تعجبی ندارد اگر پرزیدنت اوباما آرای سناتورها را برای حصول رای موافق به قرارداد خود با رژیم بنیانگرای اسلامی ایران جمع کند. با وجود این هنوز شمار زیادی از من می پرسند چرا سناتورهای دموکرات، به خصوص آنها که یهودی اند، به حمایت از رییس جمهور برخاستند، و حالا گام بعدی مخالفان توافق چه باید باشد.

دست کم به شش توضیح در باره تصمیم سناتورها، که بسیاری از آنها از نارسایی های قرارداد انتقاد نیز کرده اند، می توان اشاره کرد:

یک) امنیت ملی – گفته می شود سیاست می بایست لب آب توقف کند، به این معنی که در مسائل مربوط به امنیت ملی کنگره می بایست به رییس جمهور اقتدا کند. اوباما این طور مطرح کرده است که توافق هسته ای با ایران به سود ایالات متحده آمریکا است. علاوه بر این او موفق شد این نکته را بقبولاند که مخالفت با قرارداد به معنی حمایت از جنگ است. حتی اگر نمایندگان این دوتایی ساختگی را باور نکرده باشند، طرح این موضوع به ایشان توجیهی برای حمایت از رییس جمهور، با توجه به اکراه عمومی از درگیر شدن در جنگی دیگر در خاورمیانه بود.

دو) سرسپردگی – دموکرات ها خود را مقید به حمایت از رییس جمهور دموکرات می دانند. در این موقعیت، مساله وفاداری به خصوص شدید بود زیرا قرارداد با ایران به عنوان چشمگیرترین موفقیت اوباما در دوران ریاست جمهوری اش وانمود شد. پس از وی، این میراث ممکن است به مسیری کاملن متفاوت بیفتد اما در حال حاضر کمتر نماینده دموکراتی حاضر است این پیروزی را از وی دریغ کند.

سه) توافق بهتری ممکن نبود – علیرغم نظر بسیاری از کارشناسان، سناتورهای دموکرات به گفته رییس جمهور مبنی بر این که بهترین توافق ممکن همین بود، و امکان مذاکره برای قرارداد بهتری نبوده را پذیرفتند.

چهار) قانون هویج و چماق ریاست جمهوری – بالاخره خواهیم دانست پشت پرده این توافق چه گذشته است و رییس جمهور چه کرده است. علیرغم نظر یهود-ستیزان که باور دارند لابی اسرائیلی قادر مطلق است، واقعیت این است که اوباما تا به حال قویترین لابیگر واشنگتن بوده است. شکی نیست که وی به سناتورها هویج های بسیاری وعده داده تا نظر موافق شان را به دست بیاورد، نظیر موافقت با پروژه ها و مناصب مورد علاقه ایشان، کمک به جمع آوری کمک های مالی، و دسترسی به ارتباط با کاخ سفید. اوباما به احتمال زیاد به تهدید و اعمال فشار به نمایندگان مردد نیز دست زده است. این مورد در رابطه با تصمیم سناتور شومر در مخالفت با توافق مشهود بود. خبری که از داخل کاخ سفید درز کرده حاکی است که شومر بهتر است با رویای رهبری حزب خداحافظی کند. این تهدید به احتمال زیاد پیش از اتخاذ تصمیم شومر به او القا شده و پس از آن، برای ترساندن دیگر نمایندگانی که ممکن بود قرار به رای ندادن داشته باشند، استفاده شد.

پنج) مسلم دانستن رای جامعه یهودی – سناتورهای دموکرات شاهد بودند که حتی با روش های خصمانه و مورد انتقادی که اوباما در اولین دوره ریاست جمهوری خود اتخاذ کرد، همچنان 69 درصد آرای جامعه یهود را (که البته از 78 درصد در 2008 کاهش یافته بود) از آن خود کرد. بسیاری از سناتورهای دموکرات که از اوباما حمایت کردند از پشتیبانان سرسخت اسرائیل اند و برخی از آن ها کرسی های بسیار مطمئن دارند بنابرین دلیلی نداشت که نگران پیامدهای حمایت خود از توافق باشند.

