برخلاف رهبری حزب کارگر فعلی بریتانیا، من نیاز ندارم برای اشاره به دیکتاتورهای چپ (فقط مائو و آنهم گاهی) از مسیر معمول خود خارج شوم. اما رویدادهای اخیر مرا به فکر جمله معروف ژوزف استالین فرو برد:‌ «مرگ یک نفر، فاجعه است؛ مرگ میلیون ها نفر، آمار است.»

البته از آنجایی که این گفته را کسی به زبان آورده که مسئولیت شماری از بزرگترین کشتارهای تاریخ را به دوش دارد، می توان دید که معنای وحشتناکی از توجیه-خویش در این عبارت مستتر است. اما با وجود این شک نیست که معمار مجمع الجزایر گولاگ به یک واقعیت زنده نیز اشاره می کند:‌ ما انسان ها به فرد بیشتر می توانیم تمرکز کنیم تا به عدد.

حتی اگر عکسی از قاتل سبیلوی کشتارهای جمعی در دفاتر جمع آوری کمک های مالی خود نگذارند، تمام خیریه ها می دانند که چرا لازم است برای اقناع مردم و بیرون آوردن پول بیشتر از جیب هاشان، شرح واقعه رنج مردم، می بایست از پشت چهره انسان ظاهر شود. برای این است که یک قصه – حتی اگر قصه باشد – می تواند تاثیر عظیم بر بازخورد توجه مردم به مسائل عظیم داشته باشد. از «کتی به خانه می آید» در رابطه با بی خانمانی های دهه شصت، تا تصویر غیرقابل باور و تراژیک ایلان کوردی بر سواحل ترکیه که دیدگاه عمومی بر معضل پناهندگی را یکباره متحول کرد.

از عمو جوزف به عمو سام – و از یک دیکتاتور کمونیست به عوام فریبی سرمایه داری – مایه فکری من برای این مطلب در عکس العمل به گفته های دانلد ترامپ جرقه زد. بخصوص، ادعای وی بر این که اگر دست او بود دیگر هیچ مسلمانی اجازه ورود به ایالات متحده را نمی داشت. زیر نظارت وی، در عبارات بیادماندنی وی پای مجسمه آزادی – خسته ها و درمانده ها و جماعت تشنه آزادی تان را به من بدهید، می بایست این جمله بیاید «مطابق شرایط و ضوابط قابل اجرا».

حملات واکنشی رسانه ها به نوبه خود گاه خنده دار، و گاه دردناک و موثر. اما شاید آنچه بیش از همه تاثیرگذار بود اقبال عمومی به اصول نبود، یا به اندرزهایی که به بحرانی که مردم خاورمیانه با آن مواجه اند و از آن می گریزند، اشاره می کرد.

برعکس، داستان های منفرد مردان و زنان و کودکان – با «هشتگ مسلیم ای دی» – که هم به بزرگترین مذهب جهان تعلق دارند و هم به رویای آمریکایی، تاثیر نهایی را گذاشت. برای من، آنچه بیش از همه دردناک بود گورستان سربازان مسلمان بود، سربازانی که جان خود را برای دفاع از کشوری که ترامپ مایل به حکومت بر آنند، داده اند.

این مساله چه ربطی به صیونیسم اسرائیل دارد؟ باید گفت که اینجا در بریتانیا، مثل همه جاهای دیگر،‌ کمپینی موجود است ک مانع ورود مهاجران، بر اساس پیشینه شان می شود. اشاره من البته به «جنبش تحریم علیه اسرائیل» است. این ها که تعصبات خود را در لباس تقوا پنهان می کنند، این ترامپ-بعد-از-این ها اگر امکان بیابند هر گونه ارتباط با اسرائيل را قطع خواهند کرد. طبق گزارش هایی که همین هفته منتشر شد، خطوط هوایی کویت به انگلیس پرواز نخواهند کرد زیرا ممکن است ناچار شده باشند سرنشین اسرائیلی داشته باشند.

بخشی از لاطائلات «جنبش تحریم علیه اسرائیل»- گذشته از خوانش کج بینانه از حقوق بشر و ضدآپارتاید – این است که از موسسات حرف می زند نه از افراد. توجه داشته باشید که روابط با دانشگاه های اسرائیل، و نه دانشگاهیان اسرائیل، قطع می شود. تئاترهای اسرائيل، و نه بازیگران اسرائيلی، نمایش هاشان به زده می شود. به قولی آنها می خواهند نمایندگان استعمار صیونیستی، نه مردم واقعی، در مرزها متوقف و از ورود به کشورها منع شوند.

عجیب نیست که دو تا از بزرگترین موارد شکست «جنبش تحریم علیه اسرائیل» در سال جاری بود که نشان داد این موضع چقدر غیرمنطقی است. در ظاهر، ماتیو پال میلر و شاخار رابینویچ هیچ نقطه اشتراکی ندارند به جز این که هر دو یهودی اند – بی ربط نیست.

اما ماتیسیاهو – اینطور بهتر شناخته شده است – در اوایل سال گذشته زمانی که دعوت شد و سپس دعوت پس گرفته شد و سپس دوباره به فستیوال رگا اسپانیا دعوت شد و سپس جنجال عمومی بر سر این یهودستیزی آشکار به راه افتاد در رسانه ها بر سر زبان افتاد. همچنین، زمانی که رابینویچ به سادگی سوالی از یک دانشگاهی انگلیس در مورد تاریخ سوارکاری نمود، برخورد زورگویانه و خودداری حقیرانه از پاسخ به وی، به سرعت رسانه ای شد.

ماتیسیاهو و رابینویچ با هم تفاوت بسیار دارند. یکی موزیسین رگا و رپ است که در باره چالش های خود با ایمان مذهبی و اعتیاد به مواد مخدر می خواند، و دیگری یک دانش آموز کنجکاو که به اسب علاقه شدید دارد (و من عمیقا معتقدم که اینها می بایست شو تلویزیونی خود را داشته باشند و نیازی نیست که اسمش نیز چابک سوار باشد…). اما آنچه میان این دو داستان مشترک است این است که هر دوی اینها طبیعت واقعی «جنبش تحریم علیه اسرائیل» و واقعیت دفاعی آنها را افشا کرد.

شک نداشته باشید – اگر قصد داشته باشید کسی را بر اساس پیشینه اش حذف کنید، چه این پیشینه نژاد باشد، مذهب باشد، یا هر چیز دیگر، شما یک متعصب ریاکار به شمار می آیید. و اگر با ترامپ به خاطر این که مردم را به خاطر پیشینه شان ممنوع الورود می کند مخالف هستید، اما از «جنبش تحریم علیه اسرائیل» که مردم بر اساس پیشینه شان ممنوع می کند، حمایت می کنید، ریاکار هستید. و بهترین راه برای این که نشان دهیم این هر دو یکی است، می بایست داستان زندگی کسانی که اینها می خواهند ممنوع بدارند را به اشتراک بگذاریم.