«نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به عنوان یکی از قدرت های نظامی ایران در فراسوی مرزها شناخته شده است. نیروهایی تهاجمی که جمهوری اسلامی آن ها را برای پیشبرد منافع خود در سراسر جهان، در خدمت گرفته است، و اکنون فرماندهی آن را «قاسم سلیمانی» برعهده دارد. سلیمانی در سال های اخیر با حضور در سوریه و عراق بیشتر شناخته شده است. فرمانده قسی القلبی که در کشتار هزاران کودک سوری عاملیت مستقیم دارد. اما علاوه بر سوریه و عراق، نیروی قدس قابلیت عملیاتی خود را تا آمریکای لاتین – و به ویژه ونزوئلا – نیز کشانده است و بدیهی ست که قاره آفریقا نیز یکی از حوزه هایی باشد که سپاه قدس سعی بر حضور عملیاتی در آن داشته باشد. در این مجال به چگونگی حضور نیروهای نظامی – عملیاتی جمهوری اسلامی در سال های اخیر، در سه کشور آفریقایی نیجریه، کنیا و سودان می پردازیم.

نیجریه

در سال 2010 نیروهای امنیتی نیجریه محموله ای متعلق به ایران شامل راکت انداز، نارنجک و موشک هائی را کشف کردند، که ناقض تحریم های سازمان ملل متحد بود؛ چه آنکه سازمان ملل پیش از آن، ایران را از انتقال تسلیحاتی منع کرده بود.

در ارتباط با کشف چنین محموله ای، دو افسر نیروی قدس سپاه پاسداران و سه نیروی نیجریه ای دستگیر شدند. اما فرمانده نیروی قدس سپاه در آفریقا، «سید اکبر طباطبایی» که عامل اصلی و پشت پرده این قضیه بود در سفارت ایران در نیجریه پنهان شد و از آنجا به تهران گریخت. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، شرکت بازرگانی «بهینه»، از شرکت های متعلق به سپاه پاسداران، منتقل کننده این تسلیحات بود. مقصد نهایی این محموله گامبیا در غرب آفریقا بود؛ جایی که شورشیان ضد سنگال فعالیت دارند.

در فوریه 2013 نیز مقامات نیجریه ای یک فعال اسلامگرای نیجریه ای به نام «عبدالله مصطفی برند» که در ایران آموزش تسلیحانی دیده بود، را به همراه دو تن دیگر دستگیر کردند. آنها به اتهام، برنامه ریزی برای حمله به، بزرگترین شهرستان این کشور، حمله به دفاتر USAID (نهاد امدادی متعلق به آمریکا) و مراکز اقتصادی – فرهنگی متعلق به اسرائیل دستگیر شدند. عبدالله مصطفی که در سال 2006 به ایران سفر کرد و در یک دانشگاه اسلامی تحصیل کرد، در سال 2011 برای مقاصد تروریستی به نیجریه بازگشت. او در دادگاه به همکاری با نیروهای ایرانی اعتراف کرد.

بر اساس گزارش «بلومبرگ»، حمله به هتلی که در آن آمریکایی ها، اسرائیلی ها و رهبران نیجریه ای مانند «ابراهیم بابانگیدا» – رهبر مذهبی سابق سنی – «ابراهیم داسوکی» – از رهبران سابق مسلمانان در شمال نیجریه – و سفیر عربستان در نیجریه، در آن حضور داشتند، نیز جزو لیست حملات آنها بوده است.

کنیا

دسامبر سال گذشته، دو ایرانی و راننده کنیایی آنها در حالی که در ماشین سفارت ایران در نایروبی در حال فیلم برداری از سفارت اسرائیل بودند، دستگیر شدند. اتهام آنها جمع آوری اطلاعات به منظور اقدامات تروریستی بود. سفارت ایران در کنیا از توضیح در قبال این دو نفر سر باز زد. این دو فرد «سید نصرالله ابراهیمی» و «عبدالحسین قلی صفایی» نام داشتند. وکیل مدافع آنها به رویترز گفته بود: «موکلین من اصرار دارند که بیگناه هستند، اما واحد پلیس ضد تروریسم کنیا آنها را برای بازجویی های بیشتر بازداشت کرده است.»

دو شهروند ایرانی و «موسِس کیها مبوگا» – همراه کنیایی آنان – که در نایروبی بازداشت شدند، قبل از دستگیری برای دیدن «احمد محمد» و «سید موسوی» که به جرم نگهداری مواد منفجره به 15 سال زندان محکوم شدند، به زندان نایروبی رفته بودند. دو ایرانی که در سال 2013 دادگاهی در کنیا آن ها را به اتهامات تروریستی مانند داشتن مواد منفجره به 15 سال حبس محکوم کرده بود.

ابراهیمی و قلی صفایی وانمود کرده بودند که وکلای این زندانیان هستند و می خواهند اطلاعات پرونده را به محکومین منتقل کند. اما زمانی که بازداشت شدند، آنها علاوه بر فیلم هایی که از سفارت اسرائیل گرفته بودند، ویدئوهایی از زندان نایروبی و ساختمان «صندوق ملی امنیت اجتماعی» نیز همراه خود داشتند که نشان از یک طرح بزرگ برای حمله تروریستی پرسروصدا داشت.

حکومت ایران برای آزادی این دو – ظاهرا- وکیل تلاش زیادی به خرج داد. نهایتا وزیر امور خارجه ایران، «محمد جواد ظریف» با دستوری ویژه، معاون امور ایرانیان خود را راهی کنیا کرد و پس از رایزنی های متعدد، قلی صفایی و ابراهیمی آزاد شدند و به ایران بازگشتند.

