امروز ۲۰۰ هزار نفر یکصدا در مراسم رژه افتخار همجنسگرایان تل آویو راهپیمایی می کنند در حالی که کمی آنطرف تر در اورشلیم، زوج های دگرجنسگرا برای عبادت باید از هم جدا بایستند.

وقتی نوجوان بودم، همراه والدین ام به قصد گردشگری به اسرائیل آمدیم. وقتی به دیوار ندبه رسیدیم، مادرم تالیت اش را پیش از موعد مقرر از کیف اش درآورد. راهنمای گردشگری حین پیاده شدن از اتوبوس مادرم را نگه داشت و گفت «لطفا این را نپوش. نمی خواهیم زمان تعطیلات تو را صرف بیرون آوردن ات از زندان کنیم». مادرم که دل اش نمی خواست باعث رنجش کسی شود، لبان اش را گاز گرفت و تالیت پربها را دوباره داخل کیف گذاشت. با تشر یک مرد مذهبی تندرو با چشم های ورقلمبیده در ورودی بخش زنانه دیوار ندبه، مجبور شدیم که پارچه ابریشمی دورمان ببندیم، روی شلوارمان، تا به کسی توهین نشود؛ به چه کسی دقیقا؟ مردان که به هر حال قرار است به ما نگاه نکنند؟

پانزده سال بعد، یکبار دیگر روبروی دیوار ندبه قرار گرفتم، این بار به تنهایی. شوهر و نیمه بهتر اسرائیلی من، در ورودی از من جدا شد. خنده دار این جا است که در کشوری که اینهمه مدافع حقوق همجنسگرایان است، من مجبور شدم تا جدا از شوهرم، محبوب ام عبادت کنم. احساس ناامنی و تنهایی کردم. ما در طول سفرمان همه جا با هم رفته بودیم. اما، دستکم بر طبق نظر مذهبیون تندرو، غیرممکن بود که من و شوهرم در کنار هم با خدا راز و نیاز کنیم.

به اطراف نگاه کردم و دیدم بخش زنان چه قدر کوچک به نظر می رسد. چه قدر تنگ. از گوشه چشم پسر جوانی را دیدم که می کوشید تا از «حائل» [بین بخش زنانه و مردانه] نگاه کند که یکی از بزرگترهایش با پس-گردنی مانع اش شد. صندلی های پلاستیکی که توی بخش زنانه گذاشته شده بود فضا را تنگتر کرده بود؛ گویی مردان این صندلی ها را از روی «حائل» پرت کرده بودند این طرف تا برای عبادت و رقص، و دست گرفتن طومارهای تورات، با افتخار، در بخش مردانه جای بیشتری باز کنند. نوبت عبادت که به ما رسید، زنان به انباری متروکه دیوار تنزل داده شدند.

با طرح فعلی، وضعیت بخش زنانه دیوار تغییری نخواهد کرد. سرنوشت «زنان اصیل دیوار» که برای حق پوشیدن شال عبادت و تفیلین گذاشتن و تلاوت تورات دهه ها زندانی کشیدند، در کنترل قدرت مذهبیون تندرو خواهد بود. در عوض، در طاق رابینسون به یهودیان محافظه کار و رفرمیست فضای برابر اعطا می شود. چنین کاری، مکان مقدس ملی را به جبهه جنگ فرقه ای تبدیل می کند. در حال حاضر و در لحظه ای که به اتحاد نیاز داریم، ما را فقط با تقسیم بندی های بیشتر روبرو می کنند.

شموئل روزنر درست می گوید: چیزی که در مورد دیوار ندبه با آن روبرو هستیم، حقوق مدنی است و باید مثل یک مساله حقوق مدنی با آن برخورد کرد. مایی که خواستار پایان یافتن کنترل مذهبیون تندرو بر دیوار ندبه هستیم، باید ورای تقسیمات آیینی و مذهبی برویم و متحد شویم. مایی که ادعا می کنیم میراث مشترک ارتباط آزاد با خدا را داریم، باید حق عبادت بدون تبعیض جنسیتی در مکان مقدس مان را مطالبه کنیم. کمتر از ۷۰ کیلومتر آن طرف تر مردان و زنان می توانند یک صدا و با افتخار، با هم راهپیمایی کنند. در پایتخت اما عبادت ما باید همچنان جدا از هم و در سکوت و ممنوع باشد. طنز شرم آوری است.

روی میزم یک حکاکی از اول سده اخیر قرار دارد. مردان و زنان، پیر و جوان، غنی و فقیر، مدرن و سنتی در کنار هم در دیوار ندبه مشغول عبادت هستند. در توضیح این تصویر آمده «دیوار ندبه یهودیان». «یهودیان». نه «زنان» یا «مردان»، بل همگی ما، با هم، مدعی تکه ای از زمین هستند تا روی آن به اتفاق هم عبادت کنند. پس از بالغ بر ۱۰۰ سال، اورشلیم نهایتا دوباره مال ما شده است. زمان آن فرا رسیده که دیوار ندبه نیز مال ما شود.