت به میل قانون گذار)، عموم البلوا (نرمی و ملایمت درصورت “سختی بیش از حد)، و حتی حیل (علم دور زدن قانون در صورت نیاز) را به وجود آوردند. حقیقتی روشن تر از این درباره اسلام وجود ندارد که تقریبأ انعطافی بی پایان در سیستم قضایی اسلام وجود دارد. میل به نرمی و ملایمت پایه و دی ان ای فقه و شریعت می باشد. قانون اسلامی، بدون تلاش بی وقفه برای ساده تر کردن خود قانون اسلامی نیست.

رهبران داعش بدون شک متون خود را از حفظ هستند. ولی آن ها در خواندن این متون در واقع تنها ظاهربین، بنیادگرا و کم عمق هستند. اسلام حقیقی نه ظاهربینانه است نه بنیادگرایانه؛ اسلام در واقع درک شدنی، خلاقانه، قابل تغییر و پرمسامحه است (و نه در اسلامی لیبرال یا اصلاح طلب، بلکه قابل یافت در پایه ای ترین متون اسلامی). داعش وقتی خبری درباره یک همجنسگرا، یک زناکار، یا شیعه، و یا حتی یک جادوگر که در جشن تولد بچه ها شعبده بازی می کند می شوند، به هیچ مسئله ای فکر نمی کند، چه برسد به تلاشی خلاقانه برای بخشش و پیدا کردن راهی دیگر. آن ها را یا از بالای ساختمانی بلند پرت می کنند، یا در زمین تا کمر چال کرده و سنگسار می کنند، یا در قفسی گذاشته و یا سر آن ها را با شمشیر قطع می کنند. بعد، فیلمی برای تحقیر ترس این قربانیان از کشته شدن خود درست کرده و درد و رنجی غیرقابل وصف به دوستداران آنان وارد می کنند. برای مثال، فیلم غیرقابل باور و دهتشناک “پنجاه راه برای کشتن یک کافر”. (این فیلم شاید حتی برای داعش نیز بیش از حد خشن بوده باشد؛ بر پایه گزارشات، خلیفه البغدادی جدیدأ دستور داده است که پیروانش از فیلمبرداری قتل های خود دست بردارند.)

ولی وقتی گناهان کبیره افراد در محضر پیامبر عنوان می شدند، بر پایه یک حدیث، او گوش های خود را می گرفت و وانمود می کرد که نشنیده است. اگر او مجبور به واکنش نشان دادن می شد، تمام تلاش خود را از راه های قانونی خلاقانه و حتی سوال برانگیز می کرد که گناهکار عذاب کمتری بکشد. و حتی اگر برای محمد هیچ انتخابی بجز اعمال مجازات نهایی نمی ماند، او دستور می داد که مجازات با بالاترین حد ممکن احترام و نرمی، هم برای مجازات شونده و هم خانواده وی، به انجام برسد. چه تفاوت های اساسی ای بین روند پیامبر و عملکرد داعش وجود دارد! چه فاصله ای بین دیدگاه و روش قانون اسلامی و قانون خودخوانده خلافت عراق و سوریه وجود دارد!

پس.. داعش قانون اسلام را دنبال نمی کند؟

نه. به هیچ وجه. داعش بدون هیچ ابایی هر روز قانون اسلامی را زیرپا می گذارد. اعدام های داعش قتل هستند، بدون هیچ شکی. و سیاست های داعش هر چیزی که دین اسلام همیشه از آن دفاع می کرده را زیر سوال می برند. داعش با وحشی گری بر سنت قانون گذاران، پیشینیان خلیفه ها، و حتی الگوی پیامبر محمد تف می کند.

داعش ضد اسلام است.