سه سال پیش از این نیز، مقام‌های کنیایی دو ایرانی دیگر را هم که قصد داشتند با گذرنامه جعلی اسرائیلی وارد این کشور شوند بازداشت کردند. سال گذشته نیز پلیس این کشور خبر از کشف یک حلقه جاسوسی مرتبط با ایران داده بود.

سودان

درگیری در مرز سودان و سودان جنوبی از قدیمترین مناطق درگیری در آفریقا است. طبق تحقیقات مربوط به بررسی سلاح های سبک، نشان داده شد که مقدار زیادی از تسلیحاتی که در این مناطق استفاده می شود از ایران آمده بود که نقشه آن را در زیر می توان دید (پروژه تحقیقاتی مستقل که در ژنو و در موسسه تحصیلات تکمیلی مطالعات و توسعه بین المللی قرار دارد – Small Arms Survey(SAS))

3333

بسیاری از این سلاح ها به احتمال زیاد در اختیار رژیم در خارطوم قرار می گرفت، که به گفته SAS، نقش ایران در صنایع دفاعی سودان در درجه اول ایدئولوژیک بود. بر هردوی این حکومت ها، اسلامگرایان انقلابی در صدر قرار دارند. هردوی این کشورها تحت تحریم های بین المللی هستند که خود عاملی بود برای افزایش همکاری ها. ضمن اینکه ایران از این روابط استراتژیک سود وافری می برد. کشتی هایش در بنادر دریای سرخ سودان لنگر می انداختند. این یک نمونه نادر و کمیاب از روابط نزدیک ایران با یک دولت سنی و یک دولت خارج از خاورمیانه بود.

در زمستان 93، قاسم سلیمانی از صدور انقلاب اسلامی به شمال آفریقا سخن گفته بود که قطعا روابط خوب با سودان می توانست تسهیل کننده این صدور باشد. از طرف دیگر سودان نیز از این همکاری سود می برد. رژیم خارطوم کمک های تسلیحاتی از ایران دریافت می کرد. بر اساس گزارش SAS ، 13 درصد از واردات اسلحه خارطوم در سال های 2001 تا 2012 از ایران بوده است. مسلسل های سبک، آر پی جی لوله های خمپاره و از این دست سلاح های ایرانی در این مناطق یافت شده اند.

مورد دیگر نیز هواپیماهای بدون سرنشین ایرانی بود. در سال 2007 ایران و سودان توافق نامه همکاری امضا کرده بودند که بر اساس آن خارطوم می توانست تعداد نامحدودی از هواپیماهای بدن سرنشین ایرانی به نام «ابابیل 3» را بخرد. حتی شواهدی وجود دارد که از سال 2008، سه تا پنج تا از این هواپیماهای بدون سرنشین در دارفور مورد اسفاده قرار گرفتند، جایی که رژیم سرکوبگر سودان مرتکب نقض فاحش حقوق بشر شده بود. همچنین بر اساس گزارش SAS مبارزان ضد رژیم یک هواپیمای بدون سرنشین سودانی را که برچسب صنعت حمل و نقل هوایی ایران را داشت در مارس 2014 سرنگون کردند، با تیر زدند. این احتمال نیز وجود دارد که ایران به منظور کار با ابابیل 3 به نیروهای سودانی آموزش داده باشند.

اما همه چیز پس از قطع رابطه عربستان سعودی با ایران در دی 1394 تمام شد. چه آنکه با فشار عربستان، سودان نیز روابط خود را با ایران قطع کرد. اگرچه فشار اسرائیل و نیز تحولات مربوط به سودان جنوبی نیز در قطع این روابط بی تاثیر نبود. چنانکه یک وبسایت داخلی نزدیک به جمهوری اسلامی، در تحلیلی که پس از این قطع رابطه منعکس کرد، اینطور نوشت: « نزدیکی سودان با عربستان سعودی و قطع روابط دپیلماتیک با ایران، زمینه را برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی فراهم می کند و منافع ریاض و تل آویو به دنبال مخالفت شدید آن دو با توافق هسته ای ایران به نقطه اشتراک رسید.»

سخن آخر

درباره چرایی تلاش های ایران بر نفوذ در شمال آفریقا، جدای از انگیزه های ایدئولوژیک مانند صدور انقلاب اسلامی، می توان انگیزه های سیاسی نیز پیدا کرد که البته در راستای همان اهداف ایدئولوژیک قرار می گیرند. از آنجا که یکی از سیاستگذاری های کلان در جمهوری اسلامی، ضربه زدن به اسرائیل است، یکی از انگیزه ها را می توان مبارزه با اسرائیل در آن مناطق دانست. یکی دیگر از انگیزه ها را نیز می توان مربوط به دوگانه شیعه/سنی دانست. نزاعی که ایران شیعه را در برابر عربستان سنی قرار می دهد. عربستانی که در درگیری اخیر ناشی از حمله به سفارتش در تهران، توانست نشان بدهد که قدرت رهبری دنیای اسلام را در توان خود دارد. اما در کنار این ها، و با توجه به انزوایی که آمریکا بر ایران تحمیل کرده است، ضرورت داشتن متحدان دولتی و غیردولتی، برای شکستن انزوای ذکرشده، برای جمهوری اسلامی ضروری به نظر می رسد.