یکی از موضوعاتی که طی یک ماه گذشته توجه رسانه ها و اذهان عمومی را به خود جلب کرد، مرگ ابراهیم یزدی بازپرس دادگاه انقلاب در زمان روح الله خمینی، بانی اعدام مقامات ارشد نظامی ارتش شاهنشاهی ایران، طراح روز قدس و موسس سپاه پاسداران بود که نقشی بسیار کلیدی در معرفی خمینی به محافل غربی داشته و نزدیک ترین شخص به وی برای به قدرت رساندن جمهوری اسلامی در ایران بود که البته مرثیه خوانیِ چندی از اشخاص، گروه های سیاسی و اصحاب رسانه برای چنین جنایتکاری، بس شگرف بود.

چنانچه بسیار مدایح در راستای ساخت یک وجهه نیک برای وی و توصیف تلاش هایش برای بهبود اوضاع سیاسی کشور (که البته وجود خارجی نداشت)، سر داده شد و تصویری از او ترسیم گردید که گویی یکی از خدایانِ یونان باستان بوده و حال پس از قرنها کشف شده و مظلومانه مورد غضب شیاطین واقع گشته و مملکتی را به سوگ نشانده است…!

گو اینکه تاریخ گواهی بر این ماجراست که این جنایتکارِ قدیس نما، چگونه با قصاوت تمام و به دستور رهبر اش خون بسیاری از انسانهای بی گناه را ریخته و حتا از جنایاتش دفاع نیز نموده است. کسی که حتا بر سر دولتهای غربی و آمریکا نیز کلاهی گشاد نهاد و با اغوای آنها، به نیابت از رهبر محبوب اش آنقدر همت نمود تا با جلب حمایتهای آنها بالاخره طرح انقلاب اسلامی را در ایران اجرا نموده و این کشور را به جهنمی برای مردم تبدیل سازد.

که بنابر اذعان خود وی، که در جلد سوم کتاب خاطراتش، در صفحه 737 در نامه‌ ای به تاریخ 24 بهمن 1369 خطاب به احمد خمینی نوشته، آورده است: «شما خوب می ‌دانید که برنامه سیاسی و اجرایی آقای خمینی را من تنظیم کردم و ایشان تصحیح و تنقیح نمودند، که بعدها بر طبق آن شورای انقلاب و دولت موقت تاسیس گردید. و نیک می دانید که طراح و موسس سپاه پاسداران و مبتکر روز قدس و طراح اصلی و اولیه بسیاری از نهادهای انقلاب، من بودم».

ابراهیم یزدی که عضو شورای انقلاب، وزیر خارجه و معاون نخست ‌وزیر در دولت موقت انقلاب، دبیر کل حزب نهضت آزادی و مشاور ارشد روح الله خمینی در دوران اقامت او در نوفل لوشاتو بود، در بهمن ماه 1357 و پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، همراه با وی به ایران بازگشت و به دستور خمینی به عضویت نهادی مخفی به نام شورای انقلاب منسوب شد که بنابر اذعان خلخالی «در زمان محاکمه ژنرال های ارتش شاهنشاهی، یزدی بازپرسی دادگاه انقلاب را بر عهده داشته و حکم اعدام نظامیان ارشد ارتش ایران را صادر نموده است».

وی همچنین در زمان اخراج روح ‌الله خمینی از عراق و امتناع دولت کویت از پذیرش وی و هیئت همراه اش، با همکاری صادق قطب زاده خانه‌ ای در نوفل لوشاتو برای وی تهیه کرد که «بعدها خمینی در نامه ای از زحمات او در مدت اقامت اش در فرانسه تشکر نمود».

این مشاور ارشد خمینی که اکنون از او یک «راهب» ساخته شده است، نه تنها در تشکیل دولت اسلامی و سلطه ملایان در ایران نقش داشت، که در مدت اقامت خود در آمریکا نیز خدمات بسیاری به جامعه اسلامی برای بقای سلطه آن در منطقه ارائه نمود…! چنانکه وی مؤسس اولین مسجد شهر هوستون و از موسسان «جامعه مسلمانان هوستون» و نخستین رئیس آن و عضو هسته مرکزی بسیاری از تشکلهای دانشجویی مسلمان در آمریکا بود که تعدادی از آنان، چون «رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه»، اکنون جزء رهبران و دولتمردان کشورهای مسلمان می باشند.

