امروز رئیس جمهور ترامپ بر فراز آپارتمان ما پرواز کرد. فردا، در سفر به بیت‌اللحم، درست از جلو خانه‌ی ما خواهد گذشت. من همینقدر به او نزدیک شده‌ام. از خودم پرسیدم – اگر من هم مثل رئیس‌جمهورمان ریولین چند دقیقه فرصت گفتگو با او داشتم، چه می‌گفتم؟ اینها را می‌گفتم:

تو بزرگترین معامله‌گر تاریخ هستی. معامله‌هایی را جور می‌کنی که هیچ‌کس، مطلقا هیچ‌کس نمی‌تواند جور کند. پس این معامله را جور کن دیگر. تاریخ‌ساز شو. تو تنها کسی هستی که می‌توانی. تمرکز داشته باشه، وا نده. می‌دانی که از تو برمی‌آید. همه از هر جانب، سر تو خواهند ریخت. به تو خواهند گفت غیرممکن است. که هنوز وقت‌اش نیست. آدم‌های قدرتمند فشار می‌آورند که جلوت را بگیرند. از چپ و راست به تو حمله خواهد شد، یهودی‌ها و مسلمان‌ها به تو حمله‌ خواهند کرد. آدم‌های بسیار باهوش، بعضی‌ها بسیار چرب‌طبان، برایت خواهند گفت که چرا الان نمی‌شود. فکر می‌کنند از تو باهوش‌ترند. می‌دانی که نیستند.

تو مشکل بزرگ خواهی داشت. مشکل بزرگ شماره ۱: فلسطینی‌هایی خواهند بود که هنوز می‌خواهند یهودی‌ها را بکشند و اسرائیلی‌های جناح راستی شهرک‌نشین که هنوز نمی‌فهمند که فلسطینی‌ها واقعا تبدیل به جامعه شده‌اند و جامعه‌ای که خواهان حرمت تعلق به کشور خود می‌باشد. مشکل بزرگ شماره‌ ۲:‌ بدبین‌ها، آدم‌هایی که به سادگی باورشان شده که هیچ امیدی نیست. به تو تمام کارهای بدی که طرف مقابل مرتکب شده را خواهند گفت. کار تو این است که به این‌ها خوب گوش کنی. دردشان را بشنوی و بعد اصرار کنی که خطر کنند و به سوی صلح قدم بردارند، که به خاطر بزرگترین معامله‌ی تاریخ خطر کنند. به آنها بگو که با تو همراه شوند، زیرا اگر تنها یک کار بلد باشی، آن یک کار، جور کردن معامله است.

به هر کدام از طرفین بگو که پنج آدم نوآور را انتخاب کنند، کسانی که قادرند فارغ از کلیشه‌ها نظر بدهند، و به این ده نفر بگو که راهی نوآورانه برای هر کدام از این مشکل‌ها پیدا کنند. تو می‌توانی. خدا پشتیبان پیامبران صلح است. صلح از همه چیز بالاتر است. هیچ چیزی از صلح بهتر نیست و تو هم می‌دانی. پس معامله را تمام کن.