چرا لیبرال های اسرائیلی نتوانستند از راننده کامیونی که در حیاط خانه اش به یک سارق مسلح شلیک کرده، دفاع کنند؟ متاسفانه ایده های گستاخانه درباره «حقوق» و بی-تفاوتی نسبت به ترس های امنیتی اسرائیلی ها هستند که احتمالا چپ را از قدرت بیرون نگه داشته است. اگر اردوگاه صلح اسرائیل می خواهد حاکم شود، باید علیه جرم و جنایات برخورد قاطع داشته باشد.

داستان اخیر بیت العزاری، مزرعه اشتراکی در مرکز اسرائیل، آسیب فراگیر اجتماعی را اندکی روشن می سازد. سر و صدای غریبی در ساعات اولیه صبح، یک راننده کامیون را از خواب بیدار می کند. این راننده، مانند همسایگان خویش، در مسیر اعصاب-خردکن سرقت های مسلحانه و خانه-دزدی ها و دزدی از محصولات کشاورزی زندگی می کند. روستانشین های اسرائیلی، که بسیاری با شرایط مضر بازار دست و پنجه نرم می کنند، در معرض خطر همیشگی جرایم املاک قرار دارند. حیوان های اهلی آب‌پز می شوند، به سگ ها زهر خورانده می شود، ابزار قیمتی و وسایل نقلیه ناپدید می شوند، که اغلب نیز این مردم را به ورطه ورشکستگی و نابودی اقتصادی می کشاند.

بدتر از همه این که بسیاری از این سارقین خشن و خطرناک نیز هستند. وقتی یکی از سه سارق، راننده کامیون را با میله آهنی تهدید کرد، طبیعی است که وی نگران جان خود و خانواده اش باشد. پس به سارق شلیک کرد، و سارق نیز از شدت جراحات درگذشت. راننده کامیون هنوز تحت بازداشت خانگی است، گرچه هنوز معلوم نیست چه اتهاماتی به وی وارد شده است. قانون درومی، مصوب سال ۲۰۰۸، به شهروندان اجازه می دهد تا در شرایط خاص علیه سارقین و متجاوزین از اسلحه گرم استفاده کنند «مگر این که هیچگونه نیازی به این اقدام نباشد». هنوز معلوم نشده که اقدام راننده کامیون در این چارچوب می گنجد یا نه.

با این همه، واکنش عمومی و سیاسی به این پرونده، آسیب های اساسی تری را افشا می سازد، به-ویژه آسیب هایی درباره جناح لیبرال و چپ سیاست اسرائیل. تعجبی ندارد که اکثر کسانی که از راننده کامیون دفاع کردند، اعضای کنست و کوشندگان جناح راست بودند. سیاستمداران چپ و لیبرال عمدتا ساکت ماندند، انگار جهنمی که کشاورزان اسرائیلی در آن زندگی می کنند به آنها هیچ ربطی ندارد.

در واقع این سکوت یک پیشرفت است. در پرونده درومی در ۲۰۰۷ (پیش-درآمدی به قانون درومی)، سیاستمداران لیبرال اسرائیلی، کشاورزی که به سارق شلیک کرده بود را قویا محکوم کرده و با لایحه درومی مخالفت نمودند. «زاهاوا گال-اون»، نماینده حزب (چپگرای) «مرتص» در کنست، گفت «درست نیست که کنست موافق کشتن سارقین باشد. [چنین حرفی] یعنی مجازات مرگ برای جرایم املاکی». «داو حانین»، نماینده حزب سوسیالیست هاداش [یا الجبهه] در کنست، که بخشی از فهرست متحد عربی است، گفت «این قانون، قانون جنوب وحشی است؛ جواز قتل است». حتی امروزه نیز می توان انتظار چنین واکنشی را داشت. ساپیر سلوزکر-عمران (کنشگر)، در «سیخا مکومیت»، شاخه عبری سایت انگلیسی +972 و یکی از منابع اصلی چپ تندرو، از این راننده کامیون و حامیان وی انتقاد کرد. وی نوشت «وقتی حق مالکیت مهمتر از حق زندگی می شود، من نمی توانم ساکت بنشینم».

اما املاک این کشاورزان و رانندگان کامیون و صاحبان مشاغل کوچک، زندگی آنهاست. خسارت به املاک مردمی که در حاشیه زندگی می کنند و این املاک را با عرق جبین به دست آورده اند، می تواند زندگی آنها را کاملا نابود کند. مقاله سلوزکر-عمران، که بازتاب-دهنده تأکید مشترک لیبرال ها بر «حقوق مظنونین» و «حقوق زندانیان» و بهزیستی سارقین مسلح است، به معنای طرد مردان و زنان قانون‌مدار است. این همانا داستان تلخ چپ اسرائیل است. حتی اگر چپ، سیاست های خوبی هم داشته باشد، که اغلب دارد، و حتی اگر نقدهای آن علیه تشکیلات حاکم نیز درست باشد، که اغلب درست هستند، اما تعداد کمی از مردم مایل اند قدرت سیاسی را به کسانی بسپارند که به ترس های امنیتی شهروندان یقه‌آبی اسرائیل بی‌تفاوت اند.

به راستی نیز، ظن رایج نسبت به چپ، محصول مخالفت این جناح با اشغالگری اسرائیل نیست. طبق نظرسنجی ها، اکثر اسرائیلی ها از یک نوع مصالحه اراضی با فلسطینیان دفاع می کنند. بل، این ظن بر این باور بنا شده که سیاستمداران لیبرال با ترس های امنیتی افراد عادی بیگانه هستند، خواه این مردم عادی کشاورزانی باشند که علیه دزدی مبارزه می کنند، خواه آنهایی که از تروریسم فلسطینی هراس دارند؛ که آنها ایده های گستاخانه گفتمان حقوق بشر را به ملاحظات امنیت شخصی و کشوری ترجیح می دهند؛ که «نرمی» چپ ها آنها را برای حاکمیت بر کشوری که همسایگان قدرقدرتی در خاورمیانه دارد، نالایق می سازد. و اگر چپ ها قصد دارند مردم اسرائیل را متقاعد کنند که خطرات امنیتی را به جان بخرند (و ترک کرانه باختری یک خطر امنیتی است)، شهروندان یقین پیدا می کنند که چپ نیز آماده است تا در صورت بروز مشکل، از خشونت استفاده کند.

چپ برای جایگزینی دولت ظاهرا ازلی راست ملی‌گرا، مجبور نیست ایده های خود را کنار بگذارد؛ ایده هایی نظیر مبارزه علیه اشغالگری و حقوق اقلیت ها. چیزی که چپ باید کنار بگذارد، بی-میلی تقریبا غریزی چپ به خشونت حفاظتی است. حادثه بیت العزاری، فرصتی برای چپ اسرائیل فراهم کرد تا نشان دهد که ماهیت منطقه خشنی که ما در آن زندگی می کنیم را می فهمد. متأسفانه، فرصت را از دست داد.