در ماه‌های گذشته، در حالی که رسانه‌های غربی با آخرین‌ توئیت‌های پرزیدنت دونالد ترامپ سرگرم بودند، در خاورمیانه‌ تحولات ناخوشایندی بروز می‌کرد. ابرهای طوفان‌خیز در آسمان اسرائیل گرد‌ آمدند که روزی خطری بزرگ برای امنیت اسرائیل خواهند بود.

حسن نصرالله رهبر حزب‌الله در سخنرانی ماه ژوئن خود هشدار داد که جنگ آینده با اسرائيل «… ممکن است راه را برای هزارها، هزارهزارها رزمنده از تمام جهان عرب و اسلام باز کند – از عراق، یمن، ایران، افغانستان، پاکستان».

نصرالله توهم نزده بود.

در سال‌های اخیر، سردار قاسم سلیمانی معروف، فرمانده لشکر قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در خفا مشغول ایجاد راهرویی زمینی از تهران به مدیترانه بوده است. اولین مرحله‌ی پروژه‌ی او سر پا نگهداشتن رژیم ظالم دیکتاتور سوریه بشار الاسد است.

از ۲۰۱۱ که جنگ داخلی سوریه آغاز شد، ایران مبالغ هنگفتی به رژیم اسد کمک کرده،‌ محموله‌‌های پایان ناپذیر تسلیحاتی و ده‌ها هزار رزمنده از سپاه پاسداران و از میان دست‌ نشانده‌های سرسپرده‌اش، حزب‌الله به این کشور روانه کرده است. علاوه بر آن، هزاران تن از شبه‌نظامیان وفادار شیعه‌ را از عراق، افغانستان، و دیگر جاها به سوریه فرستاده است. به لطف قدرت نیروی هوایی روسیه که اخیرا به این جمع اضافه شد، پایه‌های آینده‌ی حکومت بشار اسد اکنون مستحکم است.

با این حال، سوریه‌ی جدید در اساس تحت حمایت ایران خواهد بود. و این بدان معنا است که ایران سه کشور عرب را تحت نفوذ خود خواهد داشت: عراق، سوریه، و لبنان. چنین پیامدی چهره‌ی خاورمیانه را دچار تغییر خواهد کرد.

همانگونه که خبرنگار باسابقه، «دکتسر فیلکینز» در «نیویورکر» نوشت، «این تغییر، بالقوه، چشمگیر است، زیرا برای اولین بار، یک خط زمینی، رشته‌ای از متحدان ایران، از جمله حزب‌الله در لبنان؛ رژیم اسد در سوریه؛ و دولت دست‌نشانده‌ی ایران در عراق. این متحدان هلال شیعه را تشکیل می‌دهند، حلقه‌ی متنفذ ایران در منطقه‌ای تحت تسلط مسلمانان سنی».

پیامد آن برای اسرائیل بسیار جدی است.

از سر اتفاق نیست که در چند ماه گذشته شاهد تحولات نگران کننده‌ی بیشتری بوده‌ایم که عاقبت‌شان به این ترتیب معلوم است. ایران در حال ساختن کارخانه‌های تولید موشک‌های دور برد در لبنان و سوریه بوده است. شکی نیست که هدف این موشک‌ها اسرائیل است.

از جنگ ۲۰۰۶ لبنان به این سو، ایران زرادخانه‌ی حزب‌الله را با بیش از ۱۲۰هزار راکت و موشک پر کرده است. از آنجایی که حز‌ب‌الله خود دارای زرادخانه‌ای عظیم راکت است، سوالی که می‌بایست پرسید این است که : اکنون ایران چه در سر دارد؟

در ماه ژوئیه، ژنرال گادی آیزنکوت رئیس ستاد نیروی دفاعی اسرائیل به کمیته‌ی کنست گفت دلیل ایجاد این کارخانه‌ها ارتقای برد و دقت زرادخانه‌ی حزب‌الله است. همزمان، وجود این کارخانه‌ها در لبنان و سوریه نیاز به ایران برای انتقال این موشک‌ها از راه‌‌ زمینی را افزایش می‌دهد زیرا محموله‌های آنها معمولا هدف حمله‌ی نیروی هوایی اسرائیل قرار می‌گیرد.

علاوه بر این، اسرائیل پیش از این از «مناطق آتش‌بس» مورد توافق ایالات متحده و روسیه در جنوب غربی سوریه ابراز نگرانی کرده است. این مناطق به ایران و عمال‌اش اجازه‌ی حضور دائمی در نزدیک مرز اسرائیل خواهد داد.

نیاز به تخیل قوی ندارد تا مجسم کنیم در سال‌های آینده اسرائیل چگونه در تله‌ی مخامصمات حزب‌الله لبنان از یک‌سو، و از سوی دیگر در جبهه‌ی بلندی جولان در مرزهای سوریه گرفتار خواهد آمد.

در آن زمان، اسرائیل تنها با رزمنده‌های حزب‌الله رو در رو نخواهد بود، بلکه با هزاران شبه‌نظامی شیعه از سرتاسر خاورمیانه که حسن نصرالله در سخنرانی ماه ژوئن خویش اشاره کرده بود، نیز مواجه خواهد بود. این رزمنده‌ها را می‌توان به آسانی از خط زمینی تازه که تحت کنترل ایران است، به سوریه و لبنان منتقل کرد. این نیروی بالقوه از زرادخانه‌ای با ۱۲۰هزار راکت که شمار زیادی دارای دقت زیادند و موشک‌های دوربرد که می‌توانند هر هدفی در اسرائیل را بزنند، تغذیه خواهد شد.

علاوه بر خطر جنگ در دو جبهه در مرز شمالی اسرائيل، همیشه احتمال بروز جبهه‌ی سومی با حماس در غزه، که آنهم تحت حمایت ایران است، موجود است.

نگرانی‌های اسرائيل اخیرا از سوی هیأتی بلندپایه از مقامات امنیتی اسرائیل به اطلاع واشنگتن رسید. این هیأت شامل یوسی کوهن رئیس موساد و ژنرال هرزی حالوی رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل نیز می‌شد.

به گفته‌ی رونان برگمان خبرنگار، در جلسه‌ای با شورای امنیت ملی، هیأت اسرائيل به همتاهای آمریکایی خود گفتند «ما با این شتاب آمدیم که بگوییم نیروهای حزب‌آلله، ایران، و سوریه دست بکار شده‌اند؛ که توضیح بدهیم آنجا دقیقا چه می‌گذرد؛ اگر تغییر چشمگیری در مواضع شما (ایالات متحده) ایجاد نشود، اگر اقدام مداخله‌ی بیشتر، شدیدتر، و خشن‌تر نکنید، خاورمیانه را زیر سایه‌ی روس‌ها، به ایرانی‌ها وانهاده‌اید».

جامعه‌ی جهانی می‌بایست یقه‌ی ایران را بگیرد، نه تنها برای رعایت مفاد قرارداد هسته‌ای، بلکه برای رعایت هنجارهای رفتار بین‌المللی. ملت‌های معمولی برای سازمان‌های تروریستی کارخانه‌ی تولید راکت تأسیس نمی‌کنند.

در صورتی که ایالات متحده، اروپا، و جامعه‌ی جهانی از خواب بیدار نشود و به خطر اقدامات بدنهاد ایران در عراق، لبنان، و سوریه توجه نکند، اسرائیل برای مقابله با پیامدهای طوفانی که پشت مرزهای شمالی آن برخاسته، یکه خواهد ماند.