مارک زاکربرگ گرچه تلاش می‌کند تا جلوی شایعات را بگیرد، اما هر روز بیش‌تر معلوم می‌شود که این میلیاردر و بنیان‌گذار و مدیرعامل فیسبوک، قصد دارد در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ با ترامپ رقابت کند. این هم چند نشانه:

زاکربرگ در ماه آوریل تصریح کرد که ترخیص وی از فیسبوک برای خدمت در دولت را نباید «استعفای داوطلبانه»ی وی از سمت‌اش در فیسبوک تلقی کرد.

این پدر جوان گویی خداناباوری خود را کنار گذاشته و گفته که دین «مهم» است.

در بسیاری از عکس‌های وی، پوشش همیشگی او (تی‌شرت و شلوار جین خاکستری) جای خود را به کت‌شلوار و کراوات داده است.

اما مهم‌تر از همه چالش شخصی‌ای است که وی برای سال ۲۰۱۷ انجام خواهد داد؛ زاکربرگ رسما خود را متعهد کرد تا امسال از همه‌ی پنجاه ایالت آمریکا دیدار کند تا «بیرون برود و با مردم بیش‌تری در خصوص نحوه‌ی زندگی و کار و تفکر درباره‌ی آینده حرف بزند».

وی در فیسبوک خود نوشت «با انجام این چالش، به نظر می‌رسد ما در نقطه‌ی عطفی در تاریخ به سر می‌بریم. دهه‌ها است که فن‌آوری و جهانی‌شدن ما را مولدتر و متصل‌تر کرده. مزایای بسیاری داشته اما برای خیلی از مردم نیز زندگی را چالش‌برانگیزتر ساخته است. که در شکاف و دودستگی عظیمی که من در طول زندگی خویش حس‌اش کرده‌ام، سهیم بوده. ما نیاز داریم راهی پیدا کنیم تا این بازی تغییر کند و همه از آن سود ببرند».

چه رئیس‌جمهوروار!

مارک زاکربرگ بیش از هر کس دیگری در این جهان بر رسانه‌های اجتماعی تسلط دارد. ۱۵۰ میلیون شهروند آمریکایی در فیسبوک صفحه‌ی شخصی دارند. آن‌ها درباره‌ی زندگی شخصی ما همه‌چیز را می‌دانند و محرم اسراری برای شخصی‌ترین مکالمات ما هستند. آن‌ها اخبار کذب و واقعی را تحت کنترل دارند. آن‌ها بر اساس ترجیحات شخصی افراد، اطلاعات و افراد خاصی را به آن‌ها عرضه می‌کنند و مردم را وارد چرخه‌های بازخوردی‌ای می‌کنند که بر شکل‌گیری عقیده تاثیر گذاشته و آن را تشدید می‌کنند.

انتخابات اخیر نگرانی‌هایی را درباره‌ی پدیده‌هایی نظیر اخبار کاذب و صفحه‌های شخصی کاذب برانگیخته است. بسیاری از مردم موفقیت ترامپ را در استفاده‌ی زیرکانه‌ی وی از رسانه‌های اجتماعی می‌دانند. رئیس‌جمهور قطعا قدرت رسانه‌های اجتماعی را می‌فهمد و آن را به نحو کارآیی مورد استفاده قرار می‌دهد. اما او کنترلی بر آن رسانه‌ها ندارد. فیسبوک و گوگل و توئیتر هستند که رسانه‌های اجتماعی را کنترل می‌کنند.

حالا بیایید برای یک لحظه تصور کنیم که مارک زاکربرگ تصمیم گرفته تا در انتخابات ۲۰۲۰ شرکت کند. چه چیزی مانع از وی خواهد شد تا از فیسبوک، این ابزار همه‌جا-حاضری که او ایجادش کرده، برای تاثیرگذاشتن بر نحوه‌ی درک مردم آمریکا از واقعیت و پیشبرد کارزار انتخاباتی خویش استفاده نکند؟

رسانه‌های اجتماعی تاثیر زیان‌باری بر جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم دارند. کودکان از قلدری اینترنتی و شرمساری و تنهایی و افسردگی رنج می‌برند. تهییج‌گری مروج فرهنگ نفرت و خشونت شده. وحشت جهادی‌ها مثل شعله‌ی آتش به همه‌جا سرایت کرده. چرخه‌های بازخوردی موجب دوقطبی‌شدن می‌شوند. اخبار کاذب حقیقت را پنهان می‌سازند.

کشورهای مدرن هر سال میلیاردها دلار صرف خود-تنظیمی و سیاست‌گذاری می‌کنند تا از شهروندان خود محافظت کنند. تقریبا همه‌ی حوزه‌های مهم زندگی عمومی ما نظیر امور مالی، حمل و نقل، ارتباطات، خبرپراکنی، مراقبت‌های بهداشتی، و غذا دستخوش این تنظیم‌گری شده است. با این همه، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی هم‌چنان از نظارت دولت آزاد و رها هستند.

سال گذشته، تروریست‌های جهادی‌ که در رسانه‌های اجتماعی بنیان‌گرا شده بودند، پدرم، ریچارد لاکین را با خشونت تمام به قتل رساندند. من کمی پس از این حمله، نامه‌ای به مارک زاکربرگ نوشتم و از وی خواستم تا مسؤولیت محدودسازی این پدیده‌ی خطرناک را بر عهده بگیرد. نامه‌ی من مثل نامه‌ی بسیاری دیگر، مورد بی‌توجهی قرار گرفت. فیسبوک و دیگر رفقا در «سیلیکون-ولی» همواره ثابت کرده‌اند که بیش‌تر نگران سود و زیان هستند تا خیری بزرگ‌تر. آن‌ها درباره‌ی ایجاد جهانی کامل و سالم حرف‌های گنده‌گنده می‌زنند اما چشم‌شان را بر گسترش شر می‌بندند؛ که با قلدری‌های اینترنتی و اخبار کاذب و نفرت‌پراکنی و تروریسمی که به راه انداخته، میلیاردها دلار سود داشته است. زمان آن رسیده که مداخله کنیم.

«رودی جولیانی» اخیرا به سمت مشاور امنیت سایبری ترامپ منصوب شده است؛ که شاید مهم‌ترین منصب در دولت جدید باشد. جولیانی، بیش از دیگران، بر چشم‌انداز جهان در ۲۰۲۰ و رئیس‌جمهور آینده تاثیرگذار خواهد بود.