دوشنبه‌ی این هفته را می‌توان نقطه‌ی عطفی در تاریخ اسرائیل دانست. این روز را در تاریخ به نام روزی بیاد خواهند آورد که جنبش صیونیسم، یا قوانین اسرائیلی، با قرن‌ها همقدمی با سنت و آیین که قائل به رعایت اخلاق و وجدان در تأسیس سرزمین اسرائیل بوده است، فاصله گرفت. یهودیان، در برگشت به اسرائیل احساس عمیق تعلق داشتند، و به سرزمینی بازمی‌گشتند که دوهزار سال پیش، از آن تبعید شده بودند. حس برآورده شدن وعده‌ی الهی، نیم قرن پیش، هنگامی که بخش های بزرگی از سرزمین مقدس اسرائیل از جمله اماکن مقدس اورشلیم تحت کنترل اسرائیل در آمد،‌ شدت یافت. با این وجود، علیرغم حس عمیق پیوند، تعلق، و رضایت از وعده‌ی الهی، این طرح مشترک بازگشت به خانه تحت چارچوب‌های اخلاق جهانی صورت گرفت. مردم زمین خریدند، زمین را تصرف نکردند. راو کوک، رهبر ایدئولوژیک جنبش مهاجرت معاصر، بر این واقعیت تأکید کرد که اگر در کتاب مقدس به پیوند با این سرزمین اشاره شده است، ما همچنان می‌کوشیم تا روند معمول اخلاقی را دنیال کنیم و زمین را خریداری کنیم.

فروش زمین، با رضایت صاحب آن، پیامی است که در داستان ایلیای نبی و اخاب پادشاه در کتاب مقدس به ما منتقل شده است.

«پس از چندی، ماجرایی روی داد در رابطه با باغ انگوری متعلق به نابوت یزرعیلی. باغ انگور در یزرعیل بود، نزدیک به قصر پادشاه اخاب از سامره.

۲. اخاب به نابوت گفت «بگذار من از باغ تو برای سبزی‌کاری استفاده کنم، زیرا به قصر من نزدیک است. در مقابل به تو باغ انگوری بهتری می‌دهم یا اگر بخواهی به جای آن مبلغی در ازای آن می‌پردازم».
۳. اما نابوت گفت «خداوند نبخشد مرا اگر باغ اجدادی خود را به تو بدهم».
۴. پس اخاب به خانه رفت، افسرده و عصبانی زیرا نابوت یزرعیلی به او گفته بود «من ارث اجداد خود را به تو نمی‌دهم». روی تخت خود دراز کشید افسرده و از خوردن امتناع کرد.
۵. همسر وی ایزابل آمد و از او پرسید «چرا افسرده‌ای؟ چرا غذا نمی‌خوری؟»
۶. به او گفت «چون به نابوت یزرعیلی گفت باغ انگور خود را به من بفروش، یا اگر می‌خواهی من به تو باغ انگور دیگری به جای آن می‌دهم». اما او گفت «من باغ انگور اجدادی خود را به تو نمی‌دهم».
۷. همسر وی ایزابل گفت «این آن گونه‌است که تو به عنوان پادشاه اسرائیل رفتار می‌کنی؟ بلند شو و غذایت را بخور! شاد باش! من باغ انگور یزرعیلی را برایت می‌گیرم».

و داستان به زیر پا گذاشتن عدالت و مقابله با ایلیای نبی می‌رسد. ایلیا می‌گوید اخاب در پیشگاه خداوند شرارت کرده است. (۱ شاهان ۲۱)

عقیده‌ی خاخامی درباره‌ی «مقررات»

پس از نیم قرن از تفرقه‌ی مدام – نظامی، مدنی، حقوقی، بین‌المللی – ما همچنان برای حضور خود در یهودیه و سامره هزینه می‌دهیم، و نزدیک به یک قرن است که برای حضور در سرزمین اسرائیل هزینه می‌دهیم. وقایع اخیر در آمونا، هرچقدر هم دردناک باشند، به روشنی نشان می‌دهد چگونه تلاش دائم برای بقا ما را به تصمیماتی می‌کشاند که ده‌ها سال پیش غیرقابل باور می‌بودند.

