شمار زیادی از رهبران مسیحیان صیون-ستیز این هفته در شهر «بیت لحم» در کنفرانس «مسیح در ایست بازرسی»، از مراسم ویژه دوسالانه این گروه، جمع می شوند.

مسیحیان انجیلی همیشه از حامیان سرسخت اسرائيل و قوم یهود بوده اند. با وجود کنفرانس «مسیح در ایست بازرسی» و شهرتی که در سراسر جهان دارند، دیگر نمی توان به عنوان یک حمایت بی قید و شرط روی آن حساب کرد.

مساله اسرائیل و قوم یهود البته مدت هاست میان مسیحیان به بحث گذاشته شده است. اما در سال های اخیر، اختلاف نظرها به نقطه اوج خود رسیده است. به طور افزاینده ای، اتهامات ضد اسرائیل به گوش می رسد، نظیر استعمار، اشغال، آپارتاید، حتی نسل کشی – و اکنون این اتهامات از سوی کسانی می شود که خود را مسیحی انجیلی معرفی می کنند.

و این تنها اسرائيل نیست که مورد چنین انتقادهای شدید از سوی مسیحیان صیون-ستیز قرار گرفته است. قرن هاست که گروه هایی از مسیحیان در کنار قوم یهود ایستاده اند. آنها، ما، اکنون خطرناک معرفی می شویم و نقطه نظرات ما انحرافی و ارتداد به شمار می آید.

اما، آیا دیدگاه های ماست که خطرناک است، یا دیدگاه های مسیحیان صیون-ستیز؟ الهیات مسیحی نقش اصلی را در آماده سازی زمینه های یهودی-کشی در اروپا بازی کرد. بسیاری از همان الهیات که زمینه ساز آشویتس شد امروز زیربنای صیون-ستیزی مسیحیت را می سازد. و بسیاری از این ایده ها از سوی «مسیح در ایست بازرسی» مشروعیت یافته اند.

به عنوان یک مسیحی انجیلی، من در مقام دفاع از صیونیسم کتاب مقدس می ایستم، موضعی که به باور من، همه مسیحیان انجیلی می بایست داشته باشند.

اما پیش از آن که از این فراتر برویم، می بایست بگویم چه ویژگی هایی هستند که در تعریف صیونیسم انجیلی نمی گنجند. صیونیسم انجیلی ساده دل، زود باور نیست و حمایت بی قید و شرط از دولت اسرائيل ندارد. اسرائيل یک دموکراسی زنده و سرزنده واقع در منطقه ای از عدم ثبات روزافزون است؛ منطقه ای که انباشته از بربریت است. اسرائيل با چالش بسیاری روبرو است و بی نقص نیست. حمایت خود من از اسرائيل ممکن است بی قید و شرط باشد، اما مسلما بی انتقاد نیست.

انتقاد از اسرائيل ممکن است بجا باشد، همانطور که در مورد هر دموکراسی ای صدق می کند. نگرانی برای قوم یهود و نگرانی برای فلسطینیان ناقض یکدیگر نیستند. ممکن است به نظر بعضی ها که هوادار خوانش عوام پسند جناح چپ اند، متناقض به نظر بیاید اما به باور من می توان اینگونه نیز مطرح کرد که اگر کسی علاقه عمیق به مدنیت، عدالت، و حقوق بشر فلسطینی دارد می بایست علاقه عمیق به اسرائيل داشته باشد. در زدوخوردهای اخیر، مثلا، این اسرائيل بود که امنیت شهروندان فلسطینی را در اولویت دانست، نه رهبری فلسطینیان.

بنا به سنت، تمایز انجیلی ها این است که اعتقادشان بر اساس کتاب مقدس است، عهد عتیق و عهد جدید، هر دو. و همین باعث شده است که بسیاری از انجیلی از حامیان سرسخت اسرائیل و قوم یهود باشند. اما اکنون از دست نهادن حمایت انجیلی ها از اسرائيل دارد گسترش می یابد. صیون-ستیزی که در برخی از حلقه های انجیلی ها شکل گرفته است به شدت در تضاد با ادعای انجیلی هاست و در تقابل با کتاب مقدس است.

بسیاری از دوستان یهودی من البته ممکن است با پیشداوری من مخالف من باشند. اما امیدوارم تشخیص بدهند که حمایت از اسرائیل و قوم یهودی دست کم همخوانی و تداوم دارد. و با تکیه بر آن چیزی است که ما در اختیار داریم – متون مقدس عبری.

در معنی وسیع کلمه، صیونیسم جنبشی است برای بازگردانیدن قوم یهود به سرزمین باستانی خود. انواع بسیاری از صیونیسم موجود است، بعضی مذهبی، بعضی آتئیستی، بعضی سیاسی. بیشتر مقاله های مربوط به صیونیسم، ریشه های این عبارت و این جنبش را به اواخر سال های ۱۸۰۰ مربوط می دانند. این، ممکن است در مورد صیونیسم سیاسی واقعیت داشته باشد اما کسانی که متون مقدس عبری را متونی تاریخی می دانند، باور دارند که گونه ای از صیونیسم ۲۵۰۰ سال قدمت دارد. از زمان تبعید بابلیان، مزامیر یا تهیلیم حسرت یهودیان به بازگشت به صیون را ثبت و ضبط کرده اند.

مساله اسرائيل و سرزمین اش، از مضامین اساسی کتاب مقدس اند. مضمون های دیگری ممکن است از همین اندازه اهمیت برخوردار باشند اما هیچ مضمونی در متون عبری از این بیشتر اهمیت ندارد. این آن مساله است که در متون عهد جدید نیز بر آن تاکید شده و غالب انجیلی های صیونیست آن را به عنوان مضمونی بنیادین ارزیابی می کنند.

موجودیت اسرائیل، پیوند پایای آن با سرزمین باستانی اش، و حق اش در دفاع از خود، با تکیه به تاریخ، باستان شناسای، حقوق، اخلاق، و متون کتاب مقدس، معتبر است. انجیلی ها ادعا دارند اعتقادشان ریشه در کتب مقدس عهد عتیق و جدید دارد. من می گویم که موضع صیونیسم کتاب مقدس، که بر پیوند یگانه و مدام قوم یهود با سرزمین آباء و اجدادی شان شهادت می دهد، تنها موضعی است که با ادعای انجیلی ها همخوانی دارد. و همین نیز، با فعالیت های ضد اسرائيلی که کنفرانس های مسیح در ایست بازرسی که از نقطه نظر اخلاقی و الهیات ناکارآمد و مغرضانه اند، متناقض است.