شش) نفع طلبی مطلق – اگر برخی از این نمایندگان ابراز داشتند حمایت آنها پاسخ به ندای وجدانشان بوده است، آرای بسیاری از آنها بر اساس محاسبات سیاسی بوده است. شومر از معدود کسانی بود که حاضر شد با دادن رای منفی پا روی جاه طلبی های خود بگذارد. متاسفانه سیاستمداری که معمولن زیرکانه عمل می کرد با سرآسیمگی همه را علیه خود شوراند. ریاست جمهوری آشکارا عصبانی بود. با وجود این شومر نتوانست دیگر نماینده های مخالف را قانع کند که به او بپیوندند و به توافق رای منفی بدهند. دبی واسرمن شولتز، از سوی دیگر، با علم به این که با تکیه به محبوبیت زیاد در حوزه انتخابی خود، همراهی با ریاست جمهوری کمترین ریسک را برای او خواهد داشت، از ترس از دست دادن موقعیت خویش به عنوان رهبری حزب، نفع خود را به اصول ترجیح داد.

قدم بعدی چیست؟

طبیعتا چند قدم برای کاهش آسیب های توافق با ایران می بایست برداشته شود

یک) تنبیه دموکرات ها – بله، بسیاری از نمایندگانی که در حمایت از توافق رای دادند از دوستان اسرائیل اند. اما در مهمترین آزمون ده ساله گذشته از حمایت از امنیت به خطر افتاده اسرائیل کوتاهی کردند. این ها را می بایست از سنا بیرون راند و یا به گونه ای به آنها هشدار داد که دیگر رای جامعه یهود را حق مسلم خود ندانند.

دو) واداشتن اوباما به اجرای تعهدات خود در چارچوب قرارداد – طبق قانون، رییس جمهور موظف تمام اسناد مربوط به توافق هسته ای را به کنگره ارائه بدهد. او چنین کاری نکرده است. به خصوص که ما می دانیم قراردادهای جانبی محرمانه میان آژانس و ایران در رابطه با نظارت بر عملکرد ایران در وفادار ماندن به مفاد قرارداد. خبرهایی که درز کرده حاکی از آن است که آژانس در موارد حساس چشم پوشی های غیرقابل قبول کرده است. دولت پشت سر ضرورت محرمانه ماندن اسناد آژانس مخفی شده است اما ایالات متحده همچنان راه هایی در اختیار دارد که به این اسناد دست پیدا کند. اگر قراردادهای محرمانه به کنگره نشود، ایالات متحده می بایست بودجه آژانس را قطع کند.

سه) اصرار در انتشار مجازات های تنبیهی برای عدم رعایت مفاد قرارداد – با توجه به مواردی در گذشته، احتمال این می رود که ایران در قرارداد تقلب کند. رییس جمهور می بایست تصریح کند چه مجازات های تنبیهی در صورت سرپیچی های کوچک و بزرگ ایران از قرارداده در نظر گرفته شده است. کنگره می بایست از رییس جمهور بخواهد که تحریم های سخت تری برای عدم رعایت قرارداد به کار گیرد. این تحریم ها همچنین می بایست علیه کمپانی های خارجی که بر خلاف شرایط قرارداد با ایران وارد معامله می شوند اعمال شود.

چهار) به ایالات متحده اجازه استفاده از نیروی نظامی داده شود – همانگونه آلن درشویتز پیشنهاد کرده اس، کنگره می بایست لایحه ای را بگذراند که به رییس جمهور (و جانشینان وی) اجازه می دهد برای جلوگیری از تولید تسلیحات هسته ای در هر زمانی، به نیروی نظامی متوسل شود.

پنج) تحریم ها برای موارد غیرهسته ای می بایست تشدید شود – رییس جمهور اصرار دارد توافقی که وی امضا کرده است محدود به برنامه هسته ای ایران است و به همین خاطر هیچ اشاره ای به حمایت ایران از تروریسم و تهدید همسایگانش در قرارداد لحاظ نشده است. در صورتی که ایران دست از حمایت از حزب الله، حماس، و دیگر تروریست ها و همچنین تهدید همسایگانش نکشد، کنگره می بایست تحریم های شدیدی علیه ایران اعمال کند. این تحریم ها همچنین می بایست در صورتی که ایران به همکاری نظامی با کره شمالی اقدام کند و یا موشک های بدون سرنشین با ظرفیت حمل کلاهک هسته ای تولید کند، علیه این کشور اعمال شود.