آدم می‌تواند این روند را درک کند. آدم می‌تواند درک چرا سیاستمداران می‌بایست به برخی راه‌حل‌های حقوقی پافشاری کنند. آدم می‌تواند درک کند چرا بعضی تصمیم‌ها مطرح شده‌اند. اما آدم نمی‌تواند درک کند چگونه رهبری مذهبی یهودی در مقابل چنین مسأله‌ای ساکت مانده است.

رأی به اجرای این لایحه با حمایت اعضای مذهبی کنست به تصویب رسید. بنابرین روشن است که حضور دیدگاه مذهب در این قانون چه تأثیری دارد. من به شدت از آنچه به نظر من سقوط اخلاقی و سقوط رهبری مذهبی است، می‌خواهم به حضور صداهای مذهبی در قانون اخیر اشاره کنم که به آسانی در اینترنت قابل دستیابی‌اند. اینهاست آنچه به دست آوردم:‌

رهبر راست‌کیش افراطی لیتوانی، خاخام اشتینمن، با لایحه مخالفت کرد. به همین خاطر، دو اعضای «کنست» در مراحل اولیه علیه آن رأی دادند (اعضای کنست «گفنی» و «مکلس»). خاخام اشتینمن هم اکنون در بیمارستان است، و برای طول عمر او که اکنون ۱۰۴ سال است، دعا شده است. اعضای کنست که پیش از این علیه آن رأی داده بودند، دوشنبه در تأیید آن رأی دادند.

تنها صداهایی که به آسانی به چشم می‌آیند از آن خاخام‌های جناح راست‌اند که از این لایحه حمایت کرده‌اند. دلایل اصلی هم برمی‌گردد به کتاب مقدس و حس تملک بر این سرزمین، فراتر از هرگونه ادعای شخصی که از سوی صاحبان عرب آن مطرح شده است. به عبارت دیگر، اخلاقیات روزمره، و نیاز به ترجمه‌ی صیونیسم به استانداردهای سیاسی و اخلاقی معمول جای خود را به وعده‌های کتاب مقدس و حسی از حق‌به‌جانبی داده است که ما را فراتر از اخلاقیات جاری قرار می‌دهد. (یک استثنای جالب خاخام اسرائیل روزن است، که بر اساس اصول حالاخیک استرداد در مواردی که اشتباهی روی داده، عطف به ماسبق می‌کند و نه عطف به حقوق بنیادینی که ما ممکن است دارا باشیم.)

خاخامیت مرکزی سکوت کرده است.

جهان راست‌کیش و راست‌کیش افراطی سرگرم جنگ با جنبش اصلاحات‌، و رهبری مذهبی زنان، موارد بی اهمیت سیاسی، و به خصوص جنگ مدام علیه «آسیب‌های اینترنت»، و به عبارت دیگر، تلفن‌های هوشمند و دسترسی آزاد به اینترنت هستند. به نظر می‌آید که اهمیت مسأله‌ای اخلاقی به این اهمیت که در مقابل اسرائیل است، گذشته از جنجال عمومی در صحنه‌ی جهانی، از دغدغه‌های مذهبی نیستند.

صدای خاخامیت یهودی سراسر جهان به نظر می‌رسد نظری در باره‌ی این مسأله ندارد.
تنها عکس‌العمل خاخامی اخیر که عقیده داشت این قانون مشکلدار است، خاخام الیاهو زینی است. اگرچه خاخام زینی با جناح راست نزدیکی دارد، و آماده است که دلایلی بر اساس کتاب مقدس به دست بدهد، اذعان می‌کند که این قانون مشکلدار است و متأسف است که با خاخام‌ها در این باره مشورت نشده است.

لایحه «مقررات» و وجدان

و اینهمه به من چه چیزی را می‌گوید؟

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید

http://blogs.timesofisrael.com/the-thundering-silence-of-religious-leadership/