اجازه بدهید خودم را معرفی کنم. اگر مرا از قبل می شناسید، ممکن است حدس زده باشید مدتی است دوست ندارم من را «آقا» خطاب کنند؛ مایلم «خانم» صدایم کنند، لطفن. خود را به شما دوباره از اول معرفی می کنم؛ کمی متفاوت و باز-تصویر شده، اما اگر دقیق نگاه کنید این کاری ست که همه ما در یام کیپور می بایست بکنیم.
دعا «تفیلا» به معنای بازتعریف و یا معرفی دوبارۀ خود است. ما اینجا برای معرفی خود به خدا جمع شده ایم و مهم تر از همه برای معرفی خود به همدیگر، به عنوان کسی که تغییر کرده و خود را باز-تصویر کرده و با آنچه تا به حال بوده متفاوت است. کسی، شاید انشتین، گفته است، “تعریف دیوانگی انجام مکرر یک عمل است، هربار دوباره همان عمل، و توقع نتیجه متفاوت داشتن است”. بخشودگی، قدرتمند است، اما فراموش می کنیم که تحول بیابین و فقط به تکرا عمل خود ادامه می دهیم. آیا واقعا در این شرایط بخشودگی ضرورت دارد، یا بخشوده شدن ضرورت دارد؟
در روز «کیپور» و برای ده روز از پایان روش هشانا، ما سعی در معرفی خود، اول به خدا، داریم. بخشی از آنچه خدا نامیده می شود «عالم» است. اما بخشی دیگر از این معنا یک شعور مجدد است که امکان می دهد خدا شما را از نو و بدون قید و تعصب ببیند. سپس ما خود را به اطرافیانمان معرفی می کنیم، به خصوص به آنهایی که به نوعی در حق شان بدی کرده ایم. می بایست به آنها نشان بدهیم که ما آدم تازه ای هستیم، فرق کرده ایم، بهتر شده ایم، عاقل تر شده ایم – نه همانی که مرتکب عمل یا محرک عملی شد که اکنون از آن توبه می کنیم. تشووا، توبه، به معنای معرفی دوبارۀ خود است.
تفکر یهود همراه با داستان و تمثیل می آید. این یکی، می شود گفت که یک داستان عاشقانه است. یک پسر خوب یهودی، یک دختر خوب یهودی را در یکی از جماعات مذهبی جوانان یهود ملاقات کرد. به سرعت با هم دوست شدند. اما با وجود نکات مشترک زیاد و علاقه شدید به هم، از این جلوتر نرفتند. شبیه این رابطه ها زیاد پیش می آید. عجب داستان عاشقانه ای. نه؟ اما فصل ها گذشتند، و حالا ما در تابستان آن سال قرار داریم؛ و در شهر ما جشن غرور است. بله. فستیوال پراید، جایی که در آن یک گروه کوچک پیشرو – یهودی- که معمولن درک نشده اند، و معمولن منزوی شده اند با جمعی بزرگتر از مردمی پیشرو، که معمولن درک نشده اند و معمولن منزوی شده اند، همراه می شوند.
وقتی آنجا هم را دیدند قیافه شان دیدنی شده بود. دختر خوب یهودی ما… آن یکی دختر خوب یهودی را صدا زد، «تو اینجا چکار می کنی؟» معلوم شد که دختر خوب یهودی ما گرایش اش بیشتر به دخترهای خوب یهودی بوده است و این را تازه فهمیده است. این اولین پراید او بود. و پسر خوب یهودی ما هم، تازه داشته با جنسیت تازه خودش کنار می آمده، با هویت جنسیتی خودش، و تازه شروع کرده در این راه پیشتر برود. این اولین پراید این یکی دختر ما هم بود. در فضایی که انگار یک جهان دیگر بود، در میان تلاش برای استریت نشان دادن خود و نرمال نشان خود، این دو تا همدیگر را نفهمیده بودند. هیچ کدام به حدسی که در مورد دیگری زده بودند بها نداده بودند. توقع از دیگری. چند بار برای هر یک از ما اتفاق افتاده؟ حالا، با آنچه تازه در باره هم فهمیدند، این دو یهودی جوان خیلی بیشتر از پیش می توانند به هم نزدیک باشند. این هم نوعی از داستان عاشقانه است. شاید حتی برای یک لحظه با خودتان فکر کردید که چه اتفاقی می افتاد اگر؟
در روز کیپور، ما خود را دوباره معرفی می کنیم، بازتعریف می کنیم، زیرا هر سلام دوباره و هر نکته تازه که طرح می کنیم یا کشف می کنیم، فرصتی برای پیوندی است که شاید پیش از آن وجودش ممکن نبوده – برای اطرافیان ما، برای خدا، یا برای روح خود ما. هر چه بیشتر ارتباط می گیریم، جدا شدن های ما از یکدیگر در آینده دشوارتر می شود. امروز درباره خدا بیشتر بیاموزید، یا با ذهنی باز و روشن با مردم و تجربه های یگانه شان در زندگی درگیر شوید. همچنان که ما پلی به سوی هم می سازیم، یا پنجره هایی به سوی هم باز می کنیم، کشف می کنیم که تنها چیزی که نمی توانیم تحمل کنیم تحمل بی تحملی است. یا روا داشتن نارواداری. و یک بار دیگر، دعای «تصداکا»، به معنای بازتعریف خود است. در این روز خاص به ما یادآوری می شود که صدای خود و صبر خود را که شاید از نظر افتاده باشد، به یاد بیاوریم. یا شاید برای اولین بار به کار ببندیم. گفته جاویدان مارتین نیمولر «و بعد به سراغ من آمدند و کسی نمانده بود که چیزی بگوید.». آیا جامعه ای که حقوق و فرصت ها، و یا حتی حق حیات دیگران را به خاطر آنچه هستند و به خاطر آنکه دوست دارند نمی پذیرد، پذیرفته خواهد شد؟ ما یهود ایم؛ آیا حرفی در برابر تبعیض و سلب حقوق انسانی نداریم؟ اگر به تاریخ خودمان نگاه کنیم، ایستگاه بعدی، گتو است.
شانا توا، و گمار تو، باشد که هر کدام از ما خود را به خود، به اطرافیان خود، به سرزمین اسرائیل، به جهان، و به زندگی، و به برکت، در این سال نو، از نو معرفی کنیم.