و این خود دستاوردی دیگر برای نهضت اسلامیِ ولایت فقیه و همرزمانش در جوامع اسلامی است که برای بقای خود بسیار نیز به آنها نیازمند هستند…!

اما این درحالیست که یزدی در مصاحبه با نیویورک تایمز در معرفی خودش مدعی شده بود: «من یک روشن فکر ترقی خواه مسلمان و معتقد به دموکراسی و تعامل و صلح هستم که به خاطر مبارزه با حکومت شاه دستگیر و شکنجه شدم».

که البته لازم به ذکر است که وی هرگز در زمان شاه در زندان نبوده و حتا صدور دستور اعدام یازده ژنرال ارتش شاهنشاهی که حتا چهار تن از آنان را در پشت بام خانه خود اعدام نمود، گویای سطح قصاوت این عامل رژیم جمهوری اسلامی و عدم اعتقاد وی به ادعاهایش می باشد.

بطوری که پس از اعدام یازده ژنرال ارتش ایران در 29 فروردین 1358 که ظرف چند ساعت محاکمه و اعدام شدند و عکس های منتشر شده از این اعدامیان نشان می دهد که در بدن آنها ده الی دوازده گلوله وجود داشته که قصد بر زجرکُش کردن آنها پیش از اعدام را داشته اند، زمانی که یک خبرنگار انگلیسی طی مصاحبه ای با وی به این نحو مجازات نظامیان ایران اعتراض کرده و این عمل را «قصابی» خوانده، یزدی در پاسخ گفته است: «این آقایان مجرم بودند و باید اعدام می شدند و من نمی دانم شما چرا به این موضوع حساس هستید و چرا این کار را قصابی می دانید؟ در حالی که شما باید یادتان باشد که این یک انقلاب است و نه یک نمایش در خیابان مدیسونِ نیویورک. شما چه انتظاری از یک انقلاب دارید؟».

اما سطح قصاوت وی به این اندازه ختم نشده و در پاسخ به سوال این خبرنگار که متعجبانه از او پرسیده: «این انقلاب تا به کی ادامه خواهد داشت و چقدر زمان می برد تا کارهای شما نظم و مقررات پیدا کند؟»، گفته است: «اصلا مهم نیست که چقدر طول خواهد کشید و نمیدانم چرا شما نگران اعدام فقط چند نفر در ایران هستید؟ آنها مجرم هستند و مهم نیست با ده گلوله کشته می شوند و یا بیشتر… که البته من این توصیه شما را به مسئولین خواهم گفت که از این به بعد با شلیک دو گلوله به مغزشان کار آنها را تمام کنند…! و احتمالا چند تیرانداز ماهر از آمریکا یا انگلستان استخدام خواهم کرد تا با شلیک یک گلوله به سرشان آنها را بکشند تا شما کمتر نگران شوید».

و این گفتار تنها قسمت کوچکی از رویکرد وی درخصوص جنایاتش می باشد که چگونه از نحوه قصاوتمندانه اقدامتش و نیز اصرار بر تداوم آن، دفاع می کند.

درخصوص یزدی، این جانی به تازگی تقدیس شده نظام ولایی جمهوری اسلامی همچنین باید گفت که در سال 1351 خمینی او را به عنوان نماینده و رابط شخصی خود با مقامات مسئول آمریکا انتخاب کرده و پس از آن با او به پاریس رفته و ستاد مرکزی او را تاسیس کرد که در بازگشت به ایران به دستور روح الله خمینی به عضویت نهادی مخفی به نام شورای انقلاب درآمد و شخصی بود که برای کنترل و نفوذ بر سپاه انقلابِ تازه تاسیس شده، بسیار تلاش کرده و به عنوان یکی از نزدیک ترین اشخاص به خمینی، او را نه به عنوان یک بنیاد گرا که به عنوان یک دموکراسی خواه معرفی میکرد و حتا طی مدتی که در آمریکا بود، سعی بر ایجاد ارتباط با کارشناسان مسائل ایران، تاثیر گذاری بر سیاستهای آمریکا در تقابل با ایران و علیه پادشاه ایران می نمود.

