در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۵ خطاب به «کمیته دانش و فنآوری» کنست (پارلمان اسرائیل) در خصوص مسئوولیت رسانه های اجتماعی در مقابل تحریک به خشونت و ترور سخن گفتم. آنچه در پی می آید مواردی است که در آن روز مطرح کردم:

صبح بخیر. مایلم مراتب تشکر خودم را به «کمیته دانش و فنآوری» برای انتخاب این موضوع مهم و نیز از دعوت از خانواده ما برای شرکت در این بحث ابراز کنم.

در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۵ دو تروریست سوار اتوبوس خط ۷۸ در محله «آرمون هاناتزیو» اورشلیم شدند و شروع به تیراندازی بی هدف به سرنشینان اتوبوس و چاقوزنی به مردم شدند. گلوله ای به سر پدر من، ریچارد لاکین، اصابت کرد و پس از این که به زمین افتاد، چندین بار مورد اصابت ضربه های چاقو به سر، صورت و شکمش قرار گرفت. پیوند بیشتر اعضای حیاتی بدنش قطع شد. دو هفته در کما در ای.سی.یو در بیمارستان «حاداسا» به سر برد تا مرد.

پدر من، ریچارد لاکین، مردی آرام، مهربان، و با عطوفت بود. مدیر بازنشسته یک مدرسه ابتدایی، و پدربزرگ هشت نوه. در وبسایت خود، «تنکز۲تیچرز» (تشکر از معلمان)، و در کتاب خود، «تدریس به مثابه عملی عاشقانه»، پدر من خود را با این کلمات معرفی می کند:‌ «مورد عشقی بی نهایت از سوی فرزندان و نوه هایم بوده ام، و مخاطب لبخندها، خنده ها، شگفتزدگی های صدها دانش آموز دبستانی بوده ام که در ۴۰ سال گذشته افتخار داشتم معلم و مدیرشان باشم.»

پدر من یک بشردوست بود که در راه برابری و مساوات تلاش می کرد. در جوانی، در ایالات متحده، در راه حقوق شهروندی فعالیت می کرد و در تظاهراتی همراه با دکتر «مارتین لوتر کینگ جونیور» شرکت کرده بود، و یک کمپ تابستانی مختلط برنامه ریزی کرده بود، و برنامه مختلط شدن مدرسه برون- شهری ویژه سفیدها که خود مدیرش بود را طرح و اجرا کرده بود. پس از مهاجرت به اسرائیل، پدر من به کودکان یهودی، مسیحی، و مسلمان آموزش زبان انگلیسی می داد. ریچارد بنیانگزار چندین سازمان «همزیستی» بود، عبارتی که همیشه بر صفحه فیس بوکش منعکس خواهد بود.

قتل خونین پدر من در اتوبوس خط ۷۸ از سوی دو فعال حماس، نبرد چاقو، تهاجم های تروریستی اخیر در پاریس، و هزاران نفری که در تهاجم های تروریستی اخیر در سراسر جهان (مادرید، لندن، نیویورک، بوئنوس آیرس، مالی، مسکو، مامبی، سینا، و دیگر شهرها) کشته شدند همه قربانی یک الگوی هراس آورند: افزایش خطرناک تعداد و نشانه های حمله های تروریستی در سراسر جهان که در شبکه های اجتماعی تنظیم و تبلیغ شده اند.

«بها ایلان»، یکی از دو تروریستی که پدر من را به قتل رساند، متنی در دعوت به شهادت بر صفحه فیس بوک خود به عربی منتشر کرد که به سرعت همه جا پخش شد. بعد از تهاجم، از یوتیوب ویدئوهای او که در مدح و ستایش از «اقدام به شهادت» بود به سرعت پربیننده شد. اجرای مجدد حمله به اتوبوس ۷۸، تمجید از این «حمله موفقیت آمیز» در فیس بوک ممالک اسلامی – فیس بوک جبهه غرب در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۵ منتشر شد و همچنان تا امروز در یوتیوب فعال است.

اینها تنها چند نمونه از میلیون ها صفحه، پست، و توئیت است که در سراسر فضای مجازی انتشار می یابند: ویدئوهای آموزشی برای تعلیم چاقوزنی به قربانی، نمودارهای آناتومی با نشانه روی سر چاقو به رگ ها و شاهرگ های حیاتی، امام ها با چاقویی در دست در حال فریاد شعار «بزنید، بزنید، بزنید» از منابر. پس از آن که من سخنان خود را به پایان ببرم، نماینده هایی از MEMRI، وبسایتی که کارشناس ترجمه متون و مطالب عربی است، برای شما در مورد نقش رسانه ها و شبکه های اجتماعی در تبلیغ و ترویج خشونت صحبت می کنند.

شبکه های اجتماعی تاثیر مثبت خیره کننده ای در جهان داشته اند، اما همچنین ابزاری برای ترتیب و ترویج نفرت و خشونت بوده اند، و ترویج خشونت را چندین برابر کرده اند. در هر حالی که چندین کمپانی رسانه ای سعی فراوانی در محدود کردن این شیوه شیطانی کرده اند، این تلاش ها بسیار ناچیز بوده است، و بسیار دیر. شبکه های اجتماعی همچنان نقش عمده را در ترویج خشونت بازی می کنند.

