به دنبال دخالت ایران به وسیله ی نظامیان این کشور که در کنار ارتش سوریه در این جنگ داخلی مشارکت داشته اند و شمار این افراد پس از سه سال حضور در کنار نیروهای کشور متحد خود سوریه، تاکنون به ۲۰۰۰ تن رسیده است، هر روز شاهد افزایش شمار تلفات نظامیان ایران در این جنگ هستیم.

جمهوری اسلامی از ابتدا دخالت خود در جنگ داخلی سوریه را تکذیب کرد و همچنان هم به این روند ادامه می دهد و حضور نیروهای خود در جنگ سوریه را تنها ارائه ی مشاوره نظامی به آن کشور عنوان می کند، گو اینکه اگر نگاهی به آمار و اخبار بیاندازیم مشهود است که تعداد زیادی از نظامیان ایران که به سوریه فرستاده شده اند طی مشارکت در جنگ و مبارزه با نیروهای مخالف بشار اسد به هلاکت رسیده اند. و این در حالی ست که شمار بیشترین کشته شدگان در این جنگ شامل نظامیانی بوده است که دارای درجاتی بالا بوده اند و به طور قطع می بایست برای ارتش ایران مهره هایی کلیدی و مهم باشند که طی سالها آموزش دیده و هزینه های هنگفتی صرف آنها شده است تا قوای نظامی ایران را به هنگام جنگ با هر کشوری و برای دفاع از مرزهای خود افزایش دهد.
اما سوال اینجاست که چرا دولت جمهوری اسلامی در کنار هزینه های گزافی که برای حفظ بقای خود به دول مختلف پرداخت میکند از جان نظامیان خود نیز در این زمینه مایه میگذارد؟ آیا پرداخت این هزینه ها یا به قولی رشوه ها و کمک های مالی به دول اسلامی برای حفظ بقای وی کافی نیست که حال ارتش کشورش را که بر اساس آمار، بیشترین بودجه کشور صرف رسیدگی و افزایش قدرت آن میشود را نیز در طبق اخلاص گذاشته و برای کمک به دولت سوریه، به بشار اسد پیشکش میکند…؟!

واضح است که دولت ایران، بشار اسد را رها نخواهد کرد چون نمی خواهد حکومتی متشکل از سنیان هوادار عربستان سعودی در این کشور تشکیل شود. در واقع جمهوری اسلامی از منافع استراتژیک خود نه تنها در سوریه، که در هواداری از متحدش حزب الله لبنان و رژیم شیعه در عراق نیز دفاع می کند و دیگر این که عراق منطقه ی حائلی برای جمهوری اسلامی جهت جلوگیری از پیشرفت داعش به شمار می آید. از سوی دیگر جمهوری اسلامی توانسته طی این سالها روابط نزدیکی با شماری از نظامیان و مقامات امنیتی سوری برقرار کند. بنابراین، دولت ایران خواهد توانست در صورت لزوم و در دوران گذار، جانشینی برای بشار اسد بیابد که شاید روزی، (آنهم در صورت بُرد) و ماندگاری بر مسند قدرت، از وی در برابر حملات احتمالی مخالفین حمایت کند.

اما از سویی دیگر شاهد کمک های نظامی دولت روسیه به مخالفان اسد در سوریه نیز هستیم و این در حالی ست که جمهوری اسلامی با تمام قوا از دولت سوریه پشتیبانی می کند و این امر خواسته یا ناخواسته باعث رویارویی دو کشوری می شود که از قبال هم منافع چشم گیری حاصل میکنند… دولت روسیه طی سالهای پس از انقلاب آشکارا از دولت ایران حمایت کرده و میکند، اما زمانی که در این جنگ به بن بست اختلاف برسند، جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین حامیانش را نیز در پی این جاه طلبی از دست خواهد داد و آنوقت است که متحمل هزینه های گزاف تری می شود.

دولت جمهوری اسلامی همچنان مدعی ست که برای فرستادن شمار بیشتری نیرو به منجلاب سوریه آمادگی دارد، ولو این که در این جنگ متحمل قربانیان بیشتری شود…! اما مسئله این است که چگونه و بر چه اساسی چنین ادعایی را مطرح می کند، آنهم کشوری که با مانورهای بلند پروازانه ی سیاسی خود و اختلافات مکرر اش در رایزنی های سیاسی با کشورهای دیگر و مرگ بر این و آن گفتن هر روز دچار معضلات بیشتری شده و به سبب اعمالش بر شمار دشمنانش نیز افزوده می شود.

حال این نکته حائز اهمیت است که اگر بر اساس ادامه ی همین رویه و دشمنی هرچه بیشتر با کشورهای غیر مسلمان و همدستی با حکومت ها ی اسلامی، به بن بستی به نام جنگ نظامی برسد، چه خواهد کرد زمانی که دیگر حتا رشوه هم کار ساز نباشد و مجبور به مقابله ی نظامی گردد؟

چرا که به طور قطع هر منبعی انتهایی دارد و هر عملی عکس العمل خاص خود را در پی خواهد داشت، اما با این رویه که دولت جمهوری اسلامی در پیش گرفته و از مال و جان و قدرت و اعتبار کشور ایران و مردمش نهایت بهره را به نفع خود و برای حفظ بقایش می برد، تنها به دو نتیجه میتوان رسید… اینکه سران کشور یا دچار توهم قدرت مضاعف شده اند و یا بنا بر تفکرات خرافی اسلام گرایانه ی خود چشم به دستی دوخته اند که از آسمان امداد رسانی کند…!