امروزه کلمات ارزشی ندارند. همه یک «ستاره» هستند، «خبر فوری» می تواند در سراسر روز دوام بیاورد، و جایگاه های «افسانه ای» سخاوتمندانه رد و بدل می شوند.

اما خبری که امروز صبح چشممان به آن روشن شد، حقیقتا نامنتظره بود.

بریتانیا به خروج این کشور از اتحادیه اروپا رای داد و احتمالا آخرین کشوری نخواهد بود که چنین تصمیمی گرفت. اولین نیز نبود. این افتخار/فاجعه – بستگی به این که خبر امروز صبح را از چه زاویه ای ببینی – نصیب گرینلند می شود که «اتحادیه اقتصادی اروپا» را در ۱۹۸۵ ترک کرد.

اما با حفظ احترام گرینلند، باید گفت بریتانیا از نظر اقتصادی و سیاسی ماهی بسیار بزرگتری است. بریتانیا عضو اصلی و مهم اتحادیه اروپا بود. امروز صبح این پرسش مطرح بود که وقتی اسکاتلند با اکثریت قاطع رای به ماندن در اتحادیه اروپا داده، آیا انگلستان می تواند [از پس مشکلات ناشی از خروج خود از اتحادیه اروپا] نجات یابد یا نه. نخست وزیر دیوید کامرون استعفا داده، یک دوره بلاتکلیفی تا انتخاب جانشین وی، و مذاکره بر سر شرایط خروج، ایجاد کرده است.

این ها چالش های عمیقی هستند که انگلستان بناچار با آن رو در رو است.

اما من مدیریت یک گروه حمایتی طرفدار اسرائیل را به عهده دارم که در قلب نهادهای اتحادیه اروپا در بروکسل فعالیت می کند، و سخت پیگیر جریان سیاسی این سرزمین و تاثیر آن بر روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل هستم.

دفتر ما درست مقابل شورای اروپا و کمیسیون اروپا است. پیش از این که وارد دفترم شوم، بیرون نشستم و مشغول تماشا شدم. گروه های بروکرات اروپایی آمدند و رد شدند، متداول ترین عباراتی که شنیدم «نمی دانم» و «سیلی به صورت» بود. اکثرشان داشتند خبرها را در تلفن هوشمندشان مطالعه می کردند. و صادقانه بگویم من هم خیلی عقب نبودم. این قلمرو حقیقتا ناشناخته است.

اما بگذارید صادق باشیم؛ روابط انگلستان و اسرائیل پر از فراز و نشیب بوده؛ از قیمومیت بریتانیا گرفته تا روابط حسنه در طول بحران سوئز. بریتانیا در دهه ۶۰ طرفدار عرب ها به نظر می آمد. در دهه ۸۰ وضع چندان بهتر نبود؛ در طول جنگ ۱۹۸۲ لبنان اسرائیل را مورد تحریم نظامی قرار داد. اما از آن موقع، دوباره وضع بهتر شد؛ روابط مستحکم بود، و اکثریت نمایندگان بریتانیا طرفدار اسرائیل بودند. همین سال گذشته بود که دولت بریتانیا فعالیت های کمپین بایکوت در انگلستان را ممنوع اعلام کرد.

خب ما صدای خوب و قوی و عمدتا قابل اعتماد حامی اسرائيل را در نهادهای اروپایی از دست دادیم. نه تنها تعداد زیادی از اعضای پارلمان اروپا که دوست و متحدمان بودند، بل کارمندان و بروکرات های سیاسی بریتانیایی زیادی را نیز از دست دادیم؛ همان هایی که یادداشت های جلسات را آماده می کردند، تحقیق می کردند و به اربابان سیاسی و بروکرات شان در موضعگیری در قبال اسرائیل مشاوره می دادند. خب از این نظر، شرایط فعلی شرایطی غمناک است و ما حق داریم نگران باشیم.

اما فرصت هایی نیز در دسترس اند. بازارهای نوظهوری که ما به نام کشورهای بالکان و مجموعه کشورهای ویسگراد و کشورهای حوزه دریای بالتیک می نامیم، پس از خروج بریتانیا بی شک جسارت بیشتری پیدا خواهند کرد. احساس خواهند کرد که صداشان در شورا و مجلس و کمیسیون اروپایی بلندتر شده است. همچنین احساس خواهند کرد که خروج نامنتظره بریتانیا نشان از شکاف هایی در بلوک های قدرت تثبیت شده و قدیمی است، و آنها می توانند این شکاف ها را پر کنند.

و این کشورها روابط عمدتا عالی با اسرائیل دارند و نقش آنها در پر کردن خلاء های اروپایی می تواند، فقط برای ما، خبر خوبی محسوب شود. پیش بینی ما، روابط عمیق تر و تعاونی تری با این کشورها در سطح نمایندگان دائمی و نهادهای اتحادیه اروپا است.

اما پرسش واقعی این است که آیا اتحادیه اروپا با ترکیب فعلی خود می تواند حتی، از این مخمصه نجات یابد؟ وضعیت امروز صبح شبیه بازی برج-چینی بود؛ انگلستان آجرش را از برج بیرون کشید، و این عمارت حالا لرزان به نظر می رسد و هر آن امکان سقوط آن موجود است.

خب، ما در زمین بازی اتحادیه اروپا، با نهایت تأسف با بریتانیا خداحافظی می کنیم. اما درست مانند تمام زمین های بازی، همیشه دیگرانی هستند که یارگیری می کنند و بازی را ادامه می دهند.

در ماه ها و سال های پیش رو، این وظیفه همه مدافعین اسرائیل خواهد بود؛‌ بیایید در اسرع وقت دست به کار شویم.