چندی پیش مقاله ای در نیویورک تایمز، خطاب به نقش رسانه های اجتماعی در ترویج نفرت و خشونت منتشر کردم و از آن پس نیز برای روشنگری در این زمینه، بی وقفه تلاش کرده ام :‌ فیس بوک، یوتیوب، و توئیتر اکنون قلمروهایی هستند که ده ساله اخیر سر برآورده اند و بیلیون ها شهروند برای دسترسی به حساس ترین اطلاعات، با اعتماد به آنها روی می آورند و روزانه ساعت های طولانی در مزارع سبز این شبکه های اجتماعی زمان می گذرانند. شایان ذکر است که در این قلمروهای تازه، تقریبا، بی قانونی حکمفرماست.

در اسرائیل، نظیر کشورهای غربی، ما میلیون ها «شکل» اسرائیلی در هر سال خرج هزینه های خود-انظباطی و نظارت بر جلوگیری از خشونت و تروریسم، برای مراقبت و محافظت از شهروندانمان می کنیم. قوانین ما تقریبا تمام زاویه های زندگی اجتماعی را پوشش می دهند: مالی، نقل و انتقالات، ارتباطات، رادیو و تلویزیون، بهداشت و درمان، غذا، و غیره. اما اینترنت و شبکه های اجتماعی بدون کنترل قانونی باقی می ماند، پناهگاهی امن برای دعوت به کشتن بی قاعده مردم بیگناه در خیابان ها، و ارائه راهکارهای دقیق در چگونگی قصابی مردم با چاقو. چطور ممکن است؟

زمان آن رسیده است که شبکه های اجتماعی نیز دارای مقررات باشند. می بایست مقرر کنیم که کمپانی های شبکه های اجتماعی تمام تحریکات و تبلیغ به خشونت را از شبکه های خود حذف کنند و جرائم سنگین مدنی و جنائی برای خاطیان، که در حذف این مطالب کوتاهی می کنند، تعیین کنیم. باید از بانک ها بخواهیم که نقل و انتقال پول را برای جلوگیری از فعالیت های تروریستی زیر نظارت دقیق بگیرند، و از کمپانی های رسانه ای بخواهیم بر مطالبی که منتشر می کنند نظارت کنند – هیچ شبکه تلویزیونی در آمریکا قادر نیست پس از آن که برنامه ای در تحریک خشونت، از آنها به وفور در فیس بوک و یوتیوب منتشر می شوند، پخش کرد، همچنان مجوز کار خود را حفظ کند. تنها راه منطقی این است که از شبکه های اجتماعی خواسته به طور فعال از عملکردهای تروریستی و تحریکات به خشونت جلوگیری کند.
اگر فیس بوک، یوتیوب، و توئیتر مایل باشند همچنان در زندگی روزمره ما جا داشته باشند، و خصوصی ترین آمار ما را کنترل کنند، و ده ها بیلیون دلار از طریق حقنه تبلیغات و خدمات به ما، به دست بیاورند، می بایست مسئوولیت پذیر باشند و بر فعالیت های خود نظارت و کنترل داشته باشند و مانع آسیب رسیدن به ما شوند.

غول های شبکه های اجتماعی که مبالغ هنگفت از ترافیک مربوط به تبلیغات و تحریکات خشونت آمیز بهره می برند، مسلما دلایل زیر را برای حفظ منافع خود تجاری مطرح خواهند کرد:

1. به «آزادی بیان» اشاره خواهند کرد. جواب من این است که اسرائیل دارای دموکراسی عالی است. برخلاف همسایه هامان، آزادی بیان از ارزش های بنیادین جامعه ماست و به آن بهایی بیشتر از دیگر ارزش ها داده می شود. با این وجود، این یک اصل تثبیت شده است که کسی مجاز نباشد به داخل سینمای پر از جمعیت بدود و فریاد بزند «آتش». یک فرد مسلما نباید بتواند به داخل یک سینمایی پر از جمعیت بدود با یک ای.ک.۴۷ و فریاد بزند «آتش».»

2. خواهند گفت که «این مقررات در دیگر کشورها وجود ندارد». همچنان که کمیته به خوبی واقف است، برنامه ملت پیشاهنگ در عرصه دانش و فناوری، پیشرو است و بسیاری از سخت افزارها و نرم افزارهایی که این شبکه های اجتماعی بر پایه آن کار می کنند، را تهیه و توزیع می کند. برای ما فرصتی پیش آمده که به نهادهای جهانی برای تنظیم و اجرای مقرراتی از این دست، در مناطقی که در چارچوب این قوانین هنوز ثبت نشده اند، خدمات ارائه بدهیم، و ما تمایل داریم از این فرصت نهایت استفاده را بکنیم.

‫3. خواهند گفت: «شبکه های اجتماعی چیزی بیش از یک بولتن نیستند و ما مسئولیت آنچه کاربران منتشر می کنند نیستیم.». اگر اینطور است، چرا شبکه های اجتماعی پورنوگرافی کودک را از سایت های خود حذف می کنند؟ به این دلیل که همه همعقیده اند که انتشار پورنوگرافی کودک، خلاف اخلاق است، بنابرین اختیارات تحریریه اعمال می کنند و این مطالب را حذف می کنند.

‫4. خواهند گفت: «کمپانی ما مقررات علیه نفرت و فتنه دارد». اگر بر اساس ده ها هزار ویدئویی که تحریک به خشونت می کند، قضاوت کنیم، این مقررات کارآمد نیستند.

ما با نمایندگان احزاب مختلف گفتگو کرده ام. این یک مساله ملی است که بر اساس آن می توانیم به توافق برسیم. وقت آن رسیده است که این «کنست» قوانینی را تصویب کند که بر کمپانی های شبکه های اجتماعی اعمال کنترل می کند و آنها را موظف می سازد که تحریکات به خشونت را از سایت های خود حذف کنند.

متشکرم