تقریبأ دو ماه پیش مدیر مدرسه هنری که من و چند تن دیگر از دوستانم در ساعات بعد از ظهر آموزش دو نوع رقص کلاسیک و جاز می پردازیم اعلام کرد که مدرسه و خصوصأ گروه ما این افتخار را پیدا کرده که در اجرای چند برنامه هنری در شب هفتادمین سالگرد استقلال اسرائیل در تپه هرتصل در اورشلیم در حضور نخست وزیر و تمام وزیران و وکلای مجلس و بسیاری دیگر از دیپلمات‌های اسرائیلی و خارجی سهمی داشته باشیم.

بدلیل اینکه من امسال سال آخر دوره آموزشی راهنمایی تحصیل میکنم و فشار درس و امتحان زیاد است از مدیر در خواست کردم که روی این مسئله فکر بکنم.

در میز شام خانوادگی این موضوع را با والدینم و سایر اهل خانواده در میان گذاشتم و از تردید و دلهره خودم با آنها صحبت کردم. همه یک صدا مرا تشویق به این امر کردند و تاکید کردند که این افتخاری است که نصیب من شده و نباید از آن صرف نظر کنم.

مادرم بیش از همه در شرکت من در این جشن بزرگ اصرار کرد و با یادآوری تمام داستان‌هایی که در مورد پدر بزرگم یوسف شالوم در گذشته برایم تعریف کرده بود پرداخت و توجیح کرد که این میتواند افتخار بزرگی برای خانواده و شادی روح پدر بزرگ باشد.

دانیئل متحده (در وسط) در مراسم هفتادمین سالگرد استقلال کشور اسرائیل در اورشلیم (عکس: یاسمین شالوم متحده)

دانیئل متحده (در وسط) در مراسم هفتادمین سالگرد استقلال کشور اسرائیل در اورشلیم (عکس: یاسمین شالوم متحده)

مادرم در هر فرصتی از پدر بزرگم که در ایران زندگی میکرد سخن میگوید. از حب اسرائیل دوستی و فداکاری هایی که دور از کشور اسرائیل برای فرستادن مهاجران به اسرائیل میکرد، افتخار دیدن ایشان را نداشتم ولی با تعریف‌های مادرم از پدر بزرگم احساس میکنم که او را دیده‌ام و بخوبی میشناسم.

مادرم برای تشویق من برای شرکت در این برنامه گفت: مطمئنأ روح پدر بزرگ در فراز تپه هرتصل خواهد بود و او از دیدن تو در حال اجرای برنامه بسیار شاد خواهد شد.

یک هفته بعد از آن شروع به تمرین کردیم و هفته ای چند بار تا پاسی از شب به تمرین و آمادگی پرداختیم.

دانیئل متحده در مراسم هفتادمین سالگرد استقلال کشور اسرائیل در اورشلیم (عکس: یاسمین شالوم متحده)

از خداوند سپاسگزارم که این موقعیت را نصیب من و دوستانم کرد که در این شب پر افتخار و هیجان در برنامه هنری سهمی داشته باشیم.

با وجود ساعات متمادی که برای آمادگی و تمرین در مدرسه هنری بسر بردیم و از گردش و برای تفریح معمولی روزانه با دوستان و همکلاسی های خودم وقت آزادی نداشتم ولی از این دوران خاطرات بسیار شیرینی برایم بجا مانده است. در این مدت دوستان جدیدی پیدا کردم ولی حیف که اینقدر زود پایان یافت. حاضرم یکماه به عقب برگردم و دوباره همه را از نو شروع بکنم.