چنانکه در گزارش هشتاد و یک صفحه ای سی آی ای که در فروردین ماه 1359 در خصوص روحانیون ایران منتشر شد و درگزارش سال 1387 کتابخانه کارتر، ارتباط خمینی با ایالات متحده افشا شده و این اسناد گویای این مهم است که «ارتباط خمینی با ایالات متحده بیش از آنی است که مطرح بوده و وی حتا در تابستان 1342 نیز با اطلاع از تحت فشار بودن شاه از سوی دولت کندی به عنوان یکی از منتقدان پادشاه ایران، خواستار کمک از واشنگتن شده است».

که بر اساس این اسناد خارج شده از رده بندی محرمانه سی آی ای، در آبان ماه 1342 نیز پس از سخنرانی شدید الحن خمینی علیه اصلاحات شاه و در صدر آن اصلاحات ارضی و حق رای زنان که به شورش پانزده خرداد انجامید، وی در پیامی که به کندی رئیس جمهور آمریکا فرستاد، از او درخواست کمک نمود. و حتا زمانی که واشنگتن نسبت به روابط دوستانه تهران و مسکو ابراز نگرانی کرد، خمینی در پیام خود تلاش کرد تا به دولت آمریکا تفهیم کند که خصومتی با آمریکا ندارد و نه تنها مخالف حضور آمریکا در ایران نیست، که آن را برای مقابله با نفوذ بریتانیا و شوروی ضروری نیز میداند.

و البته بنابر اسناد منتشر شده در دولت جیمی کارتر، وی به واسطه ابراهیم یزدی این پیام ها را به سفارت آمریکا در تهران میرسانده که حتا توسط وی، طی ارسال پیامی محرمانه به ایالات متحده، متذکر شده بود: «جمهوری اسلامی نفت را به روی غرب نخواهد بست و انقلاب را به منطقه صادر نخواهد کرد، با آمریکا رابطه ای دوستانه خواهد داشت و خواهید دید که ما با آمریکا دشمنی نداریم و جمهوری اسلامی بنابر اصول اسلام، چیزی جز حکومتی بشر دوست نخواهد بود و به آرمان صلح میان بشریت کمک خواهد کرد».

اما تمامی این ادعاها نه تنها تحقق نیافت که تنها یک استراتژی برای جذب حمایتهای ایالات متحده جهت سرنگون کردن دولت پهلوی در ایران بود که ارتباطات وی از طریق بهشتی و بازرگان در تهران و نیز ابراهیم یزدی در فرانسه صورت می گرفت و نمایندگان ایالات متحده برای برقراری این ارتباطات نیز دو تن به نامهای «ریچارد کاتن» و «بارن زیبرمن» مشاور سیاسی سفارت آمریکا در پاریس بوده اند.

که در این راستا، مشاور سیاسی سفارت آمریکا در پاریس، درخصوص روابط صمیمانه و نزدیک و همکاری های متداوم روح الله خمینی و ابراهیم یزدی، گفته است: «اولین ملاقاتم را در یک رستوران با نماینده خمینی داشتم که تنها یک نفر بر سر میز نشسته بود و آن ابراهیم یزدی بود که رئیس ستاد خمینی در مذاکرات بود».

وی همچنین اذعان داشته اشت که یزدی از سالها پیش و از طریق ریچارد کاتن افسر عملیاتی سی آی ای که «یکی از مخالفین سرسخت پادشاه ایران بود»، با مقامات آمریکایی در واشنگتن ارتباط داشت.
اما این درحالیست که پس از کلاهبرداری های این مزدور نظام و رهبر اش و بعد از روی کار آمدن انقلاب اسلامی در ایران و به قدرت رسیدن خمینی، نحوه برخورد و ادبیات این بانیان جمهوری اسلامی تغییر کرده و به «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»، تغییر جهت داد که در تمامی این پروسه طی شده، شخص ابراهیم یزدی در کنار خمینی نقشی کلیدی داشته و عامل اجرایی سیاست های وی بوده است.

و این تنها گوشه ای از جنایات و کلاهبرداری های وی از آغاز نهضت اسلامی ملایان در ایران است که بنابر اقتضای شرایط و ایجاب منافع نظام، یک شبه تغییر ماهیت داده و راهبانه قدیس